رفتن به مطلب

mohsenfaraj

هافلپاف
  • تعداد ارسال ها

    10
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

11 Good

4 دنبال کننده

درباره mohsenfaraj

  • درجه
    هافلپاف
  • تاریخ تولد 2 شهریور 1380

این جادوگر کیه ؟

  • درباره ی من
    متولد شهریور :) آیدی تلگرام : @mohsenfaraj
  • محل زندگی
    جیب بابام :)
  • علایق
    برنامه نویسی و مباحث کامپیوتر
  • شغل
    اسکی رو مخ مردم :|

آخرین بازدید کنندگان نمایه

236 بازدید کننده نمایه
  1. خوب بر طبق تحقیقات من هنری کورنلیوس آگریپا که یک ساحر، کیمیاگر، اخترشناس آلمانی بود، این پنتاگرام رو در قرن 16م میلادی در کتابش"سه کتاب فلسفه علوم خفیه" تولید کرد. حالا علوم خفیه چی هست؟! ما در دوران باستان دو نوع علم داشتیم یکیش که علم جلیه بود مربوط به همین درس های معمولی مانند ریاضی و شیمی و هندسه هست ولی یک علومی هم داریم به اسم علوم غریب یا علوم خفیه که کلا مربوط میشه به نیرو های مافوق طبیعت و جادوگری! من در مورد این شکل تحقیق کردم و این ترجمه شدش هست تقریبا ببخشید که یکمی نا مفهوم هست پر بود از کلمه های سخت +عکسش رو هم ضمیمه میکنم: این شکل انسانیت را در عالم صغیر یا بدن نشان داده، و تاثیرات دنیای عریض تر به عوان اشاره کردن با هفت علامت نجومی بازتاب میکند. سیارات دایره: با شروع از سمت چپ و حرکت به صورت ساعتگرد، پنج سیاره به ترتیب گردش عبارتند از : تیر،ونوس، مریخ ، مشتری و زحل خورشید و ماه : خورشید و ماه علامت های متضاد رایجی در علم غیب هستند . در این جا ماه به در بخش تناسلی قرار دارد و وابسته است که دقیقا در مرکز تصویر قرار دارد. خورشید عموما نمایندگی قسمت های والا همانند هوش و روحانیت را داراست و در قسمت شبکه خورشیدی قرار گرفته است. سخن آخر ترجمه: این عکس یکی از چندین بخش چپتر 27 با عنوان " تناسب، اندازه گیری و توازن بدن مرد "است. این به ما این ایده را بازتاب میکند که انسان یک مخلوق کامل خداست. و بدینگونه: "اندازه تمام اعضا متناسب است و با هر دو بخش جهان همخوان است. و اندازه های نمونه اولیه باز سازش دارند. و هیچ عضوی در مرد نیست که با برخی علائم جواب گو نباشد" خوب این از ترجمه بود ولی بعدا متوجه شدم همین آگریپا اسمش تو قبلای هرمسی هست که اونم ماجراش زیاده! مربوط به سحر و جادو و علم غیب و ... . میتونید از ویکی پدیا و با کلیک روی اینجا در موردشون بیشتر بدونین. ولی نظر خودم در مورد این شکل : هر بخش بدن ارتباطی با جادو و پیشگویی داره و میشه تو برخی از فیلم ها هم اینو دید (همانند گات که اجبارا اینو گفتم مربوط میشه به لرد واریس اگه کامل دیده باشین ) به صورتی که احتمالا با انداختن آن قسمت از عضو در آتش و یا یک کار دیگر میشود کارهای جادویی انجام داد و یا پیشگویی کرد(و یا شاید حتی فرد مورد نظر رو هم کنترل کرد)! شایدم جزو دسته جادوی سیاه باشه. در نظرم بیشتر اینو از لحاظ عقیدتی پدید آوردن تا جادوگری ولی میشه تو جادو هم ازش استفاده کرد و بدونیم که قبل هر کاری خوب فکر کنیم. ستاره ی شش پر تشکیل شده از تلفیق دو مثلث متساوی الاضلاع هست . این شکل اسم های دیگه ای هم داره: هگزاگرام ، ستاره داوود ، مهر سلیمان و نگین سلیمان بین علمای یهود هم درباره ی جعلی بودن یا نبودن این نشان یک اختلافاتی هست: "بر طبق نظر برخی علمای تورات ستاره شش گوشه داره که نشان از شش روز هفته هست. مرکز ستاره را نماد روز هفتم می دونن که روز استراحته.این معنا به نوعی همان جامعیت و تقدس عدد هفته. برخی یهودیان هم ستاره داوود را سپر حضرت داوود می دونن ، اما طبق اسناد تاریخی برخی شکل گیری این ستاره را از قرن 6 – 7 میلادی هست که بر اساس عرفان یهود (کابالا) دارای ارزش های متفاوتیه. اصلیت ستاره ی شش پر مصری هست. اولین بار شوالیه های معبد اونو را در تزیین دیوار کلیساها به کار بردند، چون آنها اولین کسانی بودن که در اورشلیم به حقایق مهمی دربارة مسیحیت دست یافتند. بعد از ازمیان رفتن معبدیان این نشان در کنیسه ها (عبادتگاه های یهودیان) به کار رفت. این ستاره در بسیاری از ادیان به خصوص در ادیان شرقی استفاده شده و بیشتر به معنای توازن انسان با خدا هست. و حتی افرادی هم هستند که مدعی هستن این کاملا ایرانی هست!!! ستاره داوود تو جنگ جهانی توسط آلمان برای شناسایی یهودی ها هم استفاده میشد و به رنگ زرد بود که توش نوشته شده بود : jodi که به معنای یهود هست استفاده از ستاره داوود در بعضی ادیان دیگر نظیر هرمسیه، کیمیاگری و هندوییسم نیز رایج بوده. در نوشته های هرمس الهرامسه این سمبل دارای معنی زیادی است. در لوح زمرد نوشته شده: «هر آنچه در پایین است مانند هرآنچه در بالا است می‌باشد تا معجزات واقعیت ایجاد شود؛ و به دلیل اینکه تمامی واقعیت از یک چیز، با مدیتیشن بر روی یک چیز میایند همه واقعیت از این یک چیز به کمک اقتباس ایجاد شده است.» ارتباط دو مثلث در این دیدگاه نمایانگر یکی شدن ماده و روح است. هر آنچه در این دنیا وجود دارد بازتاب آنچه در دنیای نامرئی است می‌باشد. تنها با ایجاد هماهنگی و بالانس بین عنصر مذکر (مثلث رو با بالا) و عنصر مؤنث (مثلث رو به پایین) هماهنگی ایجاد می‌شود. در علوم خفیه نیز از شش ضلعی به کرات استفاده شده است. در بین سرخپوستان نیز این سمبل یافت شده است. در این دیدگاه شش ضلعی نماد مدیتیشن کامل بوده است که ارتباط بین انسان و خدا را برقرار می‌کند. بعضی اعتقاد دارند که ستاره داوود در حقیقت یک وضعیت افلاکی خاص بوده است که در زمان تاجگذاری داوود دیده شده است. این وضعیت دوباره در زمان تولد عیسی تکرار شده بود که باعث شد که مغهای زرتشتی بتوانند زمان تولد او را با توجه به افلاک متوجه شوند هر پر این ستاره بر طبق کتاب ستاره نجات اثر فراتنس روز نتسوایگ نام دارد: 1. خداوند 2. جهان 3. انسان 4. افرینش 5. تجلی 6. نجات طبق نظر او: خداوند در جهان به وسیله انسان به واقعیت می پیوندد تجلی خدا در انسان رویدادی واحد و یکباره نیست بلکه آن نیز سری دنباله دار است اگر انسان را وا میدارد تا برای همه بشریت نجات را به جهان آورد . خوب اینک تکلیف رموز که از چند منبع مختلف به صورت خلاصه نوشتم امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره.
  2. بدون ادبیات دنیا واقعا بی معنی هست. ما میتونیم با استفاده از ادبیات با هم حرف بزنیم،احساساتمون رو به اشتراک بزاریم و حتی فرمانروایی کنیم! اگه یادتون باشه تو قسمتی از فیلم دامبلدور میگه: "خوشحالی رو میشه در تاریکترین جا ها هم پیدا کرد به شرط اینکه بتونید یک شمع رو روشن کنید" ادبیات کبریت برای روشن کردن شمع هست! شاید اگه به لطف ادبیات نبود ما همون انسان های اولیه بودیم و حتی پیشرفتی هم نداشتیم چون نگارش و مکتوب کردن هم بخش مهم و بخصوص ادبیات هست. ادبیات بخش مهمی از فرهنگ هر کشوره. به صورتی که اگه ادبیاتش بمیره، در حقیقت کل فرهنگشون مرده! فرقی نداره چه زبانی باشه. توجه به ادبیات و حفظ این سنت بر همه اجباریه. چیزی که متاسفانه در شهر های ما هر روز کمرنگ تر و کمرنگ تر میشه و جوانان ما خیلی از این ها رو از دست میدن. برای مثال خودم! من به اندازه پدرم کلمه و لغات و حتی شعر های کوتاه که به اون ها "بایاتیلار" میگن بلد نیستم. واقعا هم بده. حس و آرامشی که تو ادبیات یافت میشه تو کناره دریا هم پیدا نمیشه. ادبیات مرزی مشترک از واقعیات و تخیلات هست. یک دنیای کاملا آزاد که میتونی هر دنیایی توش بسازی! در نظر من داشتن یک زبان عجیب هم اصلا بد نیست. بالاخره یکی روش حرف زدنو کشف کرده که این زبان رو پدید آورده. خیلی ها هستن ادبیات رو محدود به کتاب فارسی میدونن ولی همین فارسی خیلی چیز ها داره که مردم عادی نمیدونن! در تکلیف دوم یک مورد مثال میزنم که فکر کنم دیده باشین نمیخوام باعث سردرد بشم ولی من تو دوران راهنمایی بیشتر از هر درس دیگه ادبیات رو دوست داشتم حتی اینو میشه از وبلاگ نیمه جون من هم دید! ما اوقات خوبی رو داشتیم و از بهترین سرگرمی های ما حفظ شعر بود . ادبیات هم مثل بقیه چیز ها هم میتونه مرهم روی درد باشه و هم میتونه نمک روی زخم. میتونه چاقوی جراحی باشه یا چاثوی قتل و ویرانگری. میتونه چکش ساخت و ساز باشه و یا میتونه چکش ویرانگری! شاید باور نکنید ولی قدرت ادبیات وصف ناپذیره! فکر میکنید قدرت رستم دستان فقط به بازوش بود؟! پس این همه رجز خوانی برای چی هست؟! ادبیات دنیای رنگ ها و مزه هاست. و واقعا خوشحالم اینجا درسی به شیرینی ادبیات داریم ♥ ♥ ♥ ♥ خب عوامل زیادی هست! من دو قسمتش میکنم زیبایی محتوایی و زیبایی لفظی. اوه الانم یادم افتاد مواردی که باعث زیبایی و گیرایی متن میشن آرایه میگن و اتفاقا هم همینطور تقسیم بندی شدن!! اگه در مورد شعر حرف بزنیم، وزن و لحن خیلی مهمه. برخی شعر ها واقعا وزن خیلی سختی دارن! ولی برخی دیگه هم هستن که اگه معمولی هم بخونی کم کم میبینی داری خود به خود بهش وزن میدی یعنی شبیه سرود های دوران مهد کودک هستن! شایدم دیدی طرف یک حرکاتی از خودش درآورد! این بیتی از ادبیات سال قبل بود داستان خسرو: اُشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری خب معنی شعر هم معلومه! وقتی شتر ها خسته میشن برای اینکه خستگیشون در بره تو زمان استراحت نی میزنن. اونوقت هست که میبینی شتری که چند کیلومتر راه اومده تو شن و باد پا شده جفتک میندازه خب حالا از بحث اصلیمون جدا نشیم در نظر خودم ادبیات یعنی بازی با کلمه ها مثلا شعر زیر از سعدی: ↓← ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ، ﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ،ﮔﻞ ﺭﺍ ،ﻣﺸﻜﻦ! ﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻪ، ﺭﺥ ﻣﺮﻭ، ﺗﻮ ﺩﻳﮕﺮ ،ﺑﻪ ﭼﻤﻦ! ﮔﻞ ﺭﺍ ،ﺗﻮ ﺩﮔﺮ، ﻣﻜﻦ ﺧﺠﻞ ،ﺍﻱ ﻣﻪ ﻣﻦ ! ﻣﺸﻜﻦ ،ﺑﻪ ﭼﻤﻦ، ﺍﻱ ﻣﻪ ﻣﻦ، ﻗﺪﺭ ﺳﺨﻦ ! به صورت عمودی و افقی یکی خونده میشه و البت یکی از عوامل دیگه لذت بخش بودن شعر سادگی و قدرت اون هست! شعر های سعدی انعطاف پذیرن یعنی یک کودک 7 ساله هم شاید حداقل نصفشو بفهمه چی میگه ولی ادبیات حماسی مثل شاهنامه؟! این دیگه مال بچه ها نیست باید درس بخونن و معنی لغتشون بالا باشه تا بفهمن فردوسی میخواد چی بگه! من خودم عاشق ابیاتی هستم که توش آرایه حسن تعلیل هست! چون با عینک دیگه ای به دنیا نگاه میکنیم! و البته خودم هم عاشق نوشتن طنز هستم و اگه لوس بازی نباشه بدک نیستم! اخیرا چند سالی میشه از نوشتن خسته نمیشم. تو این دو سال فقط یک دفعه انشای دو صفحه ای نوشتم بقیه همشون شش صفحه هستن. نمیخوام بگم من خیلی خفنم! میخوام بگم ادبیات سیری ناپذیره. حتی هورکراکسی هست که بعد مرگت زنده میمونه! گذشته از اینا محتوای شعر مهمه! و باید متناسب باشه مثلا نمیشه لیلی و مجنون رو برای مهد کودکی ها خوند! اونم بچه های این روز و زمانه!!!! بیچارت میکنن یعنی! و چیز های دیگه نظیر داستانی بودن، استفاده از طنز و ... هم هستن به هر حال واقعا جلسه عالی بود بهترین جلسه توی هاگوارتز مال ادبیات! حتما برام خاطره میشه ای کاش گروهی بود که میتونستیم بیشتر با هم در مورد ادبیات حرف بزنیم! تو درس ها دیگه صرفا برای گرفتن نمره تکلیف میدم ولی اینجا با شور و علاقه خودم مینویسم ◢ امضا: یک تازه وارد
  3. خب قبل از اینکه در مورد سیاه یا سفید بودن ورد سایلنسیو بگیم بهتره اول ببینیم چی هست و کلا از کجا در اومده ورد سایلنسیو وردی هست که با استفاده از اون میشه جفت انسان ها و حیوانات رو بی صدا کرد! یعنی دیگه نتونن حرفی بزنن. پروفسور فیلیوس این ورد رو به دانش آموزان سال پنجی یاد میداد و به عنوان تکلیف به کسانی محول میکرد که نمیتونستن این ورد و اجرا کنن. البته این ورد بر روی وزغ ها و کلاغ ها (ریون) سخت تر قابل اجرا هست. افراد زیادی از این ورد استفاده کردن از جمله هرمیون گرنجر ، لرد ولدمورت (در نبرد هاگوارتز) و مادر ریموس لوپین. و البته در صورت اجرای اشتباه هدف مورد نظر باد کرده(بزرگ میشود) و صدا های ناهنجار و کر کننده تولید میکند. خب بر طبق قوانین هاگوارتز (که همچین اجازه ای ندارن که جادوی سیاه رو آموزش بدن، بلکه دفاع در برابر جادوی سیاه رو آموزش میدن) به راحتی نتیجه میگریم که این یک جادوی سفید هست اما... اما با توجه به همین سایتی که من از همونجا این موارد رو تحقیق کردم هر جادوی سفیدی میتونه به عنوان یک جادوی سیاه استفاده بشه! برای مثال: ورد taboo . با استفاده از این ورد میتوان کسی که حرف خاصی را میزند را رد یابی کرد. اما میتوان با استفاده از این ورد اهداف سیاه رو محقق کرد. برای مثال حمله مرگخواران به خانه لاوگود . در صورت علاقه بیشتر به این بحث میتوانید از این لینک اطلاعات کامل از ورد را از اینجا ببینید. پس نتیجه میگریم ورد سایلنسیو نیز جادوی سفید هست ولی میتواند در راستای اهداف شوم و به عنوان جادوی سیاه استفاده گردد. برخی افراد هستند که میگویند این ورد خاکستری هست. ولی در دید یک دانش آموز ترم اولی که تازه به دنیای جادوگری وارد شده، رنگبندی اصلا برای جادو مناسب نیست!!! فرض کنید شما دارید با عده ای از مرگخواران که قصد کشتن عزیزان و یا بدتر از همه اسیر گرفتن آنها و شکنجه شان را دارند مبارزه میکنید. اگر شما آنها را نکشید، آن ها شما را خواهند کشت. ورد آداوراکاداورا سیاه ترین ورد است که هر فردی که دنبال جادوی سیاه میرود با این ورد آشنا است. در این شرایط بهرانی این ورد در نظر من میتواند سفید باشد! همانطور که گفتم اگر شما آن ها را نکشید آن ها شما را خواهند کشت. سخن پایانی : سیاه یا سفید بودن وردی به اجرا کننده آن بستگی دارد. و بالاخره سوال دوم و باز هم طبق روال خودم در دنیای جادوگر ها، یادگیری حتی جادوی سیاه بعد از رسیدن به سن قانونی اصلا محدودیتی ندارد و تمام جادوگران میتوانند برای مقابله و اهداف وب این موارد را یاد بگیرند. به غیر از استفاده از ورد های نابخشودنی که عبارتند از امپریو آداورا کاداورا و کروشیو. پس از اینجا میشه نتیجه گرفت هر فردی حتی میتونه برای منافع شخصیش هم از جادوش استفاده کنه! چون قدرتش خودشه. و از این گذشته افراد خیلی زیادی هستند که از جادو در جهت منافع شخصی استفاده میکردند از جمله میتوان به هرمیون گرنجر و مالی ویزلی که از میل های خودباف(نهایت قدرت ترجم همینه :دی) برای بافتنی استفاده میکردن. ولی این استفاده باید خردمندانه باشه و سایر قوانین رو نقض نکنه.برای مثال اگه کسی از جادویی استفاده کنه که موجب افشای جادوگران در برابر افراد بیجادو بشه خوب مستقیم میره به دادگاه در سایر داستان ها مانند دکتر استرنج هم دیدیم که افرادی هستند که با استفاده از جادوشون معلولی و عقب ماندگیشون رو جبران میکنن. پس با این اوصاف هر چه بیشتر یاد بگیرید زندگی بهتری خواهید داشت! قبلا نظر خودم ممنوعیت استفاده از جادو برای اهداف شخصی بود ولی خب اگه نگاه کنیم خیلی ها کار و بارشون از این جادو هست:فروشگاه ها و خوردنی ها و غیره... امیدوارم تحقیقم مفید واقع بشه ... در پناه حق
  4. اسکویلر دوان دوان به نزدم می آمد... باورم نمیشد! باز هم خطر افشای جادوگران؟! مطمئن بودم. عرق از سر و پیشانی اسکویلر میریخت. در پایان به نزد من رسید و خم شد. نفس نفس میزد. - جناب وزیر باز هم! باز هم خطر افشای جادوگران. +این مورد چیست؟ -یکی از ماگل ها (افراد بی جادو) به اشتباه یکی از گیاهان مهر گیاه رو با گیاهان ماگلی اشتباه گرفته. به خاطر شباهت ظاهری آن ها بود. وقتی ریشه اش را کشید مهر گیاه جیغ بلندی زد و فرد ماگل از دنیا رفت! +واقعا فجیع است! دفعه پیش نیز یکی از جادوگران گیاه اسفیانس رو در خاک معمولی گذاشت و نمیدونست این گیاه از خودش گاز خطرناکی تو خاک معمولی ایجاد میکنه! و در نهایت خفه شد و مرد. -قربان با اینکه دو رساله تاریخ گیاه شناسی در بین ماگل ها از 300 سال قبل مسیح توسط تئوفراستوس (فیلسوف یونانی) نوشته شده {تاریخچه گیاهان (Historia Plantarum) و اهداف گیاهان)} و همچنین Dioscorides نویسنده رومی شواهد مهمی مبنی بر دانش یونانیان و رومیان درباره گیاهان دارویی ارائه داده، ولی با این وجود علم گیاه شناسی اونا در حد ما نیست!! + اسکویلر ما هم بخشی از اطلاعاتمون رو از این کتاب ها گرفتیم. مشکل ماگل ها اینه که زیاد دقت نمیکنن. - به چی قربان؟ + رنگ گیاهان جادویی، معمولا دو رنگ هستند مثلا وسط برگ تیره تر از اطرافشون هست و همچنین صدا ها، گیاهان جادویی صدا های آرامی از خود منتشر میکنن که حتی من و تو هم شاید توش اشتباه کنیم و البته بو، که بوی گیاهان جادویی بسیار تند تر و زننده تر از گیاهان معمولی هست -جالبه! ولی خب میگید چه کاری رو انجام بدیم؟ ما که نمیتونیم جلوی ماگل ها رو بگیریم. + براش یک فکری دارم! -چه فکری؟ + وزارت سحر و جادو باید یک قانونی رو تصویب کنه که بر طبق اون نگه داری و پرورش گیاهان جادویی دور از دسترس مشنگها و در امنیت کامل صورت بگیره. - فایده ای هم داره؟! یعنی منظورم... منظورم این هست که میشه جلوی مرگ تمام ماگل ها رو گرفت. + البته که نه ولی احتمالا روز به روز کمتر میشه. - پس فکر خوبیه کی قراره اقدام کنید؟! +شاید اوایل سال 1968 - خوبه من میتونم برم قربان؟ + بعله میتونی بری. کمی آرامتر شدم؛ حس خوبی هست به اتاقم میرم و شروع به نوشتن میکنم: اداره وزارت سحر و جادو تصمیم دارد ... منابع: ویکی پدیا سایت هری ویکی
  5. باز هم روز دیگه تو هاگوارتز میتونم تک تک تنفس های جادوگریم رو تو این دنیا احساس کنم! و خوب چه درسی بهتر از معجون سازی؟! تو دنیای ماگلی به داروسازی علاقه داشتم مسلما تو دنیای جادوگری هم به معجون ها علاقه مند خواهم شد! بگذریم به کلاس میرم کلی ترکیبات رنگی و عجیب و غریب که البت بعضا آدم تحریک میشه بخوره ببینه چه مزه ای میده ولی خوب ریسک بزرگیه. درس شروع میشه و بالاخره تکالیف از دادن تکلیف همیشه خوشم میومد! شب میشه و همه میخوابن ولی من بیدار میمونم چوب دستیم رو تکون میدم و میگم لوموس.یک لحظه به اطرافم نگاه میکنم و میبینم همه دارن خر و پف میکنن آرزو داشتم بتونم به دیگر خوابگاه ها هم سر بزنم و ببینم وضع اونا چطوریه چطور تونستن تو این شب زیبا به همین راحتی بخوابن؟ از روشنایی چوب دستی برای پاسخ به سوالات استفاده میکنم وسوالات رو نگاه میکنم: کمی فکر میکنم و میگم "چه عالی قبلا کتابخونه و تمام مقاله های انگلیسی پاترمور رو نگاه کردم :)" حس خوبیه یک زبانی رو بلد باشی و حتی بتونی با سایر جادوگر ها تو اونور دنیا حرف بزنی!از شانسم قبلا به این سوال توسط جی کی رولینگ جواب داده شده بود! ج.ک.رولینگ:خب باید بگم خیر چون همیشه مواردی جادویی در ساختار معجون ها نقش دارن نه فقط صرفا مواد اولیه! بنابراین باید در بعضی و یا حتی در تمام موارد از چوب دستی استفاده بشه (که متاسفانه یا خوشبختانه یک ماگل زاد نمیتونه از یک چوب دستی استفاده کنه) یک فرد بی جادو حتی نمیتونه به درستی از چوب دستی در ساخت معجون استفاده کنه و به احتمال زیاد کارش میتونه زیان آور باشه و به افراد یا اموال آسیب برسونه و احتمالا بسیار زیان آور باشه. زیرا در دنیای من چوب دستی ارتباط مهمی همانند یک وسیله ارتباطی و یا رگ با چیزی هست که در جادوگر خوابیده است(فکر کنم منظورش روحش باشه). ارتباط خیلی نزدیکی میان خواسته ها و عملکرد جادوگران با خودشان وجود دارد. پس برای یک فرد بی جادو مهارت کافی در ورد ها، برای انجام درست کار ها لازم است. نکته جالب این هست که درس معجون سازی یک درس مورد محبوب بی جادو ها هست! علاوه بر اینا ما قراره یک معجون قدرتمند بسازیم نه یک سوپ و یا آش شله قلمکار! و خوب میریم به سوال بعدی باز رفتم سراغ منابع و باز هم نشستم و فکر کردم و فکر کردم تا اینکه چراغ بالای چوب دستی ذهنم روشن شد ! اساسا معجون سازی از مهم ترین پایه های جادوگری هست. به صورتی که معجون سازی میتونه مشکلاتی رو حل کنه که ما با استفاده از چوبدستی و ورد های پیشرفته باز هم نمیتونیم حلش کنیم! برای مثال برای درمان شکستگی استخوان و یا حتی بازسازی اون!یا تغییر چهره به چهره کس دیگه! همه این ها مواردی هستند که به خوبی قدرت معجون سازی رو نشون میدن. با اینکه شاید یک فرد بسیار قدرتمند و یا ابرجادوگر میتونه این مشکلات رو بدون استفاده از این دانش انجام بده، ولی خوب سرعت عمل و قدرت اون هم بسیار مورد توجه هست. همچنین اهمیت های دانش معجون سازی در کتاب های هری پاتر: ــ‌ـ توی کتاب 2 با کمک معجون مرکب پیچیده تونستن راز دفترچه رو حدس بزنن ( معجون خیلی کمک کرد). ــ‌ـ توی کتاب 4 ولدمورت تمام نقشش رو روی دو تا معجون بنا كرده بود. يك معجون مرکب پیچیده و دومي معجونی که باهاش برگشت به بدنش و معجون حقیقت هم توی کتاب نقش مهمی داشت. ــ‌ـ توی کتاب 5 بعد از درگیرهای سازمان اسرار به مجروحین معجون میخوراندند. ــ‌ـ توی کتاب 6 دامبلدور به وسیله‌ اسنیپ (استاد معجون سازی) از مرگ نجات پیدا کرد احتمالا با یه معجون - دامبلدور بعد از خوردن یه معجون ضعیف شد- ولدمورت برای محافظت از یکی از هروکراکس‌هاش از یه معجون استفاده میکرده (مهمترین بخش محافطت طبق گفته دامبل) ـ‌ـ استفاده از معجون حقیقت در کتاب هری پاتر و جام آتش ــ‌ـ و در نهايت معجون خوش شانسی در هری پاتر و یادگاران مرگ، ریتا اسکیتر با خوراندن این معجون به باتیلدا بگشات در مورد کودکی آلبوس دامبلدور از او حرف می‌کشد. از معجون سازی در ساخت دارو ، پادزهر،زهر کشنده یا مصونیت در برابر شعله ها استفاده کرد. استفاده از معجون صرفا به معنای خوردن آن نیست بلکه در برخی میتوان تنها با در تماس بودن با آن از تاثیر آن برخوردار بود (همانند معجون احیا). و به گفته پروفسور اسنیپمیرسیم که : با معجون سازی میشه "شهرت را در شیشه کنید، افتخار را دم کنید، غرور را بپزید و حتی مرگ را در بطری محبوس گردانید". در کاغذی همه این ها رو مینویسم از پنجره به بیرون نگاه میکنم شب خیلی زیبایی هست. چوب دستیم رو تکون میدم و میگم نوکس روشنایی چوب دستی جایش را به روشنایی شب میدهد و من به رویای عمیقی میروم. رویایی که مال من است... منابع این تحقیق بیشتر از سایت هری پاتر ویکی
  6. بهترین کتابی که تا حالا خوندم و تمرین کردم مربوط به پایه نهم بود کتاب تیزهوشان علوم تجربی مرشد از انتشارات مبتکران واقعا عاشقش بودم سوالاش خیلی دلچسب بود ولی خوب اولین علاقم به گاج بود. الان هم به جرئت میتونم بگم خیلی سبز تو همشون بهترینه ! اگه شیمی میخونید و دبیرستانید یا میخواید شیمی بخونید کتاب فیل شیمی واقعاعالیه یعنی شماعاشق شیمی میشید!!!! میتونید از اینجا بخرید البت مال سال های قبل هست ولی خوب بازم به درد میخوره راستی من عضو جدید هافلپاف هستم خوشحالم از دیدار با همه شما
  7. های دیر ^________________^

    اینجور که از شواهد و قرائن پیداست شما هافلی شدید

    خب به بهترین و باحال ترین و خفن ترین گروه دنیا خوش اومدین ( هیچم تعریف از خود و اینجور چیزا نیس:Emoji-Smiley-23: )

    خوشحال میشیم بهمون بپیوندی رفیق!!!

    کمکی چیزی هم خواستی من در خدمتم ^_^

  8. سلام

    به هافلپاف خوش اومدی

    من ونیمون ارشد هافلپاف هستم امیدوارم اوقات خوبی در هاگوارتز داشته باشی

    با کلیک رو لینک بالای صفحه وارد زیرزمین هافلپاف در تلگرام شو تا با هم گروهیات بیشتر آشنا بشی

  9. ( پاک شد ) هافلپاف خیلی خوش اومدی
×