رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'دفاع در برابر جادوی سیاه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • vBCms Comments
  • هاگوارتز
    • اخبار انجمن هاگوارتز
    • گفتگو با هاگوارتز
    • نقشه ی غارتگر
    • روزنامه پیام امروز
    • نشریه هزارتو
    • موج اچ پی
    • سالن ایده ها
  • بیرون از دروازه ها
    • گرینگوتز
    • جنگل ممنوع
    • بیمارستان بیماری‌ها و سوانح جادویی سنت پیچ
  • هایـلنـدز
    • هایلندز
    • دهکده هاگزمید
  • گروه ها
    • گروهبندی
    • امتیازات
    • تالار افتخارات
    • سالن امتحانات
    • اسلیترین
    • هافلپاف
    • گریفندور
    • ریونکلا
  • کلاس ها
    • دفاع در برابر جادوی سیاه
    • ادبیات جادویی
    • پیشگویی
    • معجون سازی
    • مصر باستان
    • گیاه شناسی
    • ورد های جادویی
    • تاریخ جادوگری
  • سرسرا
    • سرگرمی
    • کیبورد داغ
    • کـارگـاهِ هُـنـَر
    • اتاق ضروریات
  • کلاب هاگوارتز
    • کوییدیچ و ورزش های جادویی
    • ویزنگاموت
    • بازی ها و مسابقات
    • تالار دوئل
  • کتابخانه
    • بحث و گفتگو
    • قفسه کتاب‌

دسته ها

تقویم ها

  • Community Calendar

دسته ها

  • Articles

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


6 نتیجه پیدا شد

  1. هلو هلو ^___^ به جلسه ی دوم کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه خوش آمدید. قبل از هر چیزی جواب تکلیف جلسه قبل رو بررسی میکنیم. تنها موجود جادویی که میتواند پس از برخورد با طلسم مرگ زنده بماند چیست ؟ خب وقتی من گفتم موجود مسلما منظورم هری پاتر نبوده و مسلما هم منظورم این نبوده که چطور میشه ازش نجات پیدا کرد:| موجودی که از طلسم مرگ نجات پیدا میکنه ققنوسه، دلیلش چیه ؟ ققنوس در هنگام مرگ آتیش میگیره و از خاکستر خودش دوباره بوجود میاد. در نتیجه وقتی طلسم مرگ بهش میخوره میمیره، آتیش میگیره و دوباره از خاکسترش بوجود میاد. دلایل خود برای اینکه این سه طلسم جزو جادوهای سیاه به شمار میروند و غیر قانونی هستند را بنویسید. یکی از مهم ترین دلایل اینه که در مقابل این طلسم ها هیچ ضد طلسمی وجود نداره و عملا نمیشه از خودمون دفاع کنیم. دلیل دیگه که میشه بهش اشاره کرد که این طلسم ها به یک سیاهی درونی عمیقی نیاز دارند، همونطور که متن درس هم گفته شد تا وقتی از ته دل نخوای درد رو به قربانی بدی نمیتونی طلسم شکنجه رو انجام بدی. دلیل بعدی اینه که وقتی قربانی تحت تاثیر طلسم فرمانه هیچ اختیاری از خودش نداره، در نتیجه کسی که طلسم رو انجام داده بدون اینکه لو بره و کسی بفهمه کار اونه میتونه هر کاری انجام بده. دلیل بعدی که میشه گفت اینه که طلسم مرگ هیچ نشانه ای از خودش به جا نمیذاره و تو نمیتونی کسی که این طلسم رو انجام داده شناسایی کنی. و ... دلایل فراون دیگر حالا بریم سراغ درس این جلسه ^__^ 1. طلسم خلع سلاح (Expelliarmus) : این طلسم محبوبیت زیادی توی دوئل ها داره و طلسم قدرتمندی هم محسوب میشه. عملکرد این طلسم به این صورته چوبدستی طرف مقابل رو از دستش خارج میکنه و در واقع مالکیت چوبدستی اونو تصاحب میکنه.البته لازم به ذکره که فقط روی چوبدستی عمل نمیکنه و در واقع هر وسیله ی دیگری هم توی دست حریف باشه رو از دسترسش دور میکنه. اگه این طلسم درست و با قدرت لازم انجام بشه مانند یک اشعه ی نور قرمز عمل میکنه ولی اگه ضعیف باشه شبیه فلاش نور سفید خواهد بود. اگه چند نفر این طلسم رو با هم روی یک نفر اجرا کنند حریف به عقب پرتاب و بیهوش میشود. برای اجرای این طلسم حرکت چوبدستی باید به شکل زیر باشه : 2. طلسم محافظتی سپر (PROTEGO) : نوعی ضد طلسمه که مانند آینه عمل میکنه و طلسم و یا هر وسیله ی دیگه که به سمت شما میاد رو برمیگردونه. این سپر بین ما و طلسم حریف ایجاد میشه ولی نامرئیه و دیده نمیشه.اجرای این طلسم سخته و در واقع نیرو و تمرکز زیادی لازم داره تا بتونی سپر مناسب و درستی اجرا کنی. برای درست اجرا شدن ورد باید تمامی انگشت هامون محکم دور چوبدستی حلقه بشن،به طوری که چوب کاملا در دست قرار گیرد. اگه این ورد رو ذهنی بگیم بهتر عمل میکنه.در هر دو حالت ذهنی و بیانی باید ورد محکم، واضح و شمرده گفته بشه. برای اجرای حرکت چوبدستی باید به شکل زیر باشه : خب درسو زیاد طولانی نمیکنم و فعلا این دو تا رو تمرین میکنیم ^____________^ و اما بخش جذاب تکلیف طلسم خلع سلاح یا اکسپلیارموس توسط چه کسی اختراع شده است ؟ طلسم های دفاعی دیگر با ذکر توضیح را بنویسید. (حداقل دو مورد) طلسم پروتگو 4 نوع دیگه داره، اونا رو نام ببرید و هر کدومو توضیح بدید.
  2. _ : بابا جادوگرین مثلا !!!! چرا عزا گرفتین ؟؟ یه ورد بزنید بلندش کنید دیگه سجاد چپ چپ نگام کرد و گفت : اگه زرنگی خودت چرا بلندش نمیکنی ؟ علی هم چپ چپ تر نگاه کرد و گفت : خسته میشه با نیشخند بزرگی گفتم : به هر حال باید بهتون سختی بدم تا بتونید درست و صحیح آموزش ببینید . ^___^ از انباری بیرون رفتم و گفتم : بجنبید کلاس دیر شد :-" به سمت کلاس رفتم و سجاد و علی رو با صندوقی که قرار بود به کلاس بیارند تنها گذاشتم. وارد کلاس شدم و به بچه ها سلام کردم. _ : خب بچه ها یه کم منتظر بمونید که سجاد و علی هم بیان تا درسمون رو شروع کنیم. تو این مدت میتونید اگه نظری، انتقادی، پیشنهادی در مورد این کلاس دارین بهم بگین. (قبل از تکلیفتون حتما اینا رو بهم بگید) . . . در کلاس باز شد و سجاد عقب عقب وارد شد ، چوبدستیش بالا بود و شدیدا تمرکز کرده بود. آروم آروم وارد شد و به دنبال اون صندوق به صورت شناور جلو اومد ولی به چارچوب در برخورد کرد. صدای علی از پشت در اومد : سجاااااد یه کم بچرخونش که رد بشه. سجاد هم با حرص گفت : تو خودت برای رد شدن به کمک نیاز داری بعد از مدتی درگیری و خنده و شوخی بچه ها و نابود شدن سجاد و علی بالاخره صندوق رو داخل آوردند. علی رو به من کرد و گفت : ما مسئولیت خرابی های در و دیوار و تابلوها و بچه هایی که بین راه شهید شدن رو قبول نمیکنیما نگاشون کردم و گفتم : یه کار رو نتونستید درست حسابی انجام بدید ؟ کمی چپ چپ نگام کردند و بعدش تصمیم گرفتند برن سر جاشون بشینند. با لبخندی گشاد رو به بچه ها گفتم : خب درس امروز در مورد دمنتورها یا دیوانه سازهاست. دیوانه سازها جزو پلیدترین موجودات جادویی هستند، محل زندگیشون کثیف ترین جاییه که به ذهنتون میرسه. یاس و ناامیدی، فساد و تباهی، حرص و کینه و هر چیز بد و سیاهی که به فکرتون برسه رو بوجود میاره. اونا هر امیدی که داشته باشید رو نامید میکنند، شادی رو ازتون میگیرن و شور و نشاط رو از بین میبرن. قدرت اونا به قدری زیاده که با اینکه ماگل ها نمیتونن اونا رو ببینن ولی حضورشون رو حس میکنن. اگه بهشون نزدیک بشین گرمای وجودتون رو از بین میبرن و به جاش سرما رو جایگزین میکنن . ازخاطرات خوب شما تغذیه میکنند و همه اونا رو از شما میگیرند و تمام خاطره های بد و سیاه رو براتون به جا میذارن. دمنتورها اینقد به این کار ادامه میدن تا روح شما از بدنتون جدا بشه و مثل اونا تبدیل به یک موجود بی روح و پلید تبدیل بشین. حضور اونا با سرما و مه همراهه و این سرما به روح و قلب نفوذ پیدا میکنه. دمنتور هیکل شنل پوش سیاهی داره و کلاه شنل چهره ی اونو پنهان کرده، دستاش دراز و خاکستری و براق و پر از زخم و آغشته به لجن ـه. بر روی زمین یا در آسمان پرواز میکنه و اصولا پا نداره. برای مقابله با دمنتور معمولا از نوعی ورد استفاده میکنن که جادوی پیشرفته ای محسوب میشه. این ورد سپر مدافع سحر آمیزی به وجود میاره که اجازه نفوذ به دمنتور رو نمیده و در واقع مثل یک نگهبان بین ما و دمنتور قرار میگیره. این سپر مدافع نوعی انرژی مثبته که از امید، شادی، میل به زندگی و هر چیزی که در تضاد با ماهیت دمنتور هست به وجود اومده و از اونجایی که ناامیدی و غم و اندوه رو نمیتونه درک کنه در نتیجه دمنتور نمیتونه بهش آسیبی بزنه. سپر مدافع هر کس منحصر به فرده و شکل اون وابسته به جادوگر و احساسات اونه. این ورد در صورتی اثر میکنه که با تمام وجود فکرمون رو روی یک خاطره ی شاد متمرکز کنیم، اسم ورد "اکسپکتوپاترونوم" ـه و به سپری که ایجاد میشه "پاترونوس" میگن. لبخندی زدم و گفتم : خب این کار یه مقدار خلاف قوانینه ولی خب کی از من انتظار عمل کردن به قوانین داره ؟ من داخل این صندوق یه دیوانه ساز دارم ^__^ بچه ها با چشمای گشاد شده بهم نگاه کردن و تقریبا داشتن از دست میرفتن. نیشم بازتر شد و گفت : قراره خوش بگذره، نگران نباشید. اول یه کم تمرین ورد رو تمرین کنید و وقتی آماده بودید هر کی از سر جاش پا میشه، رو به روی صندوق وایمیسه و سعی میکنه اونو دفع کنه. اصن نگران نباشین من اینجام و اگه یه درصد نتونستین موفق بشین کمکتون میکنم. تازه کلی شکلات آوردم که بعد از کلاس با هم بخوریم ^__________^ و تکلییییییییف ^_____^ فرض کنید مقابل دمنتور قرار میگیرید، بهترین و خوش ترین خاطره ای که در اون لحظه بهش فکر میکنید رو بنویسید، همچنین اگه تونستید سپر مدافع رو بوجود بیارید شکل پاترونوس خودتون رو بنویسید، اگه بتونید بهش حالت رول پلی بدین یا هر نوع خلاقیت دیگه ای به کار ببرید مسلما امتیاز بیشتری میگیرید. تکلیف بعدی که دارید اینه که بگید چرا برای درمان اثرات دمنتور از شکلات استفاده میکنیم ؟ ^__^
  3. وارد کلاس شدم و برای اولین بار در طور عمر دایناسوریم با کلاسی آروم مواجه شدم. سلام کردم و به سمت میز کارم رفتم. با لبخند بهشون گفتم : انگار این دفعه قرار نیست روتون وردی رو امتحان کنم. نمیشه همیشه همینقدر بچه های خوبی باشید ؟ خب اول اینکه یه موضوعی رو بگم. وقتی من با استفاد از یه ورد شما رو ساکت میکنم فارغ از زیر سوال بودن سیاه یا سفید بودن این ورد، نفع شخصی ای برای من نداره. من میتونم در حالی که همتون حرف میزنید و توجهی ندارید به درس دادنم ادامه بدم و برام مهم نباشه که آیا درسو یاد میگیرید یا نه. در واقع این کار بیشتر به نفع شما بود تا من هر چند مقداری خباثت هم درونش بود در مورد بحث و تکلیفای هفته ی پیشتون جلسه ی بعد باهاتون حرف میزنم. امروز سراغ درس امروزمون یعنی "جادوی سیاه" و شناخت اون میریم. جادوى سياه دقيقا معناى مخالف جادوى سفيده، هر چقدر جادوى سفيد پاك و زيباست جادوى سياه به اندازه ى اون ناپاك و زشته. جادوی سیاه روح رو در برمیگیره و ذره ذره نور و روشنایی رو ازش میگیره. مث ابر سیاهی که جلوی نور خورشید رو میگیره ولی این سیاهی همیشگیه. این نوع از جادو هدفش نابودی ـه و در راه رسیدن به هدفش از هیچ آسیبی دریغ نمیکنه. خب بیاید از خودمون شروع کنیم، تا اینجا فکر کنم متوجه شده باشید که جادو چه سفید چه سیاه دقیقا از روح سرچشمه میگیره ... خشم، ناراحتی، ناامیدی، جاه طلبی، حرص، کینه، ترس و ... میتونن روح رو آلوده کنن و به سمت جادوی سیاه هدایت کنن، همونطور که نقطه ی مقابل اینا مثل مهربونی، عشق، امید، شادی، شجاعت، صبوری و ... روح رو پاک نگه میدارند و به سمت جادوی سفید جلو میبرند. اینجاست که متوجه نکته ی مهمی میشیم. گفتیم جادوی سیاه از هیچ آسیبی دریغ نمیکنه ولی این آسیب فقط برای دیگران نیست، در اصل کسی که از جادوی سیاه بهره میبره بیشترین آسیب رو به خودش میزنه. به طور مثال فردی که اکثر اوقات ناراحت و ناامیده ، شدیدا اونو آسیب پذیر میکنه در حدی که وقتی کسی حرفی بهش میزنه به جای اینکه بتونه از خودش دفاع کنه بیشتر و بیشتر تو خودش فرو میره یا اینکه کسی که زود عصبی میشه، موضوع های ساده رو بزرگ میکنه و نمیتونه خشمشو کنترل کنه و در نتیجه با عصبی بودنش به دیگران و به خودش آسیب میزنه. مثال واضحی در طول تاریخ برای جادوی سیاه که میتونیم ازش اسم ببریم، تام ریدل یا همون ولدمورت ـه. ولدمورت برای اینکه بتونه جاودانه باشه (جاه طلبی) از هورکراکسس ها که جادوی سیاه قوی ای به حساب میاد استفاده کرد، در این راه مجبور شد روحش رو تیکه تیکه کنه و این باعث شد که بیشتر از هر زمانی آسیب پذیر و ضعیف بشه. در حدی که بدون اطلاع خودش تیکه ای از روحش در بدن هری قرار بگیره. تا اینجا برای امروز کافیه، اگه سوالی دارید میتونید همین جا بپرسید. حالا بخش جذاب و دوست داستنی تکلیف ^_________^ چه چیزی روح شما رو به سمت جادوی سیاه میبرد و به شما و اطرافیانتون آسیب میزنه؟ اون رو پیدا کنید و خاطره ی بدی که از اون رفتار یا احساس دارید تعریف کنید. (هر چیزی که شما رو اذیت میکنه، ناراحتتون میکنه، هر چیزی که الان به خاطرش غمگین هستید یا عصبانی هستید یا هر احساس بد دیگه ای میتونید بگید، شاید بتونم کمک هر چند کوچیکی بهتون بکنم و اگه خواستید ذکر کنید که جوابتون تایید نشه.)
  4. هِلو ^_____^ خب ترم دوم هم تموم شد و شما وارد ترم سوم شدید. ترم قبل با جادوی سیاه و سفید آشنا شدید و نحوه ی مقابله با چندین موجود تاریک رو فرا گرفتید. فکر کنم این نکته رو هم توجه کردید حتی تمام موجودات تاریکی از بخش تاریک وجود ما برای غلبه بر ما استفاده میکنند. بگذریم، ترم پیش رو با توجه به بلاهایی که سرتون آوردم زنده گذروندید و حالا نوبت یادگیری یکی از بخش های مهم دفاع در برابر جادوی سیاهه. برنامه ی این ترم : آشنایی با طلسم های نابخشودنی آشنایی با طلسم خلع سلاح و سپرهای دفاعی آشنایی با طلسم های هجومی دوئل (مرلین به من صبر عطا کند) خب درس امروز رو شروع میکنیم. فکر کنم همتون باید طلسم های نابخشودنی رو بشناسید یا حداقل اسمشون رو شنیده باشید. 1. طلسم شکنجه گر(CRUCIO) : طلسم شکنجه گر همونطور که از اسمش پیداست برای شکنجه ی قربانی استفاده میشه، یکی از سه طلسم نابخشودنی و از جادوهای سیاهه. یکی از قدرتمندترین و شوم ترین طلسم ها بین تمام جادوگران حساب میشه. این طلسم درد شدیدی به قربانی تحمیل میکنه ولی آسیب فیزیکی نداره و احتمالا فقط تمام گیرنده های درد رو تحریک میکنه. درد ایجاد شده توسط این طلسم شدیدتر از فرو رفتن هزاران چاقو در بدن توصیف شده است و بیشتر از هر دردی است که به صورت عادی یک فرد میتواند تجربه کند. این درد آنچنان وحشتناک است که قربانی خواهان هر نوع راه فراری حتی مرگ میشه و در صورت ادامه دار شدن باعث میشه از شدت درد قربانی عقلش رو از دست بده. نکته ای که در انجام این طلسم لازمه بدونیم اینه که فقط بر زبون آوردن ورد کافی نیست، بلکه کسی که این طلسم رو انجام میده باید از ته قلب خواستار درد کشیدن قربانیش باشه. خب این طلسم ضد طلسم نداره و نمیتونی با سپرها یا طلسم های برگرداننده از خودمون دفاع کنیم. البته همچنان راه فرار داریم، مثلا میتونیم با قرار دادن یه جسم جامد بین خودمون و طلسم از برخورد طلسم جلوگیری کنیم و جادوگرای بسیار قدرتمند هم میتونند در مقابل دردش مقاومت کنند. 2.طلسم فرمان (IMPERIO) : طلسم فرمان هم یکی از سه طلسم های نابخشودنی ـه ولی برخلاف طلسم قبلی ناخوشایند نیست و اتفاقا قربانی کاملا آرام خواهد شد و احساس آزادی و بی مسئولیتی میکند.کسی که تحت تاثیر این طلسم قرار میگیرد کاملا تحت فرمان طلسم کننده خواهد بود، یعنی هر کاری که از قربانی بخواد انجام میده چه قتل باشه، چه دزدی چه حتی خودکشی ... همینطور، درمدتی که تحت کنترل انجام دهنده ی طلسم هستند، نفرین ممکنه باعث اعطا کردن توانایی هایی به قربانی بشه که برای انجام فرمان بهش احتیاج داره، مثل افزایش قدرت یا ورد هایی بالاتر از سطح خودشون . مسئله ای که این طلسم رو با بقیه طلسم های نابخشودنی متمایز میکنه اینه که در مقابل این طلسم با جادوی چفت شدگی که به اراده و قدرت ذهنی زیادی نیاز داره، میتوان دفاع کرد. 3. طلسم مرگ (AVADA KDAVRA) : طلسم مرگ طلسمی نابخشودنی و بدترین آن هاست. این طلسم با ایجاد نور سبز و صدایی که از چوبدستی خارج میشه قابل تشخیصه. در صورتی که به موجود زنده برخورد کند فرد بلافاصله میمیرد، در صورت برخورد با اشیا بی جان یا آتش میگیرند یا منفجر و تیکه تیکه میشوند.این طلسم باعث مرگ فوری، بدون آسیب فیزیکی و بدون هیچ نشانه ای میشه. در واقع اگر فردی که با این طلسم به قتل رسیده پیدا کنید، هیچ دلیل بیولوژیکی برای مرگ اون وجود نداره، به صورتی که انگار فرد کاملا سالمه ولی روحی در بدن نداره. اصولا گفته شده که مرگ بر اثر این طلسم دردی نداره ولی هری پاتر اون رو طوری توصیف کرده که انگار یک در آهنی به سرعت به اون برخورد کرده که احتمالا به خاطر از بین رفتن هورکراکسس موجود در بدنش بوده. طلسم مرگ علاوه بر اینکه نیاز به جادوگر ماهری دارد نیازمند یک تمایل واقعی برای کشتن و قتله، به طوری که هیچ ارزشی برای انسان ها و زندگی آنها قائل نشد. ضد طلسمی برای این ورد وجود نداره و سپرهای مدافع نمیتونن این طلسم رو دفع کنن. تنها راه مقابله با آن استفاده از جادوی عشق با استفاده از قربانی کردن کسی برای محافظت دیگری است. در واقع تنها "عشق" میتونه جلوی "نفرت" حاصل از به وجود اومدن این طلسم رو بگیره. راه های دیگه ای که برای زنده ماندن و نجات پیدا کردن ذکر کردن اینه که در هنگام دوئل اشیای بی جان بزرگ مثل مجسمه ها را به عنوان سپر بین خودمون و طلسم قرار بدیم که احتیاج به عکس العمل های سریع داره. راه دیگه داشتن حداقل یک هورکراکسس هست که همونطور میدونید خود این جادو سیاه و پلیده و نیازمند کشتن فرد دیگه ایه. شاید براتون سوال پیش بیاد که چرا هری در مقابل این طلسم تونست از ضد طلسم استفاده کنه، در واقع این به خاطر این موضوع بود که چوبدستی هری و ولدمورت هسته ی یکسان داشت، وقتی دو چوبدستی هسته ی یکسان دارن و صاحبان اونا بخوان بر علیه هم بجنگن؛ نتیجه کار به رویدادهایی منجر میشه که نادره، اکثرا باعت تاثیر طلسم معکوس میشه که یکی از چوبدستی ها باعث میشه چوبدستی دیگه جادوهایی که قبلا انجام داده رو برگردونه، نوعی بازتاب معکوس، یا اینکه باعث تلاقی میشه و در نهایت یکی از چوبدستی ها شکست میخوره. بخش دوست داشتنی تکلیف ^-^ تنها موجود جادویی که میتواند پس از برخورد با طلسم مرگ زنده بماند چیست ؟ چرا ؟ دلایل خود برای اینکه این سه طلسم جزو جادوهای سیاه به شمار میروند و غیر قانونی هستند را بنویسید. (حداقل 5 خط)
  5. *لوکیشن : اتاق زیرشیروانی در شمالی ترین برج هاگوارتز* خب خب قبل از اینکه بگم چرا اینجا اومدیم و درس رو شروع کنیم، باید بگم که به ترم دوم دفاع در برابر جادوی سیاه خوش اومدید. چپ چپ نگاهم نکنید این همه راه بیخود تا اینجا نکشوندمتون، کارتون دارم. اون ته رو نگاه کنید، گیتار رو نه کمد رو ^__^ بله، امروز ما با اون کمد کار داریم :دی حالا بگید میدونید داخل اون کمد چی هست ؟ *رها سریع دستشو بالا آورد. با سر اشاره کردم که جواب بده و اونم گفت : احتمالا یه بوگارت یا همون لولوخورخوره باشه.* بلهههههه، درست میگویی. بوگارت یا لولوخوخوره یکی از موجودات تاریکیه که از ترس شما تغذیه میکنه. معمولا هم تو جاهای بسته و تاریک جا میگیرن و زندگی میکنن. این موجود یه دگرگون شونده است. (دقت داشته باشید که دگرگون شونده ها انواع مختلفی دارند و همشون لزوما جادوی سیاه محسوب نمیشن.) کسی نمیدونه یه بوگارت وقتی تو کمده و تنها چه شکلی داره ولی همونطور که اشاره کردم از ترس شما تغذیه میکنه و وقتی مقابلتون قرار میگیره به شکلی درمیاد که بیشتر از هر چیزی ما رو میترسونه. بهترین روش مقابله با یه بوگارت اینه که چند نفری باهاش مبارزه کنید و اونم به این دلیله که بوگارت گیج میشه و نمیدونه به چه شکلی در بیاد. روشی که یه بوگارت رو دفع میکنه ساده و آسونه ولی به نیروی ذهنی نیاز داره. چیزی که بوگارت رو از بین میبره خنده است، تقابل جادوی سفید در مقابل جادوی سیاه ... خنده در مقابل ترس ... تنها کاری که باید بکنیم اینه که توسط نیروی ذهنی اونو وادار کنیم تا به شکل خنده داری در بیاد. برای اینکار به یه ورد نیاز داریم، چوبدستیاتونو در بیارید و بعد از من تکرار کنید : Riddikulus/ریدیکیوس پشت سر من صف ببندید. اولین نفر خودم وایمیسم، بعد از من شما کار رو ادامه میدید. *بچه ها به تکاپو افتادند و همه به صف پشت سر من وایسادند. چوبدستیم رو رو به روی کمد گرفتم و گفتم : آلاهومورا در کمد باز شد و ... مات شده بودم، انتظار نداشتم تبدیل به تنها شخصیت فیلمی که ازش میترسیدم بشه. چوبدستیم پایین اومد و پاهام سست شد ولی یه دفعه به خودم اومدم. من دایانا لوپین استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاهم و اینم موجود حقیری بیش نیست. چوبدستیمو به سمتش نشونه گرفتم و محکم گفتم : ریدیکیوس ! خب میشه گفت چیز خوبی شد =))))))))))) (به جان تریلی الناز اگه به خلاقیتم بخندید از همتون امتیاز کم میکنم:|) بچه ها بلند میخندیدن، رو بهشون برگشتم و گفتم : حالا نوبت شماست، به ترتیب جلو بیاید و با ترستون رو به رو بشید و اونو از بین ببرید.* تکلیف : گفتم دیگه، بگید بوگارت شما چه شکلیه و به چه شکلی تبدیلش میکنید. ^__^ (داستانی یا رول پلی بنویسیدش، عکس داشته باشه، فیلم بگیرید، یا هر روش خلاقانه ی دیگر امتیاز بالاتر و بهتری داره) هَو فان
  6. در کلاس رو باز میکنم و با صدای بلند میگم : سلام به همه ی ترم اولی های عزیز چند عدد چشم بهم خیره میشن و نگام میکنن، همیشه عاشق ترم اولی ها بودم، ازم حساب میبرن خب دروغ گفتم هیچ کس از من حساب نمیبره، یه کم درجه ابهت رو باید بالا بکشم. بعد از خیره شدن بدون اینکه توجهی به من بکنند مشغول کار خودشون شدند. میدونستم با داد و فریاد و زدن رو میز ساکت نمیشن، بنابراین چوبدستیمو در آوردم و رو بهشون گرفتم و گفتم : Silencio (قطع کردن صدا) دانش آموزای عزیزم پس از مقداری تقلا وقتی دیدن صداشون در نمیاد، بهت زده نگاهم کردند. لبخند میزنم و شروع میکنم : همونطور که میدونید این کلاس در مورد دفاع در برابر جادوی سیاهه و من دایانا لوپین مدیر مدرسه و همچنین استاد درس های معجون سازی و دفاع در برابر جادوی سیاه هستم. . امیدوارم که ترم خوبی رو داشته باشیم. قابل ذکر است که من خیلی مهربونم ولی اگه حضور درست و فعال تو کلاس رو نداشته باشید چاره ای جز این ندارم که به عنوان شی تزئینی روی دیوارهای سرسرا به میخ بکشمتون . بچه های خوبی باشید. نگاهی بهشون میکنم تا تاثیر حرفامو ببینیم و سپس ادامه میدم : برنامه ی این ترم اینه که این جلسه در مورد جادوی سفید حرف میزنیم، جلسه ی دوم جادوی سیاه، جلسه ی سوم نحوه ی تشخیص این دو از همدیگه و جلسه ی چهارم یک بحث کلی خواهیم داشت. خب درس این جلسه رو شروع میکنیم. از زمان های دور تا به حال جادوگران به دو دسته ی سفید و سیاه تقسیم بندی شده اند. جادوگران سفید از جادوی سفید بهره میبردند و جادوگران سیاه قاعدتا از جادوی سیاه استفاده میکردند. سوالی که اینجا پیش میاد اینه که جادوی سفید و سیاه چیه ؟ اصن به چه دلیل نوعی از جادو، سفید و نوع دیگری از جادو، سیاه خوانده میشود ؟ این دسته بندی از کجا میاد و چطور میتونیم تشخیص بدیم که جادوی سیاه چیه و جادوی سفید چیه ؟ برای اینکه بتونیم در برابر چیزی خودمون رو محافظت کنیم و بتونیم دفاع درست و اساسی رو به عمل بیاریم اولین اصل اینه که هدف رو خوب بشناسیم و بدونیم که با چی سر و کار داریم. جادوی سفید مثل هر کلمه ی دیگری در دنیا تعریف به خصوص خودش رو داره، این جادو پاک، زیبا و به دور از هر بدی و پلیدی ـه و به جادویی گفته میشه که هدفی خوب و نیک داشته باشه و باعث آسیب زدن به هیچ موجود زنده و غیر زنده نشه. تجلی نور و روشنایی محسوب میشه و از حقیقت روح نشات میگیره. جادوی سفید نیروی عشق رو به نمایش میذاره. بعضی از جادوگران قدیمی سفید اعتقاد داشتن نباید از جادو برای نفع بردن خودمون استفاده کنیم بلکه باید در راه دیگران و به خاطر خوبی برتر استفاده بشه، به این صورت که خب شما حق نداری از جادویی که داری در راه رسیدن به سود شخصی استفاده کنی، به طور مثال معجون عشق برای سود شخصی استفاده میشه پس از حیطه ی جادوی سفید خارج میشه يا حتى خيلى سخت گيرانه تر مثلا اگه من دستم زخم شده حق ندارم از جادوم براى درمانش استفاده كنم. درسته كه الان اين قوانين به اين سختى ديگه وجود ندارن و خيلى ساده تر شده ولى از يه ديدگاه كه نگاه كنيم ميشه گفت كه جادوگراى كهن ما حق داشتند. همون معجون عشق رو در نظر بگيريم، نه تنها سود شخصى توش وجود داره به شخص مقابل آسيب ميزنه، چون ذهن و احساس اونو تحت كنترل ميگيره. از طرفى شخصى كه از جادو به نفع خودش استفاده ميكنه ميتونه كاراى وحشتناكى انجام بده، اگه به تاريخ نگاه كنيم تمام جادوگران سياه از جمله تام ريدل تمام توان جادوييش رو براى اين گذاشته كه خودش و فقط خودش قدرتمندتر و نيرومندتر بشه ... و خب آره، تقریبا هر چیزی که در تضاد جادوی سیاه باشه سفید محسوب میشه ولی نه کاملا، چون تو میتونی جادویی که در اینجا سیاه محسوب میشه رو در موقعیت متفاوت به صورت مثبت و سفید به کار ببری. (در داخل هر شری خیر و داخل هر خیری شر وجود داره :دی) نگاهی به دانش آموزا کردم و با لبخند ادامه دادم : خب الان میخوام طلسم رو ازتون بردارم که بتونید جواب تکلیف رو بدید. :دی چوبدستیمو اول رو به بچه ها گرفتم و طلسم رو از روشون برداشتم، بچه ها که هنوز در حالت شوک بودن بعد از اینکه مطمئن شدن صداشون برگشته به من چشم دوختند ، خندیدم و گفتم : واقعا متاسفم . :دی تقریبا هر ترم مجبورم این کارو بکنم حالا ... میرسیم ... به بخش دوست داشتنی .... تکلیف ^________^ 1. به نظرتون ورد Silencio جادوی سفید محسوب میشه ؟ توضیحاتتون رو بنویسید. 2. نظرتون در مورد قانون منع استفاده از جادو برای نفع شخصی بنویسید.
×