رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ترم اول'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • vBCms Comments
  • هاگوارتز
    • اخبار انجمن هاگوارتز
    • گفتگو با هاگوارتز
    • نقشه ی غارتگر
    • روزنامه پیام امروز
    • نشریه هزارتو
    • موج اچ پی
    • سالن ایده ها
  • بیرون از دروازه ها
    • گرینگوتز
    • جنگل ممنوع
    • بیمارستان بیماری‌ها و سوانح جادویی سنت پیچ
  • هایـلنـدز
    • هایلندز
    • دهکده هاگزمید
  • گروه ها
    • گروهبندی
    • امتیازات
    • تالار افتخارات
    • سالن امتحانات
    • اسلیترین
    • هافلپاف
    • گریفندور
    • ریونکلا
  • کلاس ها
    • دفاع در برابر جادوی سیاه
    • ادبیات جادویی
    • پیشگویی
    • معجون سازی
    • مصر باستان
    • گیاه شناسی
    • ورد های جادویی
    • تاریخ جادوگری
  • سرسرا
    • سرگرمی
    • کیبورد داغ
    • کـارگـاهِ هُـنـَر
    • اتاق ضروریات
  • کلاب هاگوارتز
    • کوییدیچ و ورزش های جادویی
    • ویزنگاموت
    • بازی ها و مسابقات
    • تالار دوئل
  • کتابخانه
    • بحث و گفتگو
    • قفسه کتاب‌

دسته ها

تقویم ها

  • Community Calendar

دسته ها

  • Articles

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


3 نتیجه پیدا شد

  1. |: اهم اهم پاسخنامه سوال ۱ بستگی به خودتون داشت هرچی گفتین نمره دادم (۱۰) سوال ۲ ازیرس ایسیس ست نفتیس هوروس (۱۰ هر کدوم ۲) سوال ۳ (۲۰) خب اینو هیچ کس درست نگفت یعنی اشاره هایی شد ولی همه تون مشگل هایی توشون داشتین|= ونیمون و مریم و اما و چیف و سوجین اشاره کردن ولی یه تیکه هایی شو اشتباه کردن این میشه گفت تقریبا جواب کامل حساب میشه قبل از اون به نکات مهمی که اشاره کردین و اشتباهات تون برسیم ۱ جادوی مصر قدیمی تره|= خیلی قدیمی تره درواقع ظهور جادو توی اروپا سر جنگ های صلیبی و زمان مرلین و کلا تو اون دوران بوده در صورتی که مصر خیلی قدیمی تره ۲ اشتباهی که ونیمون کرد این بود که گفت مدرسه جادوگری ندارن الان به جان خودم توی متن گفتم که اومدیم خونه ی زندگی خونه ی زندگی درواقع مدرسه حساب میشه ۳ اشتباه بعدی همه تون این بود که میگفتین چوبدستی ندارن که خب دارن عصا هم دارن ولی فرق داره باهم البته این جلسه در مورد وسایل بیشتر توضیح میدم ۴ اشاره ی ونیمون خوب بود ولی همه میتونن خداچه بشن هرچند که خون های اصیل مصری و فرعونی مناسب ترن ولی خب اینم تو بحث این جلسه هست که بیش تر توضیح میدم و خب جادوی اصیل شون ربطی به خدایان نداره و حتی خیلی هاشون بدون این که خداچه بشن جادوگرای خیلی قوی میشن ۵مصری های جوشی هم داریم |= ۶ یه نکته حدودا ۵۰۰۰ ساله که خونه دیگه از خدایان استفاده نمیکنه پس نمیشه گفت به دنبال خدایانان هستن فقط(به جز توث که خب اون خودش اینو بهشون گفته که به خدایان اعتماد نکنن ) اینم این جلسه توضیح میدم ۷قدرت درونی جادوگرای مصری به متون هیچ ربطی نداره|= هیچ ربطی. اینا رو قاتی نکنید وقتی میگم مینویسن به خاطر اینه که خیلی هاشون طلسم های سختیه و به زبون آوردنش ممکنه به سوزوندن طرف ختم بشه و این که یاد گرفتن هیروگلیف خیلی طول میکشه برای همین به نوشته ها بیش تر تکیه میشه پس هیچ ربطی به کاهنه ها نداره|= ۸تعریف چیف یه جورایی درست بود هرچند اونا توی یه سری از کارا به چوبدستی نیاز دارن ولی خب خیلی کمتر از بقیه جادوگراست ۹ اشاره ی درست دیگه این بود که اروپایی معمولا برای اسون تر شدن کارا از جادو استفاده میکردن گه خب درسته ولی بازم استفاده هایی ازش توی کارای دیگه هم میشه ولی خیلی کمتره ۱۰ آخرین چیل که توجه مو جلب کرد این بود که گفتی مصری ها از جادوی سیاه استفاده میکردن در صورتی که این طوری نیست بر اساس باور های مصری ها هر و مرج باعث اشفتگی و بدبختی میشه به خاطر همین از جادو ی سیاه و هرج و مرج دوری میکردن این مشکلات اغلب تون بود و خب جواب های درستی که هیچ کس بهش اشاره نکرد وسایل و حیوانات توی این دو قاره کاملا متفاوته همین طور تاریخ اش کاملا فرق داره و معمولا با خدایان گره خورده در صورتی که جادوگرای اروپایی کاملا به خودشون متکین توی جادوی اروپایی هیچ نوشتنی در کار نیست و بیش تر وردا زبانی هستن یه فرق دیگه اینه که جادوگرای مصری قبل ۱۰ سالگی معمولا آموزش رو شروع میکنن در صورتی که مال اروپایی ها ۱۱ ساله و بعد از تموم گردن درسشون به نوم و یا منطقه های دیگه ای فرستاده میشن در صورتی که توی اروپا همه توی همون منطقه میمونن سوال اخر هم توی این درس جواب شو میگم(۱۰) توی خوابگاه دخترا روی یکی از تخت ها نشسته بودم و به دخترا نگاه میکردم که خوابیده بودن خیلی عجیب بود با این که ۴ تا گروه پیش هم بودن هیچ دعوایی نشده بود البته خسته بودن بچه ها هم باید در نظر گرفت! نمیخواستم بیدار شون کنم ولی خب دیر بود جیییییییییییییییییغ با با صدای جیغ من بچه ها عین دیونه ها شروع به جیغ و داد کردن گریفی ها به اسلی ها پوزخند میزدن و اسلی ها بهشون با نفرت نگاه میکردن فکر کنم باید حرف مو در رابطه با دعوا نشدن پس بگیرم. بعد از این که بچه ها اروم شدن و فهمیدن که توی هاگ نیستن و این که صدای جیغ مال من بوده تا بیدار شون کنم چپ چپ نگام میکردن قیافه ی حق به جانبی گرفتم و گفتم خب دیر شده! تا ۲۰ دقیقه ی دیگه حموم رفته پایینید! دیدم قیافه ها ریخت بهم نسی: پرفسورررررر من دیشب حموم بودم|: _: اصلا مهم نیست هر روز باید حموم کنید فعلا! رفتم پایین لباس دیروز مو عوض کرده بودم و یه بلیز آشتسن کوتاه و شلوارک نخی سفید با طرح های آبی پوشیده بودم هایلایت موهامم از یه دست آبی به آبی طلایی تغییر کرده بود پوتین هامم پوشیده بودم که خب درواقع نباید این کار رو میکردم کی به اینا اهمیت میده! تنها آرایشمم سرمه بود پایین نشستم چند دقیقه نگذشته بود که سر و کله ی بقیه پیدا شد از چشماشون میتونستم بفهمم که گرسنه ان. اما یه ذره شجاعت به خرج داد و گفت صبحونه نمیخوریم؟|= چرا ولی اول بیاین این لیوانا رو بردارین و از آب توی حوض بخورین براتون خوبه بچه ها با شک و تردید لیوانا رو برداشتن و رفتن از آب حوض آب برداشتن و خوردن یهو دیدم همه حمله ور شدن به آب |= نسترن : این چیز.... انگار آب عادی نیست... خب معلومه که نیست اگه به مجسمه ی تو حوض دقت کنید میبینید که توثه خدایان میتونن آب رو تصفیه کنن و قدرت های که توش وجود دارن رو افزایش بدن سین: مگه این مجسمه نیست؟ پس چرا چشماش حرکت میکنه و آب رو تصفیه میکنه؟|= خب درواقع این خود توث هم هست خدایان میتونن تو کالبد های مختلفی هم زمان حضور داشته باشن این کالبد ها معمولا قدرت های خیلی کمی از اون ها رو هم دارن مثل این مجسمه خیل خب اینها رو بخورین تا من کیف هاتون رو بیارم (برای هر کس یه کیسه پر از میوه و ساندویچ ظاهر میشه) من برم الان میام سین : آنا به طور خیلی ناجوری عجیب میزنه خیلی عجیب... (بقیه ی صداش بین صدای خوردن ساندویچ ها محو میشه) آنا با ۳۰ ۴۰ تا کیف ظاهر میشه خیلی خوبه که عین هاگ نیست اینجا و میشه آپارات کرد به هر حال صبحونه خوردن کافیه *غذاها ناپدید میشود صدای ناله ی بچه ها* خب بیاین اینا رو نفری یه دونه بردارین|: *به کیف ها که به رنگ های مختلف هستن اشاره میکند* این تو چیه؟ این صدای فاطیما بود یه چوب جادوی عاج(همون چوبدستی خودمون البته یه مقدار متفاوته) یه میله چند تا پاپیروس یه مجموعه مرکب یه تیکه موم و یه مقدار نخ و ۱۰۰ البته مقداری گچ ! کاربرد هاشون هم توی کلاس های آینده پیدا میکنیم با هم ! (اهم اهم برای تکلیف اول میخوام تا جایی که میتونین از هنرمندی تون استفاده کنید و کیف تون رو برام بکشین یا عکس شو بفرستین توصیف هم باز قبوله ولی خدایی نیاین تو ۳ تا کلمه خلاصه کنید|:) (تکلیف دو *چه پشت سر هم* میخوام کاربرد اینا رو پیدا کنین و بنویسید و اگه چیز دیگه به نظر تون اومد که من نگفتم یا این که توی کیف شما اضافه هست اسم شو بگین و کاربرد اونم بنویسید) فکر کنم یه کار دیگه موند که قبل از شروع کلاس باید بکنیم|: اها! *زبونش رو میاره بیرون دخترا قیافه ی خودشون رو به حالت ای چندش تغییر میدهند* خب بابا حالا |: منظور من زبون درازی نبود به زبون من نگاه کنین *بر روی زبونش هیروگلیفی معلوم میشود* خب این هیروگلیفی که روی زبون منه مااته نماد نظم و هماهنگی این بهتون کمک میکنه که که بهتر بتونید جادو تون رو بیان کنید البته دائمی هم نیست *بعد از تتو شدن هیروگلیف ها روی زبون بچه ها* خب بهتره برگردیم به سالن قرن ها به کجا رسیده بودم .. اها بعد از به دنیا اومدن ۵ تا خدای جدید به دستور رع شو نات و گب رو از هم جدا میکنه سالیان زیادی میگذره و تاج و تخت به ازیرس میرسه ست به اون حسودی میکنه چرا که بزرگ ترین سردار رع اون بوده و حالا این که برادرش جای اون به تاج و تخت برسه به نظر براش نا عادلانه میاد اون خیلی تلاش میکنه تا ازیرس رو از تاج و تخت خلع کنه ولی خب نمیتونه تا در روز تولد ازیرس در اون زمان ایسیس حوروس رو حامله بوده در وسط جشن تولد یهو ست با یه تابوت از جنس طلا ظاهر میشه و ادعا میکنه که برای تولدش و عذر خواهی اومده و این یه کادو به کسیه که بتونه به عنوان اولین نفر توش جا بگیره و ادعا کرد که این تابوت باعث افزایش قدرت اون خدا خواهد شد همه ی خدایان به سمت تابوت هجوم میبرند ولی اندازه ی هیچ یک نمیشه حتی با وجود تغییر شکل هایی که کردن در نهایت فقط ازیرس باقی میمون ایسیس سعی در متقاعد کردن اون برای این که توی اون تابوت نره میکنه ولی جواب نمیده و ازیرس طمع میکنه و به داخل تابوت میره ولی به محض نشستن طناب هایی اونو میگیرن در تابوت بسته میشه و با سرب پوشیده میشه و به زمین کشیده میشود بعد از این موقعیت ست میخواد ایسیس رو بکشه ولی نفتیس همسر ست نمیذاره و ایسیس فرار میکنه مدت ها میگذره و حوروس به دنیا میاد و بزرگ میشه و انتقام پدر شو از ست میگیره و به همین خاطر به انتقام جو معروف میشه بعد از شکست دادن ست ۱۴ قطعه ی بدن ازیرس توسط ایسیس و حوروس پیدا میشه و توسط باند هایی از جنس پاپیروس به هم چسبیده میشه (اولین مومیایی این مدلی درست شد) ولی خب ازیرس نمی تونست در دنیای زندگان باقی بمونه و به دنیای مردگان میره و خدای مردگان میشه و تاج و تخت به حوروس میرسه .... الو |= خوبین؟ تموم شد ببخشید قدری خسته کننده بود |: اگه سوالی هست جواب میدم سوجین: مگه توی جلسه ی قبل نگفتین که حوروس بچه ی آخر نات و گبه؟ _:درواقع جفتشه دو تا نظریه هست یکی هست که میگه ازیرس و ایسیس توی شکم نات ازدواج میکنن و بچه شون میشه هوروس که این طوری هم بچه ی نات به حساب میاد و هم بچه ی ازیرس و حوروس یکی دیگه هم هست که میگه خدایان به صورت های مختلفی ظاهر میشن فقط میزبان هاشون فرق میکنه یعنی توی یه برهه ی زمانی هوروس بچه ی ازیرس و ایسیس بوده و در یه زمان دیگه بچه ی نات و گب که خب هر دو تاش درسته که خب این یه ذره برای شماها پیچیده است که هنوز اطلاعات کاملی ندارین شناخت خدایان سال ها زمان میبره... ونیمون: میزبان؟ ای وای یادم رفت توضیح بدم! خداچه ها یا ایزدچه ها به جادوگرایی گفته میشه که بدن شون رو برای اینکه حداکثر قدرت شون برسونن بدن شون رو به خدایان واگذار میکنن این کار سال ها طول میکشه و در نهایت ممکنه باعث مرگ خیلی ها بشه به معروف ترین این افراد میشه به کلعوپاترای هفتم و فرعون توت اشاره کرد (تکلیف ۳ در مورد خداچه ها اطلاعات جمع کنید و اگه قرار بود خودتون خداچه بشین کدوم خدا رو انتخاب میکردین و چرا؟ ) خب بسه برای امروز من خودم به شخصه مخم هنگ کرد میتونین برین زنگ تفریح تا عصر! *به سمت دفتر رییس لکتور میرود* _: آنا اومدی؟چطور پیش میره؟ وضعیت خودت چطوره؟ ظاهرا که اومدم/: خوبه بچه‌ها دارن درگیر میشن منم خوبم فقط خسته ام داره زیادی طول میکشه.... *حیاط* نسترن:آنا به شدت عجیب میزنه|: به شدتتتتتتت موافقم.. تکلیف بعدی هرج و مرج و نظم و هماهنگی رو تعریف کنید و با دلیل و مثال از هم جدا کنید رنگ هایی هم که میشناسین توی این دو تا گروه تقسیم کنید و براش دلیل بیارین برای تحقیق هم در مورد رع ، اهرام و دشمنان رع تحقیق کنید
  2. سلام به همگی بچه ها دقت داشته باشید که طبق قوانین تکالیفی که مقدارشون کم باشه محسوب نمیشن به همین دلیل حتما تکلیفاتون رو بالای چهار خط بنویسید! بهتره به جای تلف کردن وقت, درسمون رو شروع کنیم. ورد امروزمون - رو/تی/تو : rotato - است. این ورد باعث میشه که وسیله ی طلسم شده به سرعت دور خودش بچرخه.هر چه طلسم با قدرت بیشتری انجام شود, سرعت چرخش وسیله بیشتر میشه. این ورد از کلمه ی rotate گرفته شده که به معنی چرخیدن/حرکت وضعی است. تکلیف اول: حرکت وضعی چیست؟ توجه داشته باشید که حتما باید به زبون خودتون بنویسید و کپی کلمه به کلمه از سایت های دیگه امتیاز منفی داره! حرکت چوبدستی: برای انجام این ورد چوبدستی تون رو طوری روبه روتون قرار میدین که به صورت فرضی در محل ساعت دوازده قرار بگیره. بعد در حال گفتن ورد با چوب دستیتون یک دایره فرضی در جهت عقربه های ساعت رسم کنید. سرعتتون رو طوری تنظیم کنید که وقتی دوباره به ساعت دوازده رسیدید گفتن ورد تموم شده باشه. در انتها با یک حرکت سریع چوب دستیتون رو مستقیم به طرف پایین میارید, به صورتی از ساعت دوازده به ساعت شیش برسید! این ورد ممکنه به دردنخور و بی استفاده به نظر برسه, ولی این طور که در کتاب "حقه ی های جادویی نجات دهنده" گفته شده ورد rotato جان ناپلئون سوم رو نجات داده! طبق گفته های این کتاب, "ژان تنسو" یکی از دلقک های دربار فرانسه که از قضا یک جادوگر بوده, در روز یکی از جشن های ملی مشنگ های فرانسه قصد اجرای برنامه داشته. محل برگذاری جشن وسط میدون اصلی شهر بوده. اوسط جشن ترولی از ناکجا آباد ظاهر میشه و حمله میکنه به طرف مردم و ناپلئون سوم! در همین حین ژان چوبدستیشو درمیاره و ورد rotato رو اجرا میکن. ترول به هوا بلند میشه یه حالت افقی درمیدان شروع به چرخیدن با سرعت زیاد دور خودش میکنه. وقتی که ژان ورد رو متوقف میکنه ترول روی زمین پرت میشه و سرش به لبه ی حوض وسط میدون میخوره و میمیره. وقتی از ژان میپرسن که چطور این کار رو کرده جواب میده با استفاده از حقه های دلقکی! و البته مقداری دستکاری حافظه هاشون با استفاده از ورد فراموشی. بعد از این اتفاق ژان به مقام دوک نائل شد. البته مشنگ های فرانسه خیلی از حقه ی ژان خوششون نيومده بود, چون وقتی ترول رو هوا میچرخیده نصف میدون شهر به اضافه ی آبنما و پست خونه رو با چماقش نابود کرده بود... ولی به هر حال ژان جون رئیس جمهور رو نجات داده بود! تکلیف: ساخت یک ورد برای بازیابی ورد rotato . یعنی وردی که بتونه باعث توقف و خنثی شدن ورد rotato بشه. ساخت ورد و نوع حرکت چوبدستی رو هم به صورت مختصر توضیح بدید. تکلیف امتیازی - 5 امتیاز: ورد فراموشی چی بود؟ بهترین ورد رو جلسه ی بعد اعلام میکنم. بدرود تا جلسه ی بعدی
  3. باز هم درود به همه ی عزیزانم هم ترم اولی های جدید هم دانش آموزای با سایقه مون این اولین کلاس ار درس ورد های جادویی شماست. ما قصد داریم هنر بسیار ظریف طلسم کردن رو یاد بگیریم. در درس ورد ها شما تا عمیق ترین ورطه های سحر و جادو پیش میرین پس ازتون خواهش میکنم حواستون رو به درس جمع کنید. درس امروز به یک طلسم آسون اختصاص داره spell : soliden تلفظ : سولیدن این ورد برای سنگی کردن اشیاء به کار میره. منظور از سنگی کردن سفت و جامد شدن شئ است. یادتون باشه که ماهیت سلولی جسم به هیچ وجه عوض نمیشه و سلول ها تبدیل به سنگ نمیشن... فقط مثل سنگ سفت میشن. این ورد به شما این قابلیت رو میده که برای مثال جسمی مثل پنبه یا اسفنج رو سفت و سخت کنید... به صورتی که انگار از سنگ ساخته شده.. این ورد روی گاز ها و مایعات تاثیر نداره فقط جامدات نرم رو به جامدات سفت تبدیل میکنه. نکته:*مواظب باشید هنگام استفاده از این ورد نشونه گیری دقیقی داشته باشید. نکته 2 :*هیچ وقت این ورد رو روی موجودات زنده به کار نبرید چون باعث ترکیدگی بافت های سخت اون موجودات میشه. نه گیاهان و نه جانوران. تکلیف: *حالا برای تکلیف ازتون میخوام یه داستان پنج خطی برام بنویسید که توی اون از یک دردسر با استفاده از این ورد فرار میکنید. توجه داشته باشید که ورد نباید روی انسان ها و موجودات زنده استفاده بشه. نکته: چون گذاشتن کلاس تاخیر داشت احتیاجی به پاسخ دادن به سوال نیست. روش فکر کنید جلسه ی بعد جواب رو توضیح میدم. پ.ن.:*طبق دستور مدیریت تمامی اساتید در تلاشند که کلاس ها تکالیفشون از این به بعد با خلاقیت و نوآوری همراه باشه .ازتون خواهش میکنم اگه نظری در این مورد دارید باهام درمیون بزارید. پ.ن.2 :*بچه هایی که تازه کلاس ها رو شروع کردین لطفا حواستون باشه به نکته هایی که گفتم. در ضمن تکالیفتون به هیچ وجه نباید کپی شده باشه از جایی.. و لطفا وقتی میگم برام یه تکلیف 5 خطی بنویسید تهش ده خط بشه.. نه ایکه ده صفحه تکلیف تحویل من بدید... که من بتونم به تکالیف همه ی بچه ها رسیدگی کنم. پ.ن. 3 :*اگه به نکات دقت نکنید ازتون امتیاز کم میشه. با تشکر یک نکته ی دیگه : *دوستانی که نمیدونن چجوری مطالبشون رو پست کنند دقت کنن.. پایین و بالا ی همین صفحه عبارتی میبینید با عنوان " +ارسال پاسخ به این موضوع" . روی این عبارت کلیک میکنید و صفحه ای برای شما باز میشه که میتونید تکلیفتون رو با هر تنظیمات و شکلکی که خواستید ارسال کنید. در ضمن تکالیف شما تا زمانی که من تاییدشون نکنم برای دیگران قابل مشاهده نیست. من همه ی تکالیف رو توی آخرین روز از مهلت ارسال تکالیف هر جلسه تایید میکنم. تا اون موقع باید برای دیدن امتیازاتتون صبر کنید. روز همگی خوش!
×