رفتن به مطلب

Fr the second Y

گریفندور
  • تعداد ارسال ها

    11
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد Fr the second Y در 24 بهمن

Fr the second Y یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

11 Good

4 دنبال کننده

درباره Fr the second Y

  • درجه
    گریفیندور
  • تاریخ تولد 27 آبان 1383
  1. در زمان انسانهای نخستین هم انسانها از گیاهان برای پوشاندن و خوردن استفاده میکردن،میشه اینطور گفت که انسانها از همون موقع هم یک شناختی نسبت به گیاهان داشتن،چون میدونستن که از گیاهان میشه بعنوان خوراکی و پوشش استفاده کرد. گیاه شناسی یعنی اینکه ما زندگی رشد و نمو گیاهان را بررسی کنیم. تا بتونیم چیزهایی رو در رابط با گیاهان مثلا خواص یا ضررهایی که ممکنه برای ما داشته باشن رو کشف کنیم. سیصد سال پیش از میلاد(تقریبا۳۰۰۰سال)فیلسوفی یونانی به نام تئوفراستوس دو رساله درباره تاریخچه گیاهان و اهداف گیاهان نوشت.گیاهان میتونن خیلی به ما کمک کنن و کردن.ال الخصوص در زمینه ی دارو.ما با کمک گیاهان تونستیم داروهای زیادی بسازیم و خیلی از مریضی ها هم ممکنه با گیاهان یا دم کرده ی اونا خوب بشن.گیاه شناسی از نظر من در دنیای جادویی و دنیای ماگل ها کاملا متفاوت هست. گیاه ها، نوع نگهداری از گیاه،دونستن فواید و نوع استفاده از گیاه کاملا متفاوت هست.ممکن هست گیاهی در دنیای جادوگر ها وجود داشته باشه که ماگل ها کاملا ازش بی خبر باشن و وقتی به وجود این گیاه پی میبرن کاملا شگفت زده و متعجب میشن و یا بالعکس.ولی از نظر من در دنیای جادویی از گیاه استفاده های بسیار بهتر و متنوع تری میشه کرد به نسبت دنیای ماگل ها.چون بصورت کلی توانایی یک جادوگر به خاطر اینکه میتونه جادو کنه از یک ماگل بیشتره. و مسلما استفاده ای که اون از یک گیاه میکنه به نسبت استفاده ای که یک ماگل از یک گیاه میکنه کاربردی تر و مهمتره.
  2. 《چرا ستاره ی پنج پر برای جادوگران حائز اهمیت است:خوب من حدس میزنم که (با توجه به اعضای بدنی که در نوک ستاره ی پنج پر قرار گرفته شده اند)اگر این پنج نقاط بدن اسیب ببینند،ممکنه که حوادث جبران ناپذیری برای ما رخ بده یا ما قسمت مهمی از توانایی هامون رو از دست بدیم(سر و دو دست وپاها)و صد البته که از نظر من نشاندهنده ی این هست که تمامی اعضای بدن با یکدیگر در ارتباط هستتد چون اگر خط های درونی ستاره ی پنج پر رو بکشیم (زاویه ها را باخطی به هم متصل کنیم)میبینیم که تمامی اعصا به نوعی به یکدیگر متصل خواهند بود. و وقتی که ما این خط ها رو رسم میکنیم دو پای انسان متصل میشه به سر. و از نظر به این معناست که پاها و سرما عضو مهمی محسوب میشن و در صورت اسیب هر یک از انها ما دچار سختی میشیم. و قلب به نوعی در مرکز قرار داره و نشاندهنده ی اهمیت اون برای انسان هست.》 《ستاره ی شش پر:به این ستاره ینی ستاره ی شش پر ستاره ی داوود هم میگن ولی تو کتاب مقدس اشاره ی خاصی به نماد یا سمبلی برای داوود و سلیمان نشده. و کللن در نوشته های زیادی هیچ حرفی از ستاره ی داوود زده نشده. استفاده از این نماد یعنی ستاره ی شش پر در زمان حضرت داوود هم رایج نبوده. در یال ۱۳۵۴ هم چارلز چهارم پادشاه بوهم برای پرچم سرخ رنگش از این نماد یعنی ستاره ی شش پر یا ستاره ی داوود استفاده کرد.نماد ستاره ی شش پر زرد رنگ در زمان جنگ جهانی دوم برای شناسایی یهودیان هم استفاده میشد.این نماد معانی زیادی داره.در علوم غریبه هم از این نماد به عنوان مدیتیشن استفاده میشه. بعضی ها هم معتقدند که ستاره داوود یا همون ستاره ی شش پر در واقع یک وضعیت و موقعیت خاص بوده که در زمان تاجگذاری داوود دیده شده.》 سرخ پوستان به بومیان قدیمی کشور آمریکا گفته میشه.برخی از قبایل سرخ پوستان به مدت دویست سال در بردگی سفید پوستان بودند.سرخ پوستان قاره آمریکا متحد و یکدست نیستند و به جا مانده از تمدن های مختلف و متفاوت هستند.سرخ پوستان باور دارند که جهان از یک دنیای طبیعی ساخته شده است که همین عالم خاکی خودمون هست و ما در اون زندگی میکنیم و دیگری دنیایی ماورایی که ما اون رو به چشم نمیبینیم.معتقدند که عالم خاکی یک صفحه است و روی اون صفحه ستون هایی قرار گرفته و روی اون ستون ها و در واقع سقف این دنیای خاکی همان دنیای ماورایی است.سرخ پوستان این ستونها را به شکل درخت های بلند تصور میکنند و انها را درختان جهانی می نامند. توتم یه اصطلاحی هست که اروپاییان برای نمادهای مقدس سرخ پوستان بکار میبرند.سرخ پوستها معتقدند توتم ها یا نمادها ارواحی هستند که از انسانها محافظت میکردندبسیاری از این نمادها به شکل جانور هستند و بعضی ها هم کنده کاری هایی اند که با تنه درختان ساخته میشوند.سرخ پوست ها به خواب دیدن اهمیت زیادی میدهند.در فرهنگ بسیاری از قبایل سرخ پوستان آمریکا خواب دیدن یعنی سفر روح انسان به دنیایی دیگر.
  3. اول از همه بهش سلام میکنم بعدشم که، همین دیگه از این جهان هستی هم خداحافظی خواهم کرد
  4. هیچ وقت وسط یک بحث داغ فرار نکنید
  5. ۱_خب من حس میکنم که متفاوته خیلی متفاوت شاید از لحاظ شکلی و رنگ و اینا همونی باشه که یک جادوگر درست میکنه ولی هیچ اثر و کاربردی نداره و تاثیری که فرد میخواد رو نداره‌چون جادوگر نیست! دنیای یک جادوگر و یک ماگل با هم متفاوته و نباید با هم مقایسشون کرد. یک جادوگر میتونه با انجام دادن دستور چیزی که میخواد رو درست کنه ولی یک انسان چون توانایی این کار رو نداره نمیتونه.حتی از نظر من شاید از نظر رنگ و بو و مزه مثل هم باشن ولی هیییچ تاثیری نخواهد داشت. ۲_خب با استفاده از معجون خیلی کارها میشه انجام داد.کارهای متفاوت و جالب. موضوع جالب و مهمی هم هست‌. اینکه بتونی یک معجون بسازی و با اون بتونی روی چیز یا فردی تاثیری که خودت بخوای رو بزاری جالبه.وهمینطور تغییر پذیری.یعنی با استفاده از معجون تغییری رو در موجودی ایجاد کنی.ممکنه گاهی اوقات ما نخوایم کسی یا یک شخصی بفهمه که ما با استفاده از جادو تغییری رو در موجودی شکل دادیم با استفاده از معجون میتونیم این کار رو پنهانی تر و بهتر انجام بدیم.معجون در دنیای جادوگری بسیار کاربردی هست و با استفاده از اون میتونیم خیلی کارها انجام بدیم و هنر ظریفی هست
  6. تعریف ادبیات:خب ما حتی تو حرف زدنمون هم از ادبیات استفاده میکنیم. برای اینکه بخوایم با دیگران ارتباط برقرار کنیم از ادبیات استفاده میشه. خواندن و نوشتن ما هن به ادبیات مربوطه. (و اما اینکه ادبیات انکار پذیر هست یا خیر:مسلما وجود ادبیات انکار ناپذیره و ما نمیتونیم انکار کنیم که هر روز و در هر لحظه از ادبیات استفاده میکنیم و هر لحظه باهاش سروکار داریم.) خب میشه گفت که ادبیات دو بخش داره. بخش اول بخش قوانین، قواعد،آرایه و... هست و بخشی دیگر در رابط با هنر هست. مثل شعر گویی و داستان نویسی و ارتباط با دیگران.اینکه در رابط به هنره یعنی یه جورایی ما به هنر هم در زمینه ی ادبیات نیازمند هستیم. یک شاعر باید بلد باشه که چجوری شعر بگه که بتونه احساس درون خودش و موضوع و مفهوم شعر رو بتونه به دیگران انتقال بده. یک نویسنده باید توانایی این رو داشته باشه که بتونه داستان یا ماجرایی که داره تعریف میکنه رو طوری توصیف کنه که ما بتونیم به خوبی درک کنیم و گیج و سر در گم نشیم.همه ی اینا به هنر مربوطه. یعنی ما باید گنجینه ای از استعداد درون خودمون و روحیه ی هنرمندانه داشته باشیم تا بتونیم فعالیت هایی در زمینه ی ادبایت داشته باشیم و از طرفی اگر ما قوانین و فنون ادبیات رو زیر پا بگذاریم هیچوقت نمیتونیم احساسمون رو درست انتقال بدیم. به نوعی ادبیات برای زیبا تر کردن حرف های ساده هست. مثلا دوری و فراق. چقدر این دوتا کلمه از لحاظ زیبایی با هم فرق داشتن؟! چه چیز در شعر حائز اهمیته: اگر مثلا ما وقتی داریم شعری رو میخونیم حس بدی داشته باشیم (یعنی حالمون خوب نباشه از لحاظ روحی)و موضوع شعر هم در رابط با نوع حس ما باشه خیلی مهمه. وقتی موضوعه شعر در رابط با حسی که ما داریم باشه و شاعر تونسته باشه احساسات رو به خوبی توصیف و به ما انتقال بده مسلما خیلی نکته ی مثبتیه.بنابراین موضوع شعر مهمه. آهنگ شعر هم مهمه یا لحن خوندن و همینطور نوع آرایه ای که ما در شعر استفاده میکنیم میتونه شعر رو زیباتر کنه.بستگی به میزان سواد ما هم داره و اینکه چقدر میتونیم کلمات یک شعر رو بفهمیم و درک کنیم . شاهنامه و شخصیت های آن:کیومرث:یه پادشاهی که قوی و نیرومند بود و مهربون بود و برای این که پسرش از دست انسانها اسیب نبینه حاضر شد که پسرش رو ببره دد منطقه ای دور از انسانها.فرد مهربانی بود و بددن شک فرد مهربانی بود و دلیل اینکه سیامک را در جایی دور از انسانها برد تنها بخاطر این بود که او آسیب نبیند. سیامک :پسره مهربونی بود و یجورایی هم دل نازک و یکم ترسو شاید.چون از پدرش چاره ی این رو خواست که چه کنه که مردم بهش آسیب نزنند در حالی که این راهیه که هر کسی باید طی کنه و ادما همیشه باید مراقب باشن که کسی بهش آسیب نزنه و حتی برخی اوقات اگر مردم تو رو آزار بدن باعث بدست آوردن تجربه میشه و حتی شاید باعث بشه که بفهمی چگونه باید در اجتماع رفتار کنی. هوشنگ:پسر شجاعی بودو توانست انتقام پدرش را بگیرد و توانست دیو ها را شکست دهد فردی عادل و منطقی بود و سال های پادشاهی اش به عدالت گذرانده شد. این شخصیت رو دوست دارم چون انگار شخصیت با جذبه و در عین حال مهربان و شجاع بوده دیو:شخصیت منفی داستان یجورایی بودن و بخاطر کینه و حرصی که از کیومرث داشتن حاضر شدن که پسرش رو بکشند...شرمنده که طولانی شد
  7. ۱_خب از نظر من جادوی سیاه محسوب میشه درسته که برای خودت کاری انجام نمیدی(یعنی مثلن مشکلی پیش نیومده برات و تو با توجه به اون ورد خودت رو شفا و معالجه یا هر چیزی مثل این نمیکنی)ولی در هر حال داری از جادو به نفع شخصی خودت استفاده میکنی. یعنی دوست داری برخی افراد رو بنا بر علاقه ی شخصی خودت ساکت کنی . هرچند کار خیلی پلیدی نیست! گاهی اوقات هم لازمه. ولی از لحاظ منطقی و با توجه به اینکه جادوی سیاه بصورت کلی چی هست،اینکار ینی استفاده از این ورد نوعی جادوی سیاه هست که در واقع پلید نیست. ۲_از نظر من در برخی شرایط میشه از جادو به نفعه شخصی استفاده کرد ولی باید نتیجه ی خوبی داشته باشه ینی چیزه شوم و پلیدی نباشه (مثلن وقتی داریم از جادو استفاده میکنیم به نفعه خودمون نباید کار پلیدی انجام بدیم یا کاری کنیم که به ضرر دیگران و افراد بی گناه تموم بشه)در برخی جهات میشه استفاده کرد. ولی خب نباید در حدی باشه که ما دست از سعی و تلاش بکشیم و همه ی کارهای خودمون رو با جادو انجام بدیم. میتونیم بعضی جاها استفاده کنیم ولی نه همیشه و بستگی به شرایطی که در بالا گفتم داره.
  8. پاک شد گریفیندور (البته بیشتر اسلیترین بودی ولی به خاطر انتخاب خودت میتونی گریفیندور بری) بابت دیر گروهبندی شدنتون معذرت میخوام.
×