رفتن به مطلب

regulus black

هافلپاف
  • تعداد ارسال ها

    47
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

11 Good

1 دنبال کننده

درباره regulus black

  • درجه
    هافلپاف
  • تاریخ تولد 14 فروردین 1379

این جادوگر کیه ؟

  • درباره ی من
    درود..ریگولاس بلک هستم...چیزه خاصی واس گفتن نیس
  • محل زندگی
    زیر زمین
  • علایق
    خدا..خانواده...دوستام..هاگ...لینکین پارک..کاغذ و...
  • شغل
    استاد

آخرین بازدید کنندگان نمایه

4,910 بازدید کننده نمایه
  1. سلام ونی. از اونجایی که نمیخام تا صبح جواب بنویسی کمی رحم میکنم بت 1-بزرگترین ترست چیه؟ 2-تاحالا جلو خانواده سوتی ناجور دادی؟تعریف کن 3-تو هاگ از کی دلخوری؟ 4-بیای میتینگ اول کیو بغل میکنی؟ 5-میخای در آینده ازدواج کنی؟ 6-بستنی یا پاستیل؟ 7-تا حالا شده بخای کسیو بکشی؟ 8-تا حالا دست تو دماغت کردی؟ 9-تا حالا با صورت رفتی تو کیک تولدت؟ 10-اگررررر روزی بخای با یکی از اعضای هاگ ازدواج کنی دوس داری کی باشه؟ 11-این افرادو تو ی کلمه توصیف کن الناز دنیا شکیلا سین هرمین من 12-کیو تو هاگ از همه بیشتر دوست داری؟ و تمام
  2. نشسته بودم جلوی آینه و داشتم آرایش میکردم.رژم افتاد.بلند شدم برش دارم.اما تصویرم هنوز نشسته بود و لبخند میزد
  3. زندگی یه مجموعه منظم از بی نظمی هاست

  4. نه بابا بحث به این خوبی تازه گرم شده
  5. راستی اونجا ابدیه ملک با برگ سندیه زندگیا تو مسابقه ست یا اینکه نه جلویی فکر عقبیه اونورام صحبت قدرته تو صفاش میگن نوبتی هل نده هر کی لا دنباله فرصنه هنوزم وقت طلاست دوریا قسمته حصین-خواب راحت
  6. لباسمو درآوردم و منتظر شدم،سین به من گفته بود که در این راند باید به جای جینی بازی کنم چون که مشکلی واسش پیش امده بود،وقتی کاپیتان صدام کرد سوار جاروم شدم و با سرعت اومدم توی زمین...هوای خنک به صورتم هجوم آورد...به محض اعلام اسمم هافلی ها یه تشویق جانانه کردن..هوای زمین منوو یاد گذشته انداخت وقتی که با دوستانم در زمینی نزدیک دره گودریک بازی میکردم...دور زمین چرخ زدم و بالا تر از همه وایسادم....هوای خوبی برای بازی بود....هم تیمی هامو میدیدم که دارن در نهایت ظرافت سرخگون رو هدایت میکنن ولی خیلی خوش شانس نبودن...رزا رو دیدم که سریع به موقعیت خودش برگشت و منتظر ضد حمله بازیکن های ریون شد..سین رو دیدم که داشت دنبال اسنیچ میگشت..چوبو محکم گرفتم و به سمت فاشین رفتم همون زمان بازیکن ریونکلاو رو دیدم که با سرخگون به دروازه هافل نزدیک میشد....با یه ضربه محکم توپ رو بسمت دروازه هافل فرستاد ..نفسم حبس شد و خیره موندم تا اینکه فاشین با نهایت دقت سرخگون رو گرفت....چشمام از خوشحالی برق زد ولی ناگهان دیدم یه بلاجر داره ب سرعت به سمت فاشین مییره با سرعت رفتم جلوش و منتظر شدم...به محض اینکه بلاجر جلوم قرار گرفت ضربه ای محکم به اون زدم و اون رو به بیرون از زمین فرستادم...فریاد خوشحالی هواداران هافل آسمون رو به لرزه درآورد(انحرراف تدافعی)
  7. یه موش..یهسطل آهنی...ی دستگاه جوش... موشو میزاری رو شکم طرف و سطلو میزاری روش بعد با دستگاه جوش سطل رو کامل داغ میکنی... موش بهترین مسیرو برای فرار انتخاب میکنه ینی توشکم قربانی!
  8. و دوباره سلاااام به همه..بازم براتون یه فنه دیگ آوردم ...امیدوارم خوشتون بیاد..نویسندهfantezy lanterns برای دانلود رو اسمش کلیک کنین silent love
  9. ممنون بخاطر نظراتتون...در آینده بهتر خاهند شد:Emoji-Smiley-04:::
  10. درووووود بر همه دانش آموزان و اساتید در این میخام براتون چند فن طولانی بزارم که درامیون و فلتسون هست به قلم گروهfantasy lanterns،بشخصه داستان هاشون رو میپسندم امیدوارم شما هم لذت کافی رو ببرید:Emoji-Symbols-177: 1-Poisoned Love http://s8.picofile.com/file/8301542600/Poisoned_Love.pdf.html 2-compensation http://s8.picofile.com/file/8301542642/compensation.pdf.html 3-Drowned in blood http://s9.picofile.com/file/8301542634/Drowned_in_blood.pdf.html 4-Irreparable Mistake http://s8.picofile.com/file/8301542626/Irreparable_Mistake.pdf.html 5-irreparable mistake2 http://s8.picofile.com/file/8301542618/irreparable_mistake2.pdf.html
  11. سلام...من ميخاستم ي حساب باز كنم
  12. 1پذیرایی..امکان داره مجرم حین درگیری نا خواسته از خودش رد پایی گذاشته باشه 2احتمال داره کار یک خون آشام باشه...برای اطلاعات بیشتر باید روی جسد تحقیق کرد 3چشم 4اول از همسایه ها و افراد نزدیک به مقتول بازجویی میکنم...بعد هم به گزارشات مامور هارو میخونم Sent from my HTC Desire V using Tapatalk
  13. من پیشگویی میکنم احتامالا با این تلاش امسال جام بهترین گروه واس ماس:*))))))
  14. درود...من بالاخره به عنوان جستجوگر تیم هافلپاف انتخاب شدم..هورااا...و بهترین جادوگر در دفاع از جادوی سیاه شدم!!!و تونستم به پاتروناس کاملا مسلط بشم...پاتروناسم یه گرگه...فک کنم بخاطر علاقه به عموم سیریوسه
  15. hi خب فک کنم باس راجب چانگ بنویسم.. خیلی باهاش رو به رو نشدم...پس اکر چیزی گفتم ک بت برخورد خودت به بزرگیت ببخش... خب بت میخوره دختره فعالی باشی و شاد ..نسبت به زندگیت دید خوبی داری و اعتماد به نفست بالاس...از تاریکی و ارتفاع میترسی ..شکلات دوست داری...کتاب به نسبت میخونی...درس خونی ولی خیلی از مدرسه خوشت نمیاد.. صفات خوب: با اعتماد به نفس_رُک-صادق-شجاع-وفادار صفات بد:زود رنج-یکم لوس-سادگی راجب اینکه چطور میخوای بمیری هم نظری نمیدم آدم خوبه هیچوقت نفهمه کی وچطور میمیره تا بتونه قدر زندگی رو هم بدونه و داستان .... یه روز داشتم تو سرسرا قدم میزدم که یهو جنگ غذا شروع میشه بین هافلپاف و ریونکلاو بعد من چشمم به چو میوفته که نشسته و نگاه میکنه منم یه کیک شکلاتی بر میدارم پرتاب میکنم سمتش که در آخرین لحضه جا خالی میده و یه ظرف پودینگ پرت میکنه سمتم که صاف میخوره تو صورتم ...آخرشم مک گونگال قاطی میکنه و به الناز میگه تریلیشو بیاره که یهو همه جا غرق سکوت میشه...
×