رفتن به مطلب

ShaPotter

هافلپاف
  • تعداد ارسال ها

    24
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

10 Good

درباره ShaPotter

  • درجه
    هافلپاف
  • تاریخ تولد تعیین نشده
  1. وسایلمو از زیرزمین جمع کردم و ارشیا رو به زور از روی مبلی که عاشقانه بهش وصل شده بود بلند کردم و لباسشو بهش دادم. بخاطر وسواسی که نمیدونستم حتی از کجا میاد چوبدستیم رو شستم. کتابام رو روی طاقچه گذاشتم و قبل رفتن تموم اثرات دوئل تمرینی رو پاک کردم تا وقتی بچه ها از کلاس برمیگردن سکته نکنند. کاترینا ی بیهوش رو هم بلند کردم و با ارشیا کشوندیمش توی خوابگاه و با آب از بیهوشی در آوردیمش. به اونم لباس رو دادم و به ساعت نگاه کردم هنوز ۵ دقیقه ای تا شروع مونده بود. از زیرزمین زدم بیرون و شالم رو مرتب کردم. ارشیا و کاترین هم بَــــــــــعد ۵ دقیقه با غر زدنای من اومدن. قبل از بالا رفتن واسشون گفتم نقشه رو و بعد از پله ها بالا رفتیم. وارد سالن شدیم و روی صندلی نشستیم. داور هم اومد و روی صندلی اش نشست. شارلوت و رومینا هم از راه رسیدن و کنار ما نشستن با حالت اعتراض آمیزی رو به داور کردم و از نیومدن اعضای اسلی شکایت کردم. زی زی و ستاره رسیدند و ما هم روی سکو رفتیم و همچنان منتظر اومدن اعضای دیگشون بودیم. که اونا هم از راه رسیدن و رامتین بالای سکو اومد. وقتی داور بازیو شروع کرد رامتین چوبدستیش رو سمت من گرفت و گفت کاسکادینگ. روی زمین افتادم و چوبدستیم رو دستم گرفتم و گفتم اپیسکی ( درمان زخم های جزئی)
  2. ردام رو پوشیدم و چوبدستیم رو از جیب ردا برداشتم و توی دستم محکم فشارش دادم. ونیمون داد زد + پس نمیخوای بیای؟ با عصبانیت داشت به ما نگاه میکرد سریع تخت رو رتب کردم و از زیرزمین اومدم بیرون و از پله ها بالا رفتم. ردام رو مرتب کردم وارد سالن دوئل شدیم. ادای احترام کردیم و روی جایگاه ها ایستادیم. وقتی داور دوئل رو شروع کرد. چوبدستیم رو قبل از هرکاری بالا بردم و طرح اژدها رو رسم کردم + فیندفایر $ آتش بزرگ و دارای شکل $🔥
  3. خوب اینبار خشم ونیمون رو بر انگیخته بودم! اینبار زودتر از حمله اون چوبدستیم رو بالا آوردم و گفتم "سیلور شیلد چارم" (این ورد یک سپر نقره ای رو برای طولانی مدت میسازه و میشه از اون اسستفاده کرد) سپر رو سمت ورد ونیمون گرفتم و از خودم محافظت کردم! مسابقه خوبی بود!
  4. دیوار های اتش در حال ساخته شدن بود اما این همچنان فرصت خوبی برای من بود که بتونم اونو شکست بدم (راستش تنها دلیلش این بود که به من گفت من عضوی از خانواده نیستم!) چوبدستیم رو سمت ونی گرفتم، اما اینبار میخواستم ونی رو اذیت کنم ^-^ اول از همه باید آتش رو خاموش میکردم! دستم چرخوندم و یه سپر فرضی درست کردم و گفتم فینیته اینکانتاتم (طلسمی که باعث میشه تموم طلسم هایی که در محیط هست از بین بره!) اسلاگیولوس اِراکتو (در سال 1992 رونالد خواست دراکو رو دچار این طلسم بکنه اما روی خودش اثر گذاشت و حلزون استفراغ کرد)
  5. (چرا پست نزاشته ونیمون؟! ) روبروی همدیگه ایستادیم و برای دوئل قدم برداشتیم و سمت جایگاه رفتیم. خودم رو آماده کرده بودم که یه دفاع خیلی خوب جلوی ونیمون داشته باشم و اونو شکست بدم، اما اون حتی چوبدستیش رو بالا نبرد. خوب بهترین موقعیت بود که شکستش بدم! چوبدستیم رو سمت ونیمون گرفتم و اینبار کمی مکث کرد. ذهنم رو در اختیار چوبدستی قرار دادم تا جادو منو راهنمایی کنه. چوبدستیم رو چرخوندم و گفتم: سکتوم سمپترا
  6. ونیمون مبارزه خوبی رو اجرا میکرد، اما نه اونقدر که بتونه من رو شکست بده (ههه:-/ ) چوبدستیم رو سمت ونیمون گرفتم و برای آخر مبارزه آماده شدم! اینبار من باید پیروز میشدم ولی نتونستم! شاید شروع بعدی به نفع اون باشه! اما من بازم میتونم پیروز شم ورد ونیمون به چوبدستیم رو چرخوندم و قدمی ر و جلو برداشتم و گفتم ((شیلد چارم)) - (سپر نامرئی)
  7. ونیمون مبارزه خوبی رو اجرا میکرد، اما نه اونقدر که بتونه من رو شکست بده (ههه:-/ ) چوبدستیم رو سمت ونیمون گرفتم و برای آخر مبارزه آماده شدم! اینبار من باید پیروز میشدم ولی نتونستم! شاید شروع بعدی به نفع اون باشه! اما من بازم میتونم پیروز شم ورد ونیمون به چوبدستیم رو چرخوندم و قدمی ر و جلو برداشتم و گفتم ((شیلد چارم)) - (سپر نامرئی)
  8. ونیمون رقیبی نبود که راحت از پای دربیاد! اون آتش خودم رو به سمت خودم فرستاد... فرصت برای سپر محافظی نبود، با به جلو قدم برداشتنم توی حمله قبلیم باعث شدم فاصله بین من و آتش کم بشه! من به وردی احتیاج داشتم که آتش رو ازم دور کنه و این، توی سرما خلاصه میشد! ((فلیم فیریزینگ)) - این ورد باعث سرد شدن آتیش میشه و در نتیجه آتش نمیتونه آسیبی به من بزنه! حالا نوبت من بود! یه قدم عقب برداشتم و دستم و چرخوندم و ضخامت سقف تالار رو امتحان کردم! ^-^ ((آلارتی آساندری)) - پرت کردن رقیب/هدف به سمت بالا
  9. دور اول به خوبی تموم شد و باید برای دور دوم صبر میکردیم بین این دو دور یکم بین بچه ها گشتم و کمی هم طلسم و ورد برای مبارزه یادگرفتم ونیمون حریف خوبی بود، میشد این بازی رو خیلی خوب تموم کرد باهاش! تقریبا بهتر از هرکس دیگه ای! وقتی نوبت به دوئل رسید به تنها چیزی که فکر میکردم بهترین حمله بود! ونیمون مقابلم ایستاد و طبق رسم قدیمی به هم دیگه احترام گذاشتیم! برگشتم و سر جام ایستادم و زود تر از ونیمون چوبدستیمو سمت اون گرفتم و دو سه قدم جلو اومدم. (( فیندفایر )) - این طلسم باعث ارسال نوعی از آتش میشه که طبق تصور فرد اون آتش شکل موجودی رو به خودش میگیره!
  10. مگه اون موقع دعوا نمیکردید؟
  11. چرا دعوا میکنید؟
  12. سلام

    وقت کردی یه سر به زیرزمین بزن:Emoji-Smiley-53:

  13. سوروس اسنیپ
  14. ونیمون رقیب خوبی بود! خوب میشه اینو پای تجربه اش گذاشت! اما خوب! در حدی نبود که بتونه منو شکست بده خوب میخواستم بهش یه درس بدم! که هیچوقت فراموشش نشه! اونم اینه که "هیچوقت به رقیبت فرصت نده! ^__^" میخواستی منو هل بدی؟ عمرا! (پروتیگو > برگرداندن طلسم قبلی به فرستنده) خوب حالا نوبت من بود!^__^ چوبدستیمو سمت ونیمون گرفتم و گفتم (اکسیو واند > کار طلسم اکسیو کشیدن هر شئی هست که بهش اشاره شده)
  15. خوب مثل رسم قدیمی دوئل رو شروع کردیم! وقتی چوبدستی مو بردم بالا متوجه سرعت بالاتر ونیمون شدم راستش دیگه هیچ راهی نبود! اون خواست تا دندونای منو بزرگ کنه! اما من هیچ وقت این اجازه رو به اون نمیدم! خوب طلسم اون به من رسیده بود و من نتونستم کاری کنم! چوبدستیم رو سمت ونیمون گرفتم و با چرخش چوبدستی به طرف چوبدستی اون ورد "فینیته اینکانتاتم" رو آروم زمرمه کردم! (غیرفعال کردن ورد حریف) حالا نوبت من بود! "واقعا فکر میکنی من عضو خانواده نیستم؟ خوب اینو ثابت میکنم! " چوبدستیمو با سرعت چرخوندم و حین چرخش گفتم " کانفرینگو » (فرستادن شعله های آتش به حریف)
×