رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ترم_سه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • vBCms Comments
  • هاگوارتز
    • اخبار انجمن هاگوارتز
    • گفتگو با هاگوارتز
    • نقشه ی غارتگر
    • روزنامه پیام امروز
    • نشریه هزارتو
    • موج اچ پی
    • سالن ایده ها
  • بیرون از دروازه ها
    • گرینگوتز
    • جنگل ممنوع
    • بیمارستان بیماری‌ها و سوانح جادویی سنت پیچ
  • هایـلنـدز
    • هایلندز
    • دهکده هاگزمید
  • گروه ها
    • گروهبندی
    • امتیازات
    • تالار افتخارات
    • سالن امتحانات
    • اسلیترین
    • هافلپاف
    • گریفندور
    • ریونکلا
  • کلاس ها
    • دفاع در برابر جادوی سیاه
    • ادبیات جادویی
    • پیشگویی
    • معجون سازی
    • مصر باستان
    • گیاه شناسی
    • ورد های جادویی
    • تاریخ جادوگری
  • سرسرا
    • سرگرمی
    • کیبورد داغ
    • کـارگـاهِ هُـنـَر
    • اتاق ضروریات
  • کلاب هاگوارتز
    • کوییدیچ و ورزش های جادویی
    • ویزنگاموت
    • بازی ها و مسابقات
    • تالار دوئل
  • کتابخانه
    • بحث و گفتگو
    • قفسه کتاب‌

دسته ها

تقویم ها

  • Community Calendar

دسته ها

  • Articles

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


1 نتیجه پیدا شد

  1. پروفسور الکساندرا برای اولین بار در طول زندگی اش برای رسیدن به کلاس تاخیر داشت. در حالی که نفس نفس میزد، وارد کلاس شد و ترم سومی ها رو دید که در حالتی دمغ روی صندلی هایشان افتاده بودند. موهایش رو مرتب کرد و داد زد: صبح بخیر! از میان وسیله های شکنجه قرون وسطایی و کتیبه هایی که به خط رونیک بودند راهش رو باز کرد و پشت میزش رفت. گفت: بسیار خب بچه ها! برای این ترم یک مبحث بسیار خفن و جذاب رو میخوایم تدریس کنیم که پیش نیاز درس های این ترم، یک درس کوچیکه. برای اینکه درس جلسه های آینده به خوبی برامون جا بیفته اول باید در مورد اساطیر نورس یا اساطیر اسکاندیناوی بیشتر بدونیم! http://s9.picofile.com/file/8307814468/IMG_20170930_134647.jp این نقشه دنیای اسکاندیناویه! سرزمین های سوئد، نروژ، دانمارک و ایسلند از سرزمین های اسکاندیناوی بودند. درواقع می شود گفت سرزمین هایی که در گذشته تحت سلطه وایکینگ ها بوده است! اساطیر نورس به دو خاندان یا به دو دسته مهم تقسیم می شدند: ایس ها و ونر ها ایس ها پر جمعیت تر بودند و از عزت و احترام بالاتری برخوردار بودند. فرمانروا و سردسته آن ها اودین خدای پادشاهان شاعران جنگ جویان و جادوگران بود. او صفات بی شماری دارد و از خردمندی بی حد و مرزی برخوردار است. در عین خردمندی بسیار فریبکار است و همین اون رو پیش وایکینگ ها بیشتر و بیشتر محبوب می کرد. اودین تک چشم است و یک چشم خود را در ازای نوشیدن از آب چاه میمیس برون که منبع خرد بود از دست داد. http://s8.picofile.com/file/8307814350/IMG_20170930_134420.jp همسر او فریگ است که فریگ بر سرنوشت همه مردم آگاهه. بیشتر خدایان فرزند اودین هستند. مثل تور. تور خدایی جنگ جو و نگهبان خدایان در برابر غول ها است. او چکشی به نام میولنر دارد و داستانای جالبی درباره تور و چکشش هست که بعد از معرفی کامل خدایان چند نمونه از اون ها رو میگم. http://s8.picofile.com/file/8307814184/IMG_20170930_134226.jp بقیه فرزندان اودین : براگی خدای شاعری و فصاحت که شوهر الهه ای به نام ایدون است. ایدون نقش بسیار مهمی در بین خدایان دارد. او نگهدارنده سیب های جوانی است و اگر ایدون نباشد، خدایان میرا می شوند و جان خودشون رو از دست می دند. ( یک بار همچین اتفاقی افتاد و لوکی ایدون رو بر اثر معامله ای به دست غولی سپرد) بالدر، خدایی خوش سیما، تیر خدای شجاع و خردمند جنگ که یکی از دست هایش رو موقع به زنجیر کشیدن گرگ ترسناک فنریر از دست می دهد( داستان اون رو هم کامل میگم) لوکی نیز یکی از شخصیت های مهم اساطیر است. او شخصیتی گیج کننده دارد و نیمی خدا و نیمی شیطان است. او از غولی مونث صاحب فرزندانی شیطانی می شود : گرگ فنریر ، مار جهانی یورمون گاند که موجودی ماوراطبیعی و فرمانروای دنیای دیگر یعنی هل است. http://s8.picofile.com/file/8307814534/IMG_20170930_134806.jp در کنار خدایان ایس، گروهی به نام ونر ها نیز وجود دارند. سه خدای عمده ونر ها نیورد، فریر و فرییا هستند. ونر ها عمدتا خداهای باروری و حاصلخیزی هستند. نیورد خدای دریانوردی و ماهیگیری است و با غولی به نام اسکادی ازدواج می کند. اما این دو نفر دائما بر اثر محل زندگی با هم بحث میکنند و ناسازگارند. فرزندان نیورد، دوقلوهایی به نام فرییر و فرییا هستند. فرییر و فرییا تولید و حاصلخیزی رو کنترل می کنند. http://s8.picofile.com/file/8307814734/animation.gi ایشونم فرییا هستن همچنین موجوداتی هستند مانند کوتوله ها، نورن ها و جادوگران و ایکتون ها(غول ها) که همواره در داستان های خدایان حضور دارند. غول ها دشمنان اصلی خدایان هستند. میرسیم به یکی از جالب ترین داستان های نورسی: داستان از اینجا شروع میشه که تور از خواب بلند میشه و سریعا چکش نیرومندش رو جست و جو می کنه. چکشی که به اون قدرت می بخشه. چکش دزدیده شده و تور باید چکش رو پیدا کنه. چون در غیر این صورت غول ها سرزمین خدایان رو اشغال و ویران میکنند. دوست نزدیک تور لوکی که صفاتش از گستاخی و شیطنت شرارت متغیر است، در کنار اوست. آن دو با همدیگر به خانه الهه دوست داشتنی فرییا می روند و از او می خواهند پوست پردارش را به آن ها قرض بدهد تا یکی از آن ها در جست و جوی چکش در زمین پرواز کند. فرییا با خوشرویی پوستش را به آن ها میدهد و لوکی پوست را می پوشد و از سرزمین خدایان به سرزمین غول ها می رود. او ثریم یکی از غول ها را میبیند که ادعا دارد چکش را قایم کرده. و تنها در صورتی آن را پس خواهد داد که خدایان الهه فرییا را به همسری او در بیاورند. لوکی به سرزمین خدایان برمیگردد و این موضوع را به تور میگوید و آن دو به خانه فرییا می روند و به او می گوید که لباس عروسی به تن کند و همسر ثریم شود. ولی فرییا غضبناک می شود و طوری فریاد می زند که تالار خدایان زیرپاش به لرزه در می آید و گردن بندش پاره می شود. خدایان جلسه اضطراری تشکیل می دهند و یکی از آن ها یعنی هیمدال دور اندیش نظری می دهد: بهتر است که تور لباس زنانه بر تن کند، به سرزمین غول ها برود و وانمود کند که فرییا است. تور اعتراض می کند اما خدایان اعتراض او را خاموش میکنند و بر او لباس زنانه می پوشانند و لوکی رو هم به هیبت خدمتکار او در آوردند و آن دو را به سرزمین غول ها می فرستند. تور نزدیک بود که با اشتهای بی پایان و زیادش، خودش را لو بدهد ولی به لطف هوشمندی لوکی، تور همچنان مخفی می ماند. لوکی می گوید که فرییا چنان در دام عشق ثریم گرفتار شده است که چند روزی ست که چیزی نخورده است! ثریم که خوشحال است، مشتاق می شود سریع تر عروسی سر بگیرد. پس دستور می دهد که چکش تور را بیاورند تا عروس را با آن متبرک کنند. تور به محض آنکه چکشش را می بیند آن را به دست می گیرد و نسل غول ها را ریشه کن می کند*. http://s8.picofile.com/file/8307814576/IMG_20170930_134925.jpg یکی دیگر از داستان های جالب، داستان گرگ فنریر است. گرگ فنریر از فرزندان لوکی است و پیش بینی می شد که روزی با توله هایش تمام جهان رو نابود می کنه. پس تیر که خدایی دلیر و شجاع بود تصمیم میگیره از اون نگهداری کنه. تا وقتی فنریر توله بود، مشکلی در نگهداریش وجود نداشت. ولی وقتی بزرگ شد، دیگر نمی شد از اون نگهداریش کرد و به زنجیر کشیدش. اون هر نوع زنجیری رو پاره میکرد پس خدایان از کوتوله های ابزار ساز کمک گرفتند. کوتوله ها از شش عنصر صدای گربه در حال شکار، ریش زن، ریشه کوه، رگ و پی خرس، نفس ماهی و آب دهان پرنده زنجیری ساختند که غیر قابل پاره شدن بود. خدایان سعی کردند با حیله و مکر کاری کنند که گرگ خودش بگذارد آن ها به زنجیر بکشندش. گرگ قبول کرد ولی شرطی گذاشت : به شرط آن که یکی از خدایان به نشانه حسن نیت دستش را در دهان او بگذارد. هیچ کدام از خدایان جز تیر حاضر به انجام این کار نشدند. تیر دستش را در دهان گرگ گذاشت. گرگ سعی کرد خودش رو از زنجیر رها کنه ولی نتونست و در عوض دست تیر را کند. خدایان گرگ فنریر را به صخره ای بستند و شمشیری در دهانش گذاشتند تا نتواند گاز بگیرد. و او تا پایان جهان آن جا خواهد ماند! http://s8.picofile.com/file/8307814284/IMG_20170930_134327.jp پروفسور عکس های خدایان رو به سرعت جمع کرد و گفت: تکلیف برای جلسه بعدی خیلی ساده ست! میخوام مقایسه کنید و ببینید اسطوره های نورسی و خصوصیتاشون چه ارتباطی با فرهنگ و سبک زندگی وایکینگ ها داره؟ من برای اینکه کلاس کسل کننده نشه زیاد کش ندادم اما شما خودتون می تونید بیشتر در مورد این خدایان و خصوصیتاشون بخونید و حتی می تونید اون ها رو با خدایان دیگر کشور ها مقایسه کنید و ببینید اسطوره های هر کشور چه ارتباطی با رفتار و زندگی اون کشور داره؟
×