رفتن به مطلب

Pr.Snape

ریونکلا
  • تعداد ارسال ها

    353
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

10 Good

1 دنبال کننده

درباره Pr.Snape

  • درجه
    ریونکلا
  • تاریخ تولد 2 آبان 1381

این جادوگر کیه ؟

  • درباره ی من
    یه مشنگ زاده پر قدرت همیشه آماده برای دوئل ، همیشه خسته و همیشه گرسنه:/ و در نهایت Bozorg
  • محل زندگی
    خوابگاه شماره 4 برج ریونکلاو
  • علایق
    Bozorg
  • شغل
    خرابکاری

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,227 بازدید کننده نمایه
  1. درگیریا داشت بالا می‌گرفت راتین و امیر علی درگیر بودن ، نسترن خیس عرق چوبدستیشو بالا گرفته بود و میپایید من می‌خوام چیکار کنم یه نگاه انداختم به طنابای رو دیوار حرصم گرفت فک نمی‌کردم نسترن بتونه تموم بخوره چه برسه به اینکه بتونه یه وردو دفع کنه ، منم وحشی تر از همیشه یه نگاه به نسترن و راتین انداختم یه دفه راتین یه ورد به سمت امیر علی فرستاد از رو حالت دستش فهمیدم میخواد چه وردیو بزنه وقتی نور خاکستری نوک چوبدستیشو دیدم شصتم خبر دار شد سریع پریدم رو امیر علی و هر دوتامونو پرت کردم چند متر اونر تر حالا وقت انتقام بود وقتی نور خاکستری از بالای سرمون رد شد خیالم راحت شد حالا وقت انتقام بود سریع چوبدستیمو بالا آوردم و آرنجمو صاف گرفتم چون ورد ایمپدی منتا به دست ضربه وارد می‌کنه و هدف گرفتم باید یه جایی میزدم که باد و خاطرش بمونه و یه درد طولانی رو نصیب طرف کنه زیر شکمشو هدف گرفتم ، کاری کردم تا چند وقت دیگه بره دستشویی یاد من بیفته بعد یه نگاه به امیر علی کردم رنگش مث گچ بود منم یکی بستم بیخ گوشش گفتم به خودت بیا مرد و حواستو جمع کن کسی مزاحم درگیریم با راتین نشه بعد چوبدستیمو گرفتم جلوی هر دومون و واسه خطر احتمالی و با احتیاط بلند شدیم ایمپدی منتا =} راتین این ورد ب حریف یه ضربه سنگین میزنه واسه انجامشم باید اول هدف بگیری بعد هم به خاطر اینکه ورد به دست فشار وارد می‌کنه باید آرنجتو صاف نگه داری
  2. یه روز عادی بود و داشتم کارامو میکردم ک یهو دیدم یه بنر بزرگ زدن به دیوار برجو دارن واسه دوئل عضو میگیرن ، گرچه رقابت بین المللی. نبود و سطح من بیشتر از اینهاست ولی رفتم و اسممو نوشتم بعدش با اصرار فراوان مدیران و بزرگان ریون رو به رو شدم ک میگفتن برو دوئلو شروع کن منم لباس نبرد پوشیدم و از چوبدستیم بابت اینکه دارم ازش توی یه مسابقه غیر بین‌المللی استفاده می‌کنم معذرت خواستم رفتم تالار دوئل چشمم خورد به سه تا گریفیندوری کوچولو همشون با دیدن من زرد کرده بودن و داشتن رنگ عوض میکردن گفتم هر کدومتون جرات داره بیاد جلو و ببازه یه نگاه سرد با هم ردو بدل کردن نسترن از همشون جلو تر بود یه لقمه چربو نرم:))))) یه نگاه بهش انداختم و یه پوزخند زدم سریع چوبدستیمو بالا آوردم و یه چیز الکی زمزمه کردم و نسترن و هدف گرفتم :)) اونم در جا زرد کرد و چوبدستیشو بالا آورد و ی چیزی با جیغ گفت :))) نگاش کردم رنگش مث گچ بود بهترین موقعیت بود چوبدستیمو بالا آوردم یه موج توی دستم انداختم و گفتم اینکارسروس نور زرد از تک چوبدستیم بیرون اومد و با سرعت تمام به نسترنی خورد ک مات و مبهوت فقط داشت به طناب هایی نگاه میکرد که تقریبا داشتن تمام بدنشو می‌گرفتند:)))
  3. دومی تایگا یا جنگل شمالی یا جنگل برفی در جغرافیا به مناطقی مهگفته می‌شود که در آنها میانگین دما در مدت یک تا سه ماه بیش از ده درجه، زمین همیشه نمناک و محل جنگل‌های سوزنی‌برگه در تایگا همچنین کمی کشاورزی انجام میشه، دست کم توی شش ماه سال میانگین دما کمتر از صفر و فصل سبز شدن گیاهان کمتر از سه ماهه بارندگی توی تایگا میان ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلی‌متره ناحیه تایگا در جنوب نواحی توندرا عه.تایگا گسترده‌ترین زیست‌بوم زمینی در جهان و از منابع اصلی اکسیژن توی جهانه و بیشتر توی کانادا و روسیست همچنین نشونه تایگا زمستونای سرده ولی تابستون های کوتاه و بارونی داره جواب اولی ک خیلی زیاد دربارش نمی‌دونم فقط گوشی های محافظت برا مهرگیاه و دستکش پوست اژدها
  4. خب خب خب گیاه منم مهر گیاه من برا گرفتن اسانس مهرگیاه و واسه اینکه خشک شه اول گولش میزنی میبریش آفتاب بگیره:] بعد بهش آب و آب شنگولی میدی تا مست شهرستان بعد اون میبریش دستشویی تا ادرار کنه:| و اینجوری اسانسش به دست میاد و به خاطر وجود الکل توش ماندگار ترم هست
  5. خب بنده افتخار گرگا رفتم جلو وقتی در باز یه شیطان وحشتناک اومد بیرون منم که اصلا به خودم نگرفتم یه پوزخند زدم و گفتم ژووووووون باووووو منم اونو با یه ریدیکیوس پذیرایی کردم و اون یه دفه با یه باسن فرم جنیفر لوپز و یه شرط لامبدا و سر و سینه بزرگ :))))))))))) و لایه آول لباس قرمز مجسم شد و صدای هلهله پسرا از پشت سر بلند شد و اون بدبخت زرد کردو به زور گریش نگرفتو داخل کمد رفت به دلیل مسائل سیاسی امنیتی نمیتونم شکل بکشم
  6. درود به تو که با اون ذهن بازت دنبال یه راه جدیدی واسه بیان اعتراضت تو بهترین تکرارِ اشتباه خوب منی تو بهترین اتفاقِ هر روز منی که آفتابش یه لکه نور بود شامگاهش پر از اشتباه خوب بوده یه اشتباه خوب کردم که صدای شعرم با ریتم قلبم جور بوده ناموسا نیاز به معرفی داره
  7. این گیس و گیس کشی تا کی باید ادامه داشته باشه؟
  8. چرا دوست نیستید با هم؟
  9. این کاراتون و میشه دعوا و گیسو گیس کشی دونست؟
  10. چرا دوست نیستید با هم؟
  11. آوداگداروا
  12. نه باوووووو بیا بزن تار و مار کن بزن آن و پار کن همه شهرو خاک کن آدماشو چال کن بزن حرومی بزن قالشو بکن درست بزن سمت چپ بزن سمت قلب من آخه تو به این حرفا چی فقط ریون از این چیزا داره
  13. اعتراف میکنم اگه تو هاگ واقعی بودم از شخصیت رون و هرمیون بدم میومد فقط لونا لاو گود یه کمی با بقیه فرق داشت و جذاب بود
  14. پدر اسپم ایران چی میگه این وسط؟
  15. هعی بابا خفن تو رو خدا بزار بریم جلو ما رو نبر بابا خفن جک نگو بزار برو مارو دیگه نخندون ها بابا خفن امثاله تو همیشه نقشاشون کمرنگ بود حصین خفن
×