رفتن به مطلب

زی زی

اسلیترین
  • تعداد ارسال ها

    254
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

10 Good

2 دنبال کننده

درباره زی زی

  1. خب تکالیفیتون 😊 ❌میخوام چند مورد از ابزار مورد استفاده در علم گیاه شناسی جادویی رو همراه با نحوه عملکردشون شرح بدید(برای مثال گوشی های محافظ)❌ دستکش:محافظت از پوست و جلوگیری از بیماری های پوستی و سموم گوشی محافظ:جلوگیری از الودگی های صوتی کتاب:راهنمایی برای رشد درست و استفاده از گیاه چوب دستی:جلوگیری از رشد بی رویه و کنترل گیاه ماسک:جلوگیری از ورود سموم و خفگی کفش:جلوگیری از سموم و بیماری پوستی کودنیترون:کمک به رشد گیاه قلم:یادداشت تجربه ها و ازمایشات کاغذ:محل یادداشت شدن ازمایشات ❌زیستگاه گیاهی مورد علاقه تونو انتخاب کنید و با ذکر مثال از گیاه های۸منطقه اش یک گزارش حداقل 100 کلمه ای در مورد منطقه بنویسید❌ استوایی: این زیستگاه غنی ترین تنوع جانوری رو داره.و در اون بارندگی زیاده برای همینم سر سبز و مرطوبه و گیاهان زیادی به خوبی در اون رشد میکنن و رسد سریع و خوبی دارن.همچنین این منطقه بسیارگرمه و در کل دارای اب و هوای گرم و مرطوبه.جنگل‌های باران‌خیز استوایی را میشه در ۲۸ درجه شمالی و جنوبی استوا میان مدارهای رأس‌السرطان و رأس‌الجدیدر آسیا، استرالیا، آفریقا در پایین صحرای بزرگ، آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی، و بسیاری از جزایر اقیانوس آرام،اقیانوس هند و کارائیب پیدا کرد.. میانگین بارندگی در این جنگل‌ها اکثر اوقات بالای ۲۵۰ سانتی‌متر در سال میرسه و دمای ماهانه هوا نیز به صورت میانگین ۲۰ درجه سلسیوسه. در این جنگل‌ها اما معمولا دوره‌ای کوتاه از کاهش میزان بارندگیشه. در مناطق دارای باران‌های موسمی اما فصل خشک به شدت هستن، اگرچه با آمدن فصل بارش خیلی زیادی آب باران بر جنگل می‌ریزه که گاه حتی باعث سیلاب‌های شدیدی میان. ❌برای جلوگیری از ایجاد تهوع و استفراغ در مواجه با rue باید چه نکاتی را رعایت کنیم❌ از ماسک مخصوص استفاده کنیم.
  2. در فرانسه انقلابی رویداد که بعد ها به انقلاب کبیر فرانسه شناخته شد.رهبری این انقلاب به عهدهی فراماسونر ها و طرفدار های بورژوازی بود.پس از این انقلاب اگوستین باروئل که یک مسیحی بود در مودد فراماسون ها اینگونه گفت که ان ها به طور فعالانه این انقلاب رو به وجود اوردن. و گفته شده یع نفر به نام لاکنکورد از فراماسون ها برای انقلاب استفاده کرد. فراماسون ها خواستار لغو امتیاز فئودالی بودن. و مردم بیشتر به طرف اون ها کشیده شدن.هنگامی که لویی ۱۶ کناره گیری کرد حکومت مشروطه که باز هم توسط فراماسون ها به وجورد اومده بود روی کار امد .ولی ان ها به فقر و گرسنگی مردم بی توجهی میکردن بنابراین گروه دیگر به اسم ژاکوبین با انقابی دیگر به قدرت رسیدن.
  3. ♡نقد کنید. دیدگاه خودتون درمورد ادبیات و تعریفش رو بگین. مخالفت یا موافقتتون رو بگید و بحث کنید. اما فقط نگین «این نظر منه». روش فکر کنین، دلیل بیارین و نظرتون رو بگین تا قابل بررسی باشه و سلیقه‌ای محسوب نشه.♡ *خب به نظر من ادبیات چه در زندگی ماگلی و چه زندگیه جادویی واقعا مفیده و نیاز روحی بیشتر به ادبیات داریم. با استفاده از شعر های ادبیات در واقع به روح خودمون ارامش رو تقدیم میکنیم چه شخصی که اون شعر رو سروده که واقعا از اعماق وجودش و افکار و احساساتش و چیزی که توی ذهن و قلبش میگذشته استفاده کرده و اون رو روی کاغذ اورده و همچنین شخص شنونده یا خواننده ی اون شعر با توجه به احساسات و افکار نویسنده ی شعر به درک اون شخص میرسه و حتی ممکنه حس کنه چقدر شبیه اون شخصه و یا از افکار ا‌ون خوشش بیاد و تحت تاثیر قرار بگیره. *همچنین ادبیات باعث شده که ما بتونیم با هم دیگه به راحتی ارتباط برقرار کنیم و منظور خودمون رو به راحتی به طرف مقابل برسونیم و از اشاره و حرکات اضافه برای رساندن منظور که نتیجش صرف انرژی بیشتر و همچنین اتلاف وقت هستش جلوگیری کنیم. *و ادبیات به ما کمک میکنه که داستان های قشنگ عبرت بگیریم و همینطور با کمک اون تاریخ نوشته شده و ما در جهالت نموندیم و خبر داریم که در گذشته چه اتفاقی افتاده و ازش درس میگیریم . ♡تکلیف ۲: باز هم نظر و دلیل! هر چه دارید و ندارید، بیارید! بگید که شما به چه چیزهایی در شعر توجه می‌کنید که باعث می‌شه ازش لذت ببرید؟♡ خب در واقع من سعی میکنم با شعر به افکاری که در ذهن شاعر بوده پی ببرم و از دونستن اون افکار و تصورشون واقعا لذت میبرم همچنین با احساس خوندن شعر واقعا حس خوبی به ادم میده و تنها وقتی شعر رو درک کنی میتونی اونو خیلی زیبا و با احساس بخونی البته اگر صدای قشنگی هم داشته باشی که چه بهتر و بیشتر از همه از شعر هایی که راجب طبیعت هستن لذت میبرم.
  4. خب من ترسی ندارم که همیشگی یا بزرگ باشه و یا نتونم بهش قلبه کنم به جز ...هعی به جز جن.حتا فکر کردن بهش بدنمو میلرزونه .راستش ازش خاطره ی بدی دارم توی بچگی .بگذریم^_^ شب شده بود .هوا تاریک بود و از توی جنگل صدای زوزه میومد .با قدمای محکم به طرف دخمه رفتم و با گفتن رمز وارد شدم . به بچه ها که دور هم جمع شده بودن و گپ میزدن نگاه کردم و لبخندی زدم و رفتم پیششون و درست بین نفس و ایدا نشستم .از شانس خوبم بحث جن شد .همون اول ا بچه ها خواستم بحثو عوض کنن اما..... مینا:نکنه میترسی؟ من:نه فقط یکم چندشم میشه. امین با لبخندی مرموز با یه ورد اتاقو غرق در تاریکی کرد و گفت:هااااا هاااا من جنم میخوام زی زیو بکشم و بخورمش .‌.هاها ها ها. علی:زی زی در جریانی الان یه جن زیر تختته؟ اریو:چشماش قرمزه منتظره وقتی خواستی بری بخوابی بخورتت. محمدرضا:الان داره بهت نگاه میکنه و میخنده. بعدش بچه ها در گوشی حرف زدن و یه دفه در کمد اریو باز شد و از توش جن اومد بیرون.هنگ کرده بودم. میلرزیدم و اب دهنمو قورت میدادم .بعد جیغ زدم که همشون خندیدن .اسلیترینین دیگه.یه هافلی مهربون نبود که به دادم برسه .چشمامو بسته بودم و زانو هامو توی دلم جمع کرده بودم و جیغ میزدم .یه دفه بلند شدم و با عجله به بیرون از دخمه رفتم.سرمو گرفته بودم و گریه میکردم و جیغ میزدم. علی بهپم چن بار زنگ زد اما از ترس اینکه دوباره بخواد بترسونتم جواب ندادم .اونا نمیدونستن من توی بچگی خاطره ی بدی از جن دارم و تا مرز سکته میرم(((: پروفسور دایان داشت رد میشد که چشمش بهم افتاد .بغلم کرد*_*بردم توی دفترش و کلی دلداریم داد.سجادم توی دفترش بود دنیا برام توضیح داد که اون فقط یه بوگارت بوده و جنی توی هاگ وجود نداره و بهم ورد ریدیکیوس رو یاد داد و باهم تمرین کردیم و بالاخره با حرفای سجاد و دنیا اروم شدم .البته بعدش دنیا همه ی بچه ها رو دعوا کرد .دلم خنک شد=_=
  5. ۶توی تالار دوئل وایسادم و به گروه رقیبم ینی ریون با بدجنسی تمام که نشان از اسلیترینی بودنمه زل میزنم . همشون دوستامن و دوستشون دارم خیلی ولی میخوام در آخر من پیروز بشم به دخترا نگاه میکنم و به این فکر میکنم که با کدومشون میتونم دوئل جالب تری رو تجربه کنم که چشمم به آنا میخوره. خودشه بهترین و هیجان انگیز ترین دوئلو میتونم با یکی از اولین دوستان هاگم داشته باشم در واقع دلمم میخواست تلافی کنم اصن فراموش نمیکنم که چطوری بهم ورد خشک شدن زدن ابرومو بالا میندازم و و سعی میکنم با اعتماد به نفسی که از توی چشمام مشخص بود حریف رو بلرزونم و روحیشو نابود کنم مثل اینکه موفقم شده بودم چون دستاش میلرزیدن و روحیه و انرژی قبلی از توی چشماشون مشخص نبود دیگه وقتشه جوجه های ریونی رو شکست بدیم. پوزخندی میزنم و با اعتماد به نفس توی یه حرکت سریع دستمو بالا میارم و فریاد میزنم .... استوپفای===>آنا
  6. با بدجنسی تمام که نشون از اسلیترینی بودنم بود به ارمین زل زدم من باید برنده ی این دوعل میشدم من یه اسلیترینی بودم که شکستو قبول نمیکرد با خونسردی تمام و اعتماد به نفس شدید نفس عمیقی کشیدم و فکرمو متمرکز کردم و چوب دستیمو بالا بردم و زمزمه کردم: فیند فایر====>آرمین (این ورد باعث ایجاد نوعی اتش میشه که طبق تصور شخص شبیه موجودی میشه)
  7. با بدجنسی تمام که نشون از اسلیترینی بودنم بود به ارمین زل زدم من باید برنده ی این دوعل میشدم من یه اسلیترینی بودم که شکستو قبول نمیکرد با خونسردی تمام و اعتماد به نفس شدید نفس عمیقی کشیدم و فکرمو متمرکز کردم و چوب دستیمو بالا بردم و زمزمه کردم: فیند فایر====>آرمین (این ورد باعث ایجاد نوعی اتش میشه که طبق تصور شخص شبیه موجودی میشه)
  8. خب خب نفس جان متاسفانه شکیلا و دنیا به محض اینکه از سرسرا خارج شدم چوب دستی گذاشتن روی گلوم و گفتن میری بپرسی یا ادمت کنیم مننم ترجیح دادم مثه ادم بیام بپرسم|| ۱.از بین اعضای اسلی کیو دلت میخواد بیشتر از همه گاهی خفه کنی؟(: ۲.خب حالا بگو به جز علی کی بیشتر از همه رو مخته؟ ۳.خب اگه علی و اون شخصی که توی سوال قبل نام بردی داشتن غرق میشدن و کمک میخواستن و تو فقط میتونستی یه نفرو نجات بدی کدومو نجات میدادی؟ ۳.حالا در ادامه ی سوال قبل اگه علی قول بده یکی از تکالیفتو بده به جات چی؟ ۴.اگه قول بده یه ترم کامل تکلیفاتو بده چی؟ ۵.از استاد کدوم درس بیشتر راضی هستی؟ ۶.راستشو بگو تا حالا پشت سر مت حرفی زدی یا فحش دادی؟=_= ۷.اگه سوال قبلی جوابش اره بود صادقانه بگو چی میبخشمت؟ ۹.نظرت راجب درس گیاه و جونور چیه؟ ۱۰.وسط دخمه داد زدی ترم بعد شرکت نمیکنم الکی گفتی عایا؟ ۱۰.نمره ی ریاضیتو با صداقت بگو*؟ ۱۱.اگه توی هاگ درس ریضیات جادویی بزارن چه حسی پیدا میکنی؟ ۱۲.چه احساس نسبت به شکیلا داری وقتی که میاد وسط سرسرا میگه کیبورد؟ ۱۳.سوال ۱۲ رو با صداقت جواب دادی یا ترسیدی؟ ۱۴.سوال ۱۰ رو چطور؟ ۱۵.الان که برگشتی سوال ۱۰ رو دیدی متوجه اشتباهش شدی؟اون چیه؟ ۱۶.همون دفه اول متوجه شدی یا دوباره برگشتی و فهمیدی یا همچنان متوجه نشدی؟ ۱۷.الان دیگه فهمیدی دوتا سوال ۱۰ داری ولی ایا منظور کدوم یکی بود؟ ۱۸.چرا با وجود اینکه دو تا سوال ۱۰ داری تعداد سوالات از یک تا ۱۰ همون ۱۰ تاست؟ ۱۹.الان که این سوالارو میخونی چه حسی نسبت بهم داری؟ ۲۰.چرا اعتراف نمیکنی که عاشقمی؟||| ۲۱.اولین کسی که بلاکش کردی توی هاگ کی بود؟ ۲۲.ایا متوجه شدی سوال ۸ نداشتیم؟ ۲۳.کیبوردت سالمه هنوز؟ ۲۴.سولا خوب بودن؟
  9. چوب دستیمو به سمت ارمین گرفتم و با لحن مثلا ترسناکی گفتم اژدها میخاد قناری رو ببازونه توی دوئل اونم بهم نگاه کرد و گفت جوجه رو اخر پاییز میشمارن اروم زمزمه کردم: اکسپلیارموس(خلع سلاح حریف)===>آرمین
  10. چوب دستیمو به سمت ارمین گرفتم و با لحن مثلا ترسناکی گفتم اژدها میخاد قناری رو ببازونه توی دوئل اونم بهم نگاه کرد و گفت جوجه رو اخر پاییز میشمارن اروم زمزمه کردم: اکسپلیارموس(خلع سلاح حریف)===>آرمین
  11. چوب دستیمو به سمت ارمین گرفتم و با لحن مثلا ترسناکی گفتم اژدها میخاد قناری رو ببازونه توی دوئل اونم بهم نگاه کرد و گفت جوجه رو اخر پاییز میشمارن اروم زمزمه کردم: اکسپلیارموس(خلع سلاح حریف)===>آرمین
  12. من اعلام امادگی میکنم برای دوئل با علی
  13. مرگخوار بودن مخصوص یه اسلیترینیه فقط دست خودشون بود دلشون میخواست اس بی بشن از بس ما گلیم
  14. علی حالش کاملا خوبه شما نگرانش نباش بهتره نگران سوالایی که هنوز جواب ندادین باشین
  15. عزیز دلم از کی تا حالا جولای قبل از می شده که ما خبردار نشدیم؟ حالا اصلا مهم نیست کی زودتر اومده شما با انجمن مرگخوارای هافلیت حال کن عصبیم نشو برات خوب نیست زود پیر میشی
×