رفتن به مطلب

SH.Q

اسلیترین
  • تعداد ارسال ها

    4
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

0 Neutral

درباره SH.Q

  • تاریخ تولد 11 تیر 1246

این جادوگر کیه ؟

  • درباره ی من
    دانش و قدرت هر دو قابل احترام هستن؛ اما این جسارت و شجاعتند که همه چیز رو تعیین می کنن.
  • محل زندگی
    کیهان،منظومه ی شمسی، کره ی زمین
  • علایق
    کتاب خواندن، ورزش کردن
  • شغل
    انسان
  1. ۱- همونطور که خودتون به صورت واضح اشاره کردید جناب مدیر؛ معجون سازی ترکیبی از کیمیاگری و سحر و جادوئه. در نتیجه یک ماگل حتی اگه بر فرض محال بدون کمک سحر و جادو بر بخش کیمیاگری معجون سازی غلبه کنه و یا به عبارت دیگه بهش تسلط پیدا کنه به هیچ وجه قادر نخواهد بود از پس قسمت مربوط به ساحری بر بیاد چون گذشته از دانش لازم نیروی لازم برای غلبه بر این بخش رو نداره. حتی اگه یک ماگل مسلط به کیمیاگری(باز هم بر فرض محال ) بتونه یک معجون رو به درستی طبق طستور العملش تهیه کنه، مطمئنا اون معجون به درستی اثر نخواهد کرد. چون شخص سازنده در بهترین حالت فقط نیمی از شرایط رو داشته. ۲- دلایل اهمیت معجون سازی برای جادوگران همونظور که استاد بزرگ معجون سازی پرفسور اسنیپ می گه: با معجون سازی می توانید شـــهــرت را در شیشه کنید، افـــتـــخــار را دم کنید، غــــــرور را بپزید و حتی مـــــرگ را در شیشه محبوس گردانید. معجون سازی با این که یک شاخه ی تلفیقیه و علاوه بر سحر و جادو به کیمیاگری هم مربوطه اما ارتباطی نزدیک و ناگسستنی با جادو و جادوگری داره، معجون ها در انواع و اقسام کار هایی که به جادو مربوط اند مورد استفاده قرار می گیرن.(حتی برای چیز های کوچکی مثل وسایل شوخی) معجون می تونن درمان کنن یا بکشن. می تونن بسازن یا نابود کنن. می تونن شرایط رو بهتر کنن یا رو به وخامت ببرن. ذات معجون سازی دقیقا شبیه ذات جادوئه و دقیقا به دلیل همین شباهته که معجون سازی در ساخت چندین طلسم، از بین بردن بعضی جادو ها و در کل در امور مربو‌ط به سحر و جادوگری انقدر پر کاربرد و ضروریه. از طرف دیگه، همونطور که قبلا هم اشاره کردیم، جادو در معجون سازی عضوی ضروری و قسمتی جدا نشدنیه و در بسیاری از معجون ها به کار میره و در کل، در معجون سازی کاربرد وسیعی داره. و میشه گفت پایه های معجون سازی بر جادو استوارن. و دقیقا به دلیل همین کاربرد وسیع جادو در معجون سازیه که این فعل به جای مستقل بودن به طرز منطقی ای یکی از شاخه های علوم جادوییه( در واقع یکی از مهم ترین شاخه های علوم جادویی). و با استناد به این رابطه ی دو سویه و این حقیقت هر کدام از دو طرف معادله بدون وجود دیگری ناقص و بدرد نخور به نظر میان؛ میشه به راحتی به دلیل این میزان اهمیت معجون سازی برای جادوگران پی برد. با تشکر از وقتی که گذاشتید.
  2. ۱-ادبیات؟ ادبیات به مجموعه ی تمام چیز هایی گفته میشه که یک شخص برای رسوندن منظورش و یا اثبات چیزی به حالتی فراتر از استفاده از زبان از اون استفاده می کنه. ادبیات تاریخ رو تشکیل می ده، زندگی رو تعریف می کنه، لغات رو به تصویر می کشه، کلمات و جملات رو در زیر و بم مسیر تا هر جای ممکن رهبری می کنه و کمک میکنه که انسان تصویر بزرگ تر رو ببینه☝ ادبیات نفس تاریخه، نه فقط حافظه ی بشر، ادبیات نفس ارتباط صحیح، سازنده ی پل های مؤثر در تاریخ و یا گاهی خراب کننده ی اون هاست. ادبیات هم زمان ساده و پیچیده است و شاید وسیع ترین موضوعیه که میشه در موردش صحبت کرد. ادبیات بزرگترین طلسم فرمانیه که یک شخص ممکنه انجام بده. ادبیات دقیقا مثل جادوه، هر چند کار هایی از اون بر می آد که حتی جادو هم نمی تونه انجام بده. اون قدرت می بخشه، به ذلت می کشه، تخریب می کنه ، میسازه، می کشه و حتی زنده می کنه. ادبیات دقیقا مثل جادوئه. در ضمن حتی اگه همین الان هم از من بپرسید بزرگ ترین شاعری که میشه حتی تصورش کرد کسی نیست جز استاد بزرگ و زنده نگه دارنده ی پارسی شیخ ابوالقاسم فردوسی. در مورد شعر هم میشه گفت مهم ترین موضوع در مورد یک شعر مفهوم اونه وگرنه هر کسی می تونه یک سری کلمات زیبا و خوش آهنگ ولی بی معنی رو پشت سر هم بچینه و ادعا کنه که شعر گفته.(امیدوارم اشتباه قضاوت نکنید، اصلا منظورم این نیست که وزن و کلمات درست مهم نیستن). ولی با وجود این موضوع(شاید مشکل از بینش منه) اما ارتباط برقرار کردن با شعر های به طور معمول بی قافیه و حتی گاهی(تاکید می کنم: فقط گاهی) بی معنی نو و سپید خیلی سخت تر از ارتباط برقرار کردن با شعر های سنتیه. و از نظر من استاد حقیقی سخن اونیه که بتونه منظورش رو با قالب های شگفت انگیز شعر سنتی بیان کنه. (داشتن چنین دایر لغات وسیع و افسانه ای ای به جز برای کسانی مانند شیخ فردوسی، حافظ و سعدی مقدور نیست، حالا حتی اگه نیازشون به تسلط رو اصلا در نظر نگیریم.) به هر حال به نظر من مهم ترین عواملی که شنیدن شعر رو لذت بخش تر می کنن وزن درست و حتی مهم تر از اون مفهوم درسته. عذر می خوام که نظراتم زیاد تخصصی نبود و وقتتون رو گرفتم.
  3. ۱-Silencio به طور طبیعی جادوی سفید محسوب نمیشه، چون نه مفهوم عشق و سفیدی رو به نمایش میزاره و نه حتی از روح و حقیقت نشئات می گیره اما نمی تونیم اون رو در گروه جادو های سیاه هم بزاریم چون با اینکه به سود یک شخص خاص(در این مورد خود شما استاد👉) به کار میره و به طور کل یک قابلیت رو از شخص دیگه ای می گیره(ودر این مورد ما ترم اولی های بدبخت✌) اما حقیقتا به کسی آسیب نمی رسونه،استقلال رو از کسی نمی گیره و به توانایی اختیار هم آسیبی نمی زنه پس جادوی سیاه هم نیست و باید بگم که تنها جادویی هم نیست که تقریبا جز هیچکدوم از جادو های سیاه و سفید محسوب نمیشه. موضوع غیر عادی ای نیست☝ ۲-در مورد قانون منع استفاده از جادو برای نفع شخصی هم میشه گفت که با این که می تونست موضوع مفیدی باشه اما فلسفه ی غلط و آزار دهنده ای داره.(اینو بدون توجه به اسلیترینی بودنم می گم.) به طور مثال اگر ما جادو رو فقط و فقط برای کمک به دیگران و اهداف نیک استفاده کنیم با توجه به اثرات و حس خوبی که کمک و یا رسیدن به سفیدی به ما میده این حس خوب هم داخل نفع شخصی محسوب میشه و میشه به نحوی این طور استنباط کرد که ما در واقع این کار رو برای خودمون و به نفع شخص خودمون انجام دادیم.(بهتره اصلا به اول کلاس و این حقیقت که جیکمون هم به نفع شخص خاصی در نمی اومد اشاره نکنیم جناب مدیر😕) از طرفی ذات و وجود جادو به طور طبیعی امکان استفاده چه شخصی و چه غیر شخصی رو به شخص جادوگر میده و در کل قسمتی از این ذات به استفاده های شخصی تعلق داره. دقیقا همونطور که ذات جادو سیاه یا سفید باشه. و نه تنها ما بلکه هیچ جادوگری به هیچ صورت قادر نیست با ذات جادو و در نتیجه ذات خودش بجنگه. در ضمن در صورت استفاده از این قانون احتمالا ساکت کردن یک کلاس برای بعضی افراد سخت می شد😎(بدون اشاره هیچ شخص خاصی). تبصره: بابت شوخی بالا عذر خواهی می کنم.
  4. پاک شد اسلیترین به ریونکلا هم میخوردی :-"
×