رفتن به مطلب

Romina potter

هافلپاف
  • تعداد ارسال ها

    3
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

0 Neutral

1 دنبال کننده

درباره Romina potter

  • تاریخ تولد 18 شهریور 757
  1. توی خوابگاه دخترا بودم و داشتم با خود فکر می کردم که چه خوش شانسم که توی تیم هستم چون هر چی نباشه من یه ترم اولیم همون لحظه به ساعتم نگاه کردم و دیدم دیر شده سریع رفتم توی سالن دیدم شا و آلبوس و کاترین جلو درن و دارن میرن همون لحظه منم دوییدم دنبالشون و با اونا رفتم توی سالن با هم نشستیم رو صندلی های هافل اسلی ها دیر کرده بودن همون لحظه ستاره و زی زی اومدن شمیم و آلبوس و شارلوت رفتن بالای سکو ولی بازم منتظر رامتین بودن همون لحظه رامتین بدو اومد بالای سکو منم رفتم پشت آلبوس اون بالای سکو بود منم پایین سکو حس بدی داشتم لبخند زی زی خیلی موذیانه بود یه جوری داشت به آلبوس نگاه می کرد که نزدیک بود من سکته بزنم داور داد زد شروع زی زی بلند داد زد سکتوم سمپرا منم یه دفعه حرکت کردم سریع پریدم روی سکو و آلبوس رو کنار زدم اولین وردی که به ذهنم رسیدو گفتم: اینکانتاتم====> زی زی ( طلسمی برای خنثی کردن طلسماس و موقع انجام این ورد بیاد از ساعت شیش بری روی 12 بعد باید مستقیم از 12 بیاریش روی 6 ) طلسمم تونست جلوی طلسم زی زی رو بگیره و با این کار مهی آبی متمایل به بفنش توی فضا پخش شد نگاهی به آلبوس کردم ولی توی اون مه آبی نمی تونستم ببینمش
  2. پاک شد هافلپاف
×