رفتن به مطلب

HERIVA-RIAN

گریفندور
  • تعداد ارسال ها

    250
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

13 Good

3 دنبال کننده

درباره HERIVA-RIAN

  • درجه
    گریفندور
  • تاریخ تولد 12 فروردین

این جادوگر کیه ؟

  • درباره ی من
    اسمم هریواست . و از یه خانواده ی اصیل زاده به نام ریان میباشم . گریپفندوری ،شجاع و نترس . <br /><br />
    به حدی که .... . خیلی رکم و برام مهم نیست حرفی که میزنم باعث چی بشه .<br /><br />
    زودرنجم به شدت !!!!
  • محل زندگی
    عمارت تانتهام ( خونه ی پدریم )
  • علایق
    عاشق نوشتن ، مذاکره کردن و تحلیل کردن و حل مشکلات . البته کاراگاه خوبی هستم.
  • شغل
    وزیر سحر و جادو یا وزیر هرجای دیگه ای ( عاشق ریاستم)

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,396 بازدید کننده نمایه
  1. درود. تاریخچه ی گیاه شناسی در جهان : اولین اقدامات مربوط به گیاه شناسی در حدود 300 سال قبل توسط یک فیلسوف یونانی به نام تئوفراستوس در یک کتاب نوشته شد که درباره ی اهداف گیاه شناسی و همچنین تاریخچه ی ان بحث می کند این کتاب در دوره ی باستان و قرون وسطایی تاثیر گذار بوده است . محققان می گویند پس از نوشتن این کتاب تحقیق در باره ی گیاه شناسی اغاز شد . رابرت هوک در سال ۱۶۶۵ با استفاده از یک میکروسکوپ ابتدایی، سلول را در چوب پنبه و اندک زمانی بعد در بافت گیاه زنده کشف کرد. او با نگاه به یک برش باریکی از چوب پنبه نوشت: من توانستم تعداد بسیار زیادی منفذ و سوراخ در آن مشاهده کنم که بیشتر شبیه کندوی عسل هستند. این روزنه‌ها یا سلولها عمق زیادی نداشتند اما تعداد بسیار زیادی جعبه کوچک محسوب می‌شوند. تاریخچه ی گیاه شناسی در ایران : تاريخچه گياه شناسي در ايران روايت مي كنند كه گياه شناسي در ايران از زمان بوعلي سينا طبيب ايراني رواج داشته است. حتي دانشمندان جندي شاپور به تدريس طب مي پرداختند، گياهان دارويي را بر طبق خواصشان رده بندي مي کردند، براي مثال كليه گياهاني كه براي درمان و معالجه درد به خصوصي به كار مي رفتند، در يك باغچه (كرت) و ديگري را در باغچه اي ديگر كشت مي دادند و اين امر احتمالا در اكثر مناطق جهان از جمله يو نان نيز انجام مي شد. تفاوت گیاهان مشنگی و جادوگری : در حقیقت فرقی ندارند البته شاید ما از برخی از گیاهان نایاب استفاده کنیم اما اکثریت از همان گیاهان مشنگی استفاده می کنیم . اما ما از عصاره ی جادویی انها که مشنگ ها به ان دست نیا فته اند استفاده می کنیم. پایان
  2. بیاین مشاعره کنیم

    کی اول شروع میکنه؟

  3. سلام وقتتون بخیر . تکلیف اول : همون طور که شما گفتید ستاره ی پنج پر دور کننده ی جادوی سیاه و چون هرنقطه یعنی قسمت سر تا گردن در نوک ستار ه دست ها در دوطرف و پاها هم در دو طرف قرار دارند وقسمت قفسه ی سینه الی پاییین در وسط ستاره است میتوان با کشیدن این ستاره از خود در برایر برخی طلسم ها محافظت کرد . در گذشته های دور برخی جادوگران کهن سال برای اینهکه خود را فردی مهم از لحاظ جادوگری و اعتقادی نشان دهند ستاره ی پنج پر را میکشیدند و بر سینه ی خود را نصب میکردند . فایده ی بعدی ان این است که از نیرو های درونی خود اگاه میشویم . مثلا باکشیدن ستاره پنج پر و گرایش به هر سمت نیرو درونی ما که معمولا 4 عنصر هستند مشخص میشوند . ستاره ی شش پر : ستاره ی شش پر یا ستاره داوود در برخی متون به عنوان نام دیگر خدا ی اسراییل نام برده شده و حتی در برخی از دعا های یهودی امده است . البته نام این ستاره در کتاب مقدس نیامده است و همچنین تصویر این ستاره را بر روی قبور یهودی ها دیده شده . این را هم نباید از نظر گذراند که ستاره ی شش پر در سال 1354 نماد پرچم یهدیان شد . این ستاره در المان برای شناسایی یهودیان مورد استفاده قرار گرفت. ( سعی کردم خودم بنیویسم و کپی نکنم ) ولی با این حال منبعم ویکی پدیا بود . پایان
  4. سلام وقتتون بخیر معجون سازی ماگل ها : ماگل ها نمی تونن معجون سازی کنن ! چرا ؟ خب معلومه هر کار جادویی ای نیازمند به قدرت جادویی داره که اونا ندارن . حالا اینکار هر چه قدر هم که راحت باشه غیر ممکنه موفق شن . عوامل دیگه ای هم هست مثل اینکه برای بعضی معجون ها نیاز به چوب دستی هست . وسایلی هم هست که تو دنیای ماگلی وجود نداره همچنین اونا نیاز به کتاب و یک استاد هم دارن حتی اگه همه ی اینا رو داشته اصله کاریو ندارن یعنی قدرت جادویی . اتفاقی هم که میوفته هیچی چون معجونشون اثر نداره اتفاقی نداره البته شاید در برخی از موارد منجر به اتفاقاتی خاصی شه . فواید معجون سازی : معجون سازی برای جادوگران فواید زیادی دارد که معمولا در سازمانهایی مثل ویزگامونت ، بازرسی جادویی ، سنت مانگو و.. مورد استفاده قرار میگیرد علت اهمیت معجونها این است که گاهی اوقات کارهایی را که نمی توان با چوب دستی انجام داد را می توان با معجون انجام داد . مثلا عشق رو میشه با معجون ها به دست اورد . در نهایت این معجون ها هستند که زندگی جادوگران را کامل می کنند من عوامل جادو رو به دو قسمت یعنی معجون ها و دیگر جادو ها تقسیم میکنم . بدین معنی که معجون ها نوعی مکمل هستند که باعث پیشرفت علم جادویی خواهند شد. به گزارش پیام امروز ویزگامونت افراد ماهر در معجون ها را استخدام کرده و هزینه ی بالایی را صرف تهیه ی معجون ها می کند . قطعا همه میدانیم که ویزگامونت از مجرم های جادویی به وسیله ی معجون اعتراف و گاهی هم معجون شکنجه حرف میکشد . پس وجود این افرا در ویزگامونت مسیله ای حیاتی است ( البته برای انها ) . فایده ی بارز دیگر معجون ها در بیمارستان سنت مانگو ست . که معمولا به وسیله ی معجون های مختلف درست میشه . در کل معجون ها اعضای حیاتی ای هستند . حتی طبق گفته ی پروفسور ارچنیز قرار است در کوچه ی دیاگون مغازه ی انواع معجون ها برای درمان بیماری ها باز شود که در واقع همان دارو خانه ی مشنگی است با این تفاوت که قرار است نام ان را معجون خانه بگذارند . یکی دیگر از فایده های معجون ها در سازمان جاسوس ها است . گاهی اوقات جاسوسان برخی وازت خونه ها برای اینکه شناسایی نشوند خود را شبیه مردم کشور دیگر مثلا چینی ها با استفاده از معجون تغیر شکل یا گاهی اوقات شبیه حیوانات به وسیله ی معجون جانور نمایی میکنند . در اخر بگویم که اگر معجون ها نبودند نه جادویی بود و نه جادوگری ! پایان
  5. وقتتون بخیر استاد در مورد ورد Silencio قطعا سیاهه . در اینجا که اینطوری بود . شما قصد نداشتن به دانش اموزا نفع برسونین بلکه میخواستین با این کار به خودتون نفع برسونین یا در واقع می خواستین با این کار از دستمون راحت شین . کار شما قطعا جادوی سیاه بوده . و به هیچ وجه نمیتونه چیزی بین این دو تا باشه . چون به نظر من : یا اینوری باش یا اونوری . در مورد قانون منع استفاده از جادو برای استفاده های شخصی باید بگم که مخالفم . چرا ؟ چون جادو برای جادوگر عین دست می مونه برای مشنگ . مثل اینه که بگن از دست خودت غذا نخور ! این غیر ممکنه . راستش به نظر در هر صورت جادو برای خودمون مورد استفاده قرار میگره ، در هر صورتی . مثلا یک معلم با استفاده از جادوش به کسی چیزی یاد میده قطعا برای خودش هم اینکارو میکنه تا یه پولی بیاد تو جیبش . بگذریم که واقعا معلما اینطوری نیستن !!!! در حال این قانون یک قانون مسخره ست چون اینجوری به ما جادوگر نمیگن به ما میگن مشنگ . که البته حق هم دارن . پایان.
  6. hello

    welcom to hagwarts

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 9
    2. HERIVA-RIAN

      HERIVA-RIAN

      نه 

      اما چون الان سه ترمه که سولا رو میبینم جوابشو هم میدونم

    3. Pgah_potter

      Pgah_potter

      اها خوش به حالت من تو گیاهان جادویی و مصر باستان موندم خیلی سختن:(

    4. Pgah_potter

      Pgah_potter

      اها راستی خوش اومدی هم گروهی جون امیدوارم بتونیم به همدیگه کمک کنیم:)

  7. تکلیف اول : ادبیات تو خون من جریان داره . حقیقتش بیشتر خانواده ی ما دنبال ادبیات رفتن و اکثرا شاعر یا نویسنده شده اند . تو رگهای منم نویسندگی جریان داره پس این کاملا طبیعی است که منکه شب های یلدا با صدای دلنشین حافظ و سعدی به صبح می نشینم با ادبیات موافق و همرزم باشم . ادبیات فرهنگ یک کشور است با این تفاوت که این فرهنگ غنی را قافیه های و ارایه های در بر گرفته اند وبه طور مستقیم یک فرهنگ را بیان نمی کنند . من فکر میکنم اینکه باستان شناسان برای تحقیق به ایران امده اند . بیشتر بخاطر اشعار مولانا ، حافظ ، سعدی و البته فردوسی و دیگر شاعران این مرز و بوم است . پس در نهایت اینکه ما با اشعار فردوسی دیگر شاعران انس پیدا کنیم باعث می شود فرهنگ ایران پا برجا بماند . تکلیف دوم : شعر های ایرانی همگی زیبا هستند . اما من چیزی که یک شعر را برای من زیبا میکند در واقع موضوع ان است . من به اینکه موضوع ان اجتماعی ، اخلاقی یا هر چیز دیگری باشد اهمیت می دهم و بین این موضوع ها ، موضوع اجتماعی را می پسندم . شاعرانی مثل: فریدون فرخ زاد ، احمد شاملو و دیگر شاعران ایرانی و در میان لاتین ها : ویکتور خارا را می پسندم . مسیله ی دیگری که من برای انتخاب شعر محبوبم اهمیت میدهم وزن و سبک گفتار شعر است . یعنی شاعر چطور با انسان سخن میگوید . ای با لحن تند و طلبکارانه حرف می زند یا نه ؟ با لحن ارام و سبک و دلنشین با انسان حرف میزند ؟ متنم را با یک بیت از حافظ به پایان میرسانم : صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا به امید انکه روزی فرا رسد که هر ایرانی حداقل یک بیت از از حافظ را به حافظه بسپارد .
  8. رونالد ویزلی
  9. هه منظورت اینه که من اسپم کردم؟
  10. سلام . خیلی که گشتم دیدم اصلا ما چنین انجنمنی نداریم که بچه ها توش کتابهایی که داشتن رو به هم معرفی کنن و نظراشونو به بحث بزارن . خب همه ی ما میدونیم که هرگز نه رییس سحرو جادو میشیم نه مغازه دار شوخی های زونکو . اما خوب میدونیم که قراره هممون یه کاره ای تو این جامعه بشیم . به نظرم ایده ی خوبیه . هرکی هر کتابی میخواد یا میخواد نظر بقیه رو درباره ش بدونه بنیویسه . امیدوارم خوب باشه .
  11. من که تا حالا اسپم ندادم
  12. یس خوردم اما الان که دیگه نیست
  13. اگه جای پروفسور اسپراوت بودم . اون کلاه قدیمی مو می انداختم سطل اشغال بعدی خودم
  14. رونالد تا دلتون بخواد تو هاگ هست
  15. تو این فصل مگه هندونه هم هست
×