رفتن به مطلب
Ara Harst

شعله ای آبی رنگ همراه با h!

پست های پیشنهاد شده

اولین کیبوردی که پستی برای کاندید شدن نداشت و از کاندید های قبلی استفاده نمودم! :دی

مسلما از H متوجه شدین که این بار کیبوردی ما کیست! اگرم متوجه نشدید :

ساراهـ اسپیتر

این کیبورد تا اول مهر(:ron:) ادامه داره!

 

کیبورد قبلی سرد بود :| بی حال ها :| سوال بپرسید :| عه :|فقط سه صفحه؟ :||||| :snape:

 

(شکیل مسلمون نیستی....سوال نپرسیدی! :-کریم)

اسامی حذف شده ها فعلا در دسترسم نیست، بعدا ویرایش میکنم و مینویسم!

کیبورد قبلی بسته نشده ولی نباید سوال بپرسید، صرفا بازه تا کلیو جواب بده!

کیبورد احتمال زیاد از مهر تا تابستون سال بعد بسته میشه.......این ساراهـ رو بسوزونین تا با خاطره ی خوبی با کیبورد خداحافظی کنیم! :750:

 

از این پست سواستفاده میکنم تا اسپم ندم:

آرای طولانی التوصیف =)))))))))))))

 

اون یاندره ـه هم خعلی خوب بود راسش حرفی ندارم :| (فقط روی آرا و کراش هام اینجوریم :|)

 

روی آرا و کراش هات یاندره ای یا روی آرا و کراش هات پوکرفیسی؟ =)))

 

این چغد آشناس :|

:-""""""""""""""

در ادامه بگم ملاقات رو تو خواب ببینین :|

باشد که چشمان حسود کور شود =| مینویسم >_>

این بچه هاشو طرد نمیکنه ولی من خیلی مایلم که اینکارو براش انجام بدم :| ترجیحا با لوله تمساح:-"

*بغل کردن فرزندانم* نگران نباشین، لوله تمساحشو گرفتم ازش =|

 

 

یک ویرایش جدید: میبینید نوشتم دارم ازاین پست سو استفاده میکنم؟ :-" خب من همین الان یادم اومد سوالایی که دنیا ازم پریده بود یه ماه و نیم پیش :| جواب ندادم =| البته سوالای مهتاب هم کامل جواب ندادم ولی خب مال اون طولانیه و باید روش فکر کنم :-"

به هر حال، سوالای دنیا:

1) فرض کن تایتان ها حمله کردن و من و لوسیفر در معرض خطریم فقطم تو هستی که نجات بدی و فقط فرصت نجات یکی رو داری :-" کی رو نجات میدی ؟!

لوسیفر رو، چون تعداد بیشتری آدم هستن که عاشق توان و حاضرن نجاتت بدن، به من نیازی نمیشه :-"" <_>

آخ الان دیدم نوشتی فقط من هستم :| بازم لوسیفرو نجات میدم ^______^ به چه علت؟ چون اگه تورو نجات بدم در روز دیگه وقتی منو ببینه به قطعات نا مساوی تقسیمم میکنه ولی تو منو نمیبینی که تقسیمم کنی! ^_^ چقد منطقیم ^_^

2) آروینو چقد دوست داری ؟!

خیلی خیلی ^_^ فسقلی من ^_^ کامپلیتلی گرندمایانه ^_^ البته آروین اگه بر cancer ت غلبه کردی و اینجایی، یاد قضیه دیوانه ساز افتادم =))))))))))))))))))

3) چند تا کتاب خوندی ؟!

خودم هیچ ایده ای نداشتم، از مامانم پرسیدم گفت 600 - 700 تا خوندی :-؟

4) چند تا کتاب داری ؟!

خودم فک کنم 1000 تا (با کتابای بچگیم :دی)

5) اسم 20 تا از بهتری کتاباتو بگو

سوال بسیار بسیار سختیست =|

اینا بهترین بهترین نیستن ولی خب بازم خیلی خوبن، و ترتیبشون به این نیست که اولی بهتره، به ترتیبیه که یادم میاد :دی

جلاد لاغر ، هری پاتر ، دنیای سوفی ، کارآموز رنجر (:x) ، آن شرلی ها ، تاریخ ترسناک ها ، سرود کریسمس ، بی نوایان ،دا ، قلعه حیوانات ، ژانوس ستاره ی آرزو (اولین کتاب فانتزی) ، 1984 ، ما چگونه ما شدیم نصفه خوندم :|||||| ، پسر ، شما که غریبه نیستید ، دختر پرتقال شاید؟ لطیف بود ولی خب جزو بهترین نیست ولی یادم اومد پس مینویسمش :دی ، مدرسه رویایی ، دنیایی را تصور کن که(فلسفه کودکانه ^_^) ، آن دست دیگر؟ ، سپید دندان هم بهترین ها نیست، ولی اولین رمانی بود ک خوندم و ذوق کردم :دی

اینا کلا نمیشه بهشون گفت بهترین ها، ولی خب همینا یادم بود و حسش نیست فکر کنم :/

6) اگه لیوای واقعی بود حاضر بودی باهاش ازدواج کنی ولی از خونوادت جدا شی و هرگز نبینیشون ؟!

نُپ ! درواقع اگه لیوای واقعی بود فکر نمیکنم در این حد عاشقش میشدم :-" اگرم میشدم از خانوادم جدا نمیشدم به هر حال! یه طرفو مجبور میکردم اون یکیو قبول کنه ^_^ لیوایم ^___^

7) حاضری پالتویی که از پوست روباه درست شده بپوشی ؟!

یس :-" چرا نپوشم؟ البته گرمه :| =)))))) خب جدی، ترجیحا نمیپوشم اگرم بپوشم ، مثل سوسیس، قکر نمیکنم از چی درست شده ^_^

8) عشق یا اصالت ؟!

عاشق نشدم خو، این چه سوالیه وقتی هیچ ایده ای ندارم؟! ولی فکر کنم اصالت! البته نه به صورت افراطی مسلما :-" البته، الان میبینم که سوالتو درست نفهمیدم، اصالت خودم یا اصالت اون، جوابی ک دادم برای خودم بود ینی بین عشقم و خانواده ام کی رو انتخاب میکنم، ولی اصالت اون اصلا مهم نیست! مهم خودشه =)))

9) حاضری واسه نجات من از رو یه محوطه که پر از سوسکه با پای برهنه راه بری ؟!

بالاییو یادته گفتم ملت عاشقتن و نجاتت میدن؟ اون ملت از سوسک نمیترسن :) ولی خب، اگه مجبور باشم خودم نجاتت بدم، مسلما و قطعا و حتما رد میشم البته ترجیح میدم یه کفشی چیزی پیدا کنم، پیدا نشدم لباسمو میبندم به پاهام حتی =| :-"

10) نظرت رو راجع به افراد قلعه در تک تک بنویس :دی

نوشتم :|

ویرایش شده در توسط Ara Harst

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اوهوم اوهوم!

لطفا در 46 خط 10 کلمه ای در مورد راز های زندگیت بنویس.

لطفا در مورد تعوری رنگهای پاییزی هرچی نمیدانی را بنویس

حالا از قسمت سوزاندن به قسمت پرسش میایم!

اسمت چیه؟

چرا جشن عروسی نمیگیری؟

چرا چاغی ؟

چرا لاغری؟

چرا دوسم نداری؟

چرا دوسم داری؟

منو یادته؟

120 کلمه در موردم بنویس

اگه 120 تا رو نوشتی بدون تکرار و معنی یکسان که هیچی وگرنه ...

دقت کن که اگه هم زیر 60 نوشتی ینی زیر 80 هم نوشتی!

1. اگه زیر 80 تا نوشتی در مورد ملخ پوست خالخالی بروجرد 4 کلمه بنویس

2. اگه زیر 60 تا نوشتی در مورد ماهی های خال ندار اسپانیایی بنویس 6 کلمه

3. اگه کمتر از 40 تا نوشتی در مورد ازدواج روونا و اروین 7 کلمه بنویس

4.اگه بیشتر از 30 تا از کلماتت بار منفی دارن در مورد لاستیکای ماشینای الناز بنویس

 

همین دیگ گفتم با ساده شرو کنی یهو کوپ ؟ کپ ؟cop ? نکنی!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت پرنس گرامی ^_^

 

1) خودت رو در 10 خط توصیف کن :-"

2) آهنگ لیلای من رو بخون و ضبط کن و آپلود کن و اینجا بذار :-"

3) تا اخر کیبورد کتاب 4 اثر از فلورانس اسکاول شین رو بخون و خلاصشو و نتیجه ای که گرفتی اینجا بنویس :-"

4) منو بیشتر دوست داری یا شیدا ؟!

5) یعنی منو دوست نداری ؟! برم بمیرم ؟!

6) اخطار : این فقط یک مثال و بر مبنای احتمالات است پس نمیشه و اینو نمیگه نداریم -________-

اگه معین بگه دیگه هرگز محسن نامجو گوش نده وگرنه من باهات حرف نمیزنم چه میکنی ؟! :دی ( سوالای خودتم مسخره است:| )

7) کدوم فیلسوف رو بیشتر قبول داری ؟! در 5 خط بگو تفکراتش دقیقا رو چه محوریه !

8) به آلما پیشنهاد نمیدی زنت بشه ؟! :دی

9) هدفت رو برای آینده در 10 خط توصیف کن !

10) هری پاتر واست در چه اندازه ای مهمه ؟!

11) چرا فک میکنی دینت به هاگوارتز رو ادا کردی ؟!

12) چرا و چگونه خودتو گم کردی ؟! پیدا شدی ؟!

13) واسه هر کدوم یه جمله بنویس !

دایانا :

رافا :

مهتاب :

شیدا :

امیر :

محمد :

آرا :

شکیل :

ماریا :

رزا :

آروین :

رها :

مهسی :

آریو :

الیسا :

روونا :

نوشیا :

رازیل :

14) دو تا از موهاتو بکن به هم گره بزن اندازه بگیر بنویس :-" جذرشونو به دست بیار و بنویس !

15) صفحه ی 99 کتابی که خیلی دوست داری تایپ کن !

16) بدترین اتفاقی که میتونه سرت بیاد چیه ؟!

17) عطر میزنی ؟! :دی عطر مورد علاقت چیه ؟!

18) بهترین اتفاقی که میتونه برات بیفته ؟!

19) حاضری پالتویی که از پوست روباهه بپوشی ؟! :|

20) چرا اول پریدی بغل الناز ؟! -___- :دی

فعلا اینا رو جواب بده :دی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوب! خوب! خوب!!

 

اول از همه!

 

همه مون یه جاهایی ضایع شدیم!

 

کجا خیلی خیلی خیلی بد ضایع شدی؟:722:

 

بعد!

 

10 خط درباره آرزوهات بنویس!:728:

 

بعد!

 

20 خط درباره کسی که خوشت نمیاد بنویس!:705:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود!

ممکنه تو سعی بر آتیش زدن من نکرده باشی اما من سعی می کنم تو را به آتش بکشم! یو ها ها ها ها ها!

1.5 تا از بچه های هاگ رو انتخاب کن! در فضای 1984 تصورشون کن و یک داستان 10 خطی در موردشون بنویس!

2.دوست داشتی تو چه داستانی باشی؟ چرا؟ و توش چیکارا می کردی؟

3.آینده ی اشخاص زیر رو حدس بزن:

خودت:

الناز:

آرا:

شیدا:

کلیو:

دایانا:

ماریا:

آروین:

امیر:

شکیلا:

محمد:

جنتی:

اسکورپیون مالفوی:

ناظر کبیر:

4. اگه می خواستی جهان رو تسخیر کنی از چه راهی وارد عمل می شدی؟

5.دوست داشتی چه قدرت(ها!) ماوراالطبیعه ای داشتی؟

6.به همه ی اون افراد بالا قدرت ماوراالطبیعه نسبت بده که بهشون بیاد

7.آخرین کتابی که خوندی رو نقد و معرفی کن

8.پیرو چه مکاتب فکری هستی؟ تشریح کن!

9.بگو تو ر رشته(ریاضی تجربی انسانی هنر و فنی) کدوم رشته های دانشگاهی رو دوست داری؟

10. دوست داشتی تو کدوم برهه تاریخی زندگی می کردی و تو اون برهه چه کارهایی می کردی؟

11. بدترین کاری که فکر می کنی ممکنه حاضر بشی انجام بدی چیه؟

12.بدترین کاری که می تونی تصور کنی و عمری انجام بدی چیه؟

13.برای همه ی اون افراد بالا شکنجه طراحی کن :دی

14.همین الان بهت بگن قدرت کنترل جهان دسته توئه! واکنشت چیه؟

15. تصور کن تو اردوگاه کاری! یک برگ از دفتر خاطراتت تو اون موقع رو بنویس

16.یک جمله باحال از خودت بگو

17.کی بیشتر از همیشه به خودت افتخار کردی؟

18.تو نمایشگاه که من رو دیدی تا چه میزان به cool و awesome بودنم پی بردی؟

19.اگه قرار باشه شکنجت کنن استراتژیت چیه؟

20.نظر خودت رو در مورد فامیلیت(اسپیتر) در 5 خط بنویس!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
با سلام خدمت پرنس گرامی ^_^

 

1) خودت رو در 10 خط توصیف کن :-"

2) آهنگ لیلای من رو بخون و ضبط کن و آپلود کن و اینجا بذار :-"

3) تا اخر کیبورد کتاب 4 اثر از فلورانس اسکاول شین رو بخون و خلاصشو و نتیجه ای که گرفتی اینجا بنویس :-"

4) منو بیشتر دوست داری یا شیدا ؟!

5) یعنی منو دوست نداری ؟! برم بمیرم ؟!

6) اخطار : این فقط یک مثال و بر مبنای احتمالات است پس نمیشه و اینو نمیگه نداریم -________-

اگه معین بگه دیگه هرگز محسن نامجو گوش نده وگرنه من باهات حرف نمیزنم چه میکنی ؟! :دی ( سوالای خودتم مسخره است:| )

7) کدوم فیلسوف رو بیشتر قبول داری ؟! در 5 خط بگو تفکراتش دقیقا رو چه محوریه !

8) به آلما پیشنهاد نمیدی زنت بشه ؟! :دی

9) هدفت رو برای آینده در 10 خط توصیف کن !

10) هری پاتر واست در چه اندازه ای مهمه ؟!

11) چرا فک میکنی دینت به هاگوارتز رو ادا کردی ؟!

12) چرا و چگونه خودتو گم کردی ؟! پیدا شدی ؟!

13) واسه هر کدوم یه جمله بنویس !

دایانا :

رافا :

مهتاب :

شیدا :

امیر :

محمد :

آرا :

شکیل :

ماریا :

رزا :

آروین :

رها :

مهسی :

آریو :

الیسا :

روونا :

نوشیا :

رازیل :

14) دو تا از موهاتو بکن به هم گره بزن اندازه بگیر بنویس :-" جذرشونو به دست بیار و بنویس !

15) صفحه ی 99 کتابی که خیلی دوست داری تایپ کن !

16) بدترین اتفاقی که میتونه سرت بیاد چیه ؟!

17) عطر میزنی ؟! :دی عطر مورد علاقت چیه ؟!

18) بهترین اتفاقی که میتونه برات بیفته ؟!

19) حاضری پالتویی که از پوست روباهه بپوشی ؟! :|

20) چرا اول پریدی بغل الناز ؟! -___- :دی

فعلا اینا رو جواب بده :دی

 

1. با سلام به همه شنوندگان عزیز و غیر عزیز برنامه راز بقا، امروز رو با توصیف ساراه اسپیتر 14 ساله، و به گزارش برخی از خبرگزاری ها سیزده ساله ، از تهران در خدمتتون هستیم!در حال حاضر وی موجودیست خسته،که در ساعت یک و چهل و سه دقیقه و چهل و هفت ثانیه مشغول به نوشتن این واژه ها ست ایشان دختری ست که در ساعت یک و چهل و سه دقیقه و پنجاه و چهار ثانیه اعتقادی به خاموش کردن برق های پذیرایی ندارد و همانطور که از وجناتش پیداست، همانیست که در ساعت یک و چهل و پنج دقیقه و چندین ثانیه کپه مرگش را به چندین متر دورتر منتقل نمیکند تا حداقل با سوال« میشه چراغ رو خاموش کنی؟!:|» پدرش که در همان نزدیکی خفته مواجه نشود! و همانا او دختری ست که لپ تاپ پدر خفته را - که جا دارد اشاره کنم دقیقا در ساعت یک و چهل و سه و خرده ای ثانیه!- کش رفته و به پاسخ دادن سوالات کیبورد می پردازد و از دیدن سوال یک پرنسس دایانا لوپین عصبی گشته و تصمیم میگیرد با چرت و پرت های لحظه افزونش در این ساعات ِ- به لطف چراغ- روشن نیمه شب پاسخگوی این همکار عزیز باشد! از علاقه مندی های این موجود چرند نویس میتوان به کتاب، فلسفه، دوستان، کتاب، فلسفه، دوستان، نامجو، جامعه شناسی و خزعبل گویی و خزعبل نویسی اشاره کرد! این موجود با آرواره های تیز خود، هر پرنسسی را که در ساعت یک و پنجاه و سه دقیقه بامداد مجبور به چرند نویسی اش کند خواهد دردید و وی را به سیاهچال خواهد فکند!:| از ویژگی های بارز او پراکنده نویسی نبوده که به لطف پرنسسِ عزیز هاگوارتز، در ساعت یک و پنجاه و پنج دقیقه نیمه شب این علم را فرا گرفته!:| ساراه اسپیتر، از این حجم وسیع خزعبل نویسی خود در این ساعت بسیااار شرمنده و اندوهگین است و از دوستانش تقاضای عفو دارد، چرا که او یک عمه ژوزفین طور است و در حالت عادی انقدر افعال را سردرگم و گیج به کار نمیبرد تا خطوطش را پر کند!

2. با عرض تف به پرنسس دایانا لوپین به خاطر سوال یک، تف دیگری رو خدمتشون به خاطر سوال یک تقدیم میکنم و تا آخر این کیبورد، آهنگ لیلای من هم - طبعا به همراه تفی دیگر- تقدیمشان خواهد شد!

3. باشه:|

4. طبعا تو رو به عنوان پرنسس بیشتر دوست دارم، و شیدا رو ب عنوان عجق بیشتر دوست دارم!:دی

5. اصلا قلبتُ درمیارم میزنم دروازه شهر ک عبرتی برای سایرین شه!:)

6. قبول نمیکنم و خودش ب منت کشی خواهد اومد:دی اگ خیلی جدی بود و خب همین ی باره و دلیل منطقی م داشت قبول میکنم البته!

7. از اونجایی ک احتمالا اورول قبول نیست شروع میکنم:دی افلاطون دوست میدارم!:دی دلیلش م با اینکه نظریه مثل رو نمیتونم بپذیرم اینه که نسبت به زمان خودش خیییلی خفن بوده و نظریه مثلش م جالبه، ک ما دوتا عالم داریم یکیش عالم ما و اون یکی مثل که تو عالم مثل صورت هر چیز هست. مثلا وقتی اسب میبینی یکیش قهوه ایه و یکیش پاش شکسته و... ولی تو تو همه ش میفهمی که اینا اسبن و افلاطون معتقد بوده که دلیلش یه صورت مثالیه. مثل قالب شیرینی! که مثلا صورتٍ آدم، یک چیزی کامل تر و زیباتر از همه آدم هاست! خب افلاطون نخودچی بود بریم سر اصل:دی سارتر:دی خب سارتر اگزیستانسیالیسم رو جلو برد و درباره اصالت بشر گفت. اگه بخوام تو 5 خط بگم( افلاطونه حساب نیست:دی) قطعا یکی از جمله هاش، جمله « وجود برا ماهیت مقدم است» خودشه! ببین، مثلا کتِ چرم دیمن وقتی تو ذهن سازنده ش طراحی میشده، برای مصرف کت چرم طراحی میشده! اما در مورد انسان قضیه فرق میکنه ، آدما طراحی نشدن آدما مختارن. سرنوشت وجود نداره، "ما به آزادی محکومیم!" پس وقتی تو به دنیا میای، هیچ هویتی نداری و وجودت بر هویتت مقدمه. اینم بگم تو دلم نمونه، سارتر با سیمون دوبووار دوست بود:|=| درباره خودش، کمونیست م بود^___^ هرچند که بیشتر از سیاستمدار فیلسوف بود! تو امتحان نهایی فلسفه م مردود شد ی سری و دفعه بعدش اول شد یه بارم نوبل ادبیات برنده شد و قبول نکرد، البته کلا از آثارش کار از کار گذشتش رو خوندم متاسفانه! ک کلمات ش م گرفتم و باید شروع کنم. از برتراند راسل م ک هیچ نخوندم و کتاب چرا من مسیحی نیستم ش رو میخوام بگیرم که نوزدهم تو اون کتاب فروشی ای ک قفل بود داشتش:|| و خیلی خوبه این بشر! حتی لحظاتی دلم خواست سیمون دوبووار بودم:| از عقایدش سر خدا ام خوشم میاد:دی که البته تا اون کتاب رو نخونم کامل عقایدش رو نمیدونم!:| اما برتراند راسل خودش رو یه "ندانم گرا" میدونست! و اینُِ باش هستم ک ته تهش، نمیشه ثابت کرد که خدا نیست و برعکس:| فرویدم فیلسوف حساب میکنین؟:/

8. اگه روم میشد و انقد خشک نبود میدادم:|

9. دنیا خسته م میفهمی؟:| لیلای من و چهار اثر از اون یارو و اینو با هم میدم!:))

10. در اندازه بسیار زیاد.

11. خب بذار این طوری بگم، من از دین اینجا اینُ برداشت میکنم که هرچقدر شادی و حس خوبُ دیگران بهت دادن، تو اونُ برگردونی ک این وظیفه ته! و من فکر میکنم برگردوندم.

12. راستشُ بخوای درست نمیدونم چه طور شروع شد! ولی خب هرچی بود خیلی دوره افتضاحی بود:/ دقیقا از یه زمانی به بعد، دایم حس میکردم تو خوابم و اینا همه ش خیاله و من باید بیدار شم! ک بعدش دچار پوچی محض شدم و رفتارم تغییر کرد، من کلا آدم جدی ای نبودم ! ک شدم:دی و بعدش همه چی بهم ریخت و هی بدتر شد و اینا. که حتی انتهاش رو نفهمیدم چی شد! و من یه روز بیدار شدم و پوچ نبودم و حتی از خودمم متنفر نبودم و همه ش میترسم ی روز دوباره برگردم ب اون وضع:| ولی فک کنم از وقتی یکم بیشتر آدمای اطرافم ُ دیدم بهتر شد اوضاع!:|

13. دایانا:

موجودی 90% پرنسس طور، که 10% باقیش در کنار امیر و شیدا شکل میگیرد!:))

راف:

سوگلی:)

مهتاب:

نمونه بارز یک ریونکلایی پر از ایدهِ قابل الگوبرداری!:دی

شیدا:

خرِ عزیزِ باهوشِ عجق:دی

امیر:

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین!

محمد:

فردا باید برم لباس بگیرم:|

آرا:

از بهترین و جالب ترین آدما:) ی اسلیترینی عالی:)

شکیل:

ویس:|

ماریا:

مهربونِ قهوه و نودل خور!:دی

رزا:

جیییغ=))))

آروین:

حیوان دوستِ گربه دوستِ گریف دوستِ گیلکی یاد نده!:|

رها:

خرهوش=|

+آقا! من الان دچار ی دغذغه شدم!:| الآن من اینا رو توصیف کردم. قرار بود ی جمله درباره شون بنویسم؟ ی جمله تقدیمشون کنم؟:-؟:/ آیا منظور دیگری در این سوال نهفته است؟

مهسی:

چند همسری در زنان.

آریو:

واسه این یکی جدا ایده ای ندارم:| یاد کلمه "غد" می افتم فقط!

الیسا:

یک روحِ پکیدهِ تاریخ درس بده.

روونا:

بچه م!

نوشیا:

مطلقهِ بی توجه به گرامرِ محوِ مهربان!:دی

رازیل:

دوست داشتنیِ علاقه مند به مار:دی

14. یکیش 19 سانت بود یکیش 24 سانت، ک مجوعش 43 سانت ک جذرش شد 6.55

15.

پدر نگاهش کرد « اشتباهات؟ من تو زندگی م زیاد اشتباه کردم ولی درنیومدن به عضویت حزب نازی از اون جمله نبوده. اونا هنوز تقاضانامه منو دارن- خودت میدونی- ولی من نمیتونم برم خواهش کنم، من...»

و آن موقع بود که تنش بزرگ فرا رسید.

همراه با کوران هوا، رقص کنان از پنجره داخل شد. شاید نسیم رایش سوم بود که باز هم قوی تر می شد. شاید هم فقط اروپا بود که نفس می کشید. به هرحال، در همان هنگام که چشمان آهنی شان مثل قوطی حلبی های آشپزخانه به هم میخورد، در میانشان افتاد.

هانسِ پسر گفت:« تو هرگز این کشور رو دوست نداشتی. حداقل به اندازه کافی دوست نداشتی.» چشمان پدر رو به تیرگی گذاشت، ولی این مانع هانس پسر نشد. به دلیلی به دخترک نگریست . سه کتابش را راست روی میز گذاشته بود، انگار که در حال مکالمه بودند. یکی از آن ها را می خواند و در و در سکوت واژه ها را زیر لب می راند. « و اون آشغال چیه که این دختر داره میخونه؟ اون باید نبرد من رو بخونه.»

لیزل سر بلند کرد.

پدر گفت:« نگران نباش لیزل. به خوندنت ادامه بده. اون نمیدونه داره چی میگه.»

ولی هانسِ پسر همچنان ادامه داد. کمی جلوتر آمد و گفت« تو یا طرفدار پیشوایی و یا دشمنش، و من می تونم ببینم که دشمنشی. همیشه بودی.» لیزل به صورت هانسِ پسر نگاه می کرد. به نازکی لب هایش و خط صخره ای دندان های فک پایینی اش خیره مانده بود. «رقت آوره - چه طور یه مرد میتونه کتاری بایسته و در حالی که ملتی آشغال ها رو دور می ندازه و خودشو به تعالی می رسونه هیچ کاری نکنه؟»

مادر و ترودی، مثل لیزل در سکوت و ترس نشسته بودند. بوی سوپ نخود می آمد، و چیزی که در حال سوختن بود، و جروبحث.

همه منتظر واژه های بعدی بودند. آن ها از دهان پسر بیرون آمدند. فقط دو کلمه.

+

از کتابِ کتاب دزد، مارکوس زوساک

16. بدترین؟ بی انگیزگی و تنهایی و پوچی.

17. این سوسول بازیا چیه؟:دی

18. نویسنده خوبی شدن.

19. اگه روباهه رو کشته باشن نه، ب مرگ طبیعی مرده باشه آره:| ک اصولا نمیتونم بفهمم پس نه:|

20. چون تو و شیدا رو قبلا دیده بودم الناز دفعه اول بود:دی ذوق داشتم ببینم چه طوریه!:دی

پیرم کردی:|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در مورد جمله ی مطلقه بی توجه بهگرامر محو... را توضیح بده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من سوالارو نخوندم همینجوری عشقی میام یه چنتا سوال میپرسم بجواب =))

چطوری با هری پاتر آشنا شدی ؟

با سایت ما(وبلاگ) چگونه آشنا شدی ؟ :دی

نظرت درباره من چیه ؟ =)) (نگی باز چهار اثر از فلورانس اسکاول شین =)) )

نظرت درباره گیم و گیم بازی کردن چیه ؟

بزگترین ترست ؟

جمله ، واژه ، عکس ، تیکه کلام و هر چیزی که میتونی بگی و ازش متنفری رو بگو :))

تیکه کلامت چیه ؟

بهترین دوستت تو هاگ ؟

دنیای مجازی یا واقعی ؟

چپ یا راست ؟ =)))

ماه یا ستاره ؟ =))) :-پاترمور =)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود

 

1) چندتا دندون داری؟

۲) شوخ طبعی؟

۳)تعداد تارموهای سرت چندتاست؟

۴)کی رو تو دنیا از همه کمتر دوست داری؟

۵)قبل از خوندن این سوالا داشتی به چی فک می کردی؟

۶)یه روز یه مرده میخوره به نرده بر می گرده این جک کی بود؟

۷)نظرت درباره جک بالا چیه؟

۸)پایین ترین نمره ای که داشتی چی بوده؟

۹)اگه ساعت عقربه ای رو عدد ۳خواب بمونه در عرض ۲۴ساعت چند بار ساعت درست نشون داده میشه؟

۱۰)ترکیب رنگ زرد با نارنجی چیه؟

۱۱)سوالا چرتن؟

۱۲)حسینی بای همو خبرنگاره چه تیکی داره؟

۱۳)مدل مو مورد علاقت چیه؟

توشکل های هندسی کودومو بیشتر دوست داری ؟

۱۵)به نظرت چرا واسه سوال بالایی شماره نزاشتم؟

۱۶)چرا تو سوال بالایی نذاشتم رو با ز نوشتم؟

۱۷)از نظر فیزیکی کار به چی میگن ؟

۱۸)چرا سوالای من تموم نمی شه؟

۱۹) موهایی تن خر به نظرت چندتاست؟

۲۰)به نظرت چرا سوال بالا رو پرسیدم؟

خب شاید دوباره سوال برات طرح کردم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
من سوالارو نخوندم همینجوری عشقی میام یه چنتا سوال میپرسم بجواب =))

چطوری با هری پاتر آشنا شدی ؟

با سایت ما(وبلاگ) چگونه آشنا شدی ؟ :دی

نظرت درباره من چیه ؟ =)) (نگی باز چهار اثر از فلورانس اسکاول شین =)) )

نظرت درباره گیم و گیم بازی کردن چیه ؟

بزگترین ترست ؟

جمله ، واژه ، عکس ، تیکه کلام و هر چیزی که میتونی بگی و ازش متنفری رو بگو :))

تیکه کلامت چیه ؟

بهترین دوستت تو هاگ ؟

دنیای مجازی یا واقعی ؟

چپ یا راست ؟ =)))

ماه یا ستاره ؟ =))) :-پاترمور =)

 

تو کاری رو غیر عشقی انجام میدی کلا؟:))

1- خب برادرم 4-5 سال قبل من خونده بود و من قبل سواد داشتن اسمشُ شنیده بودم و نمیدونم چرا فک میکردم خیلی خز و خیله!:)) و وقتی میخواستم مسخره ش کنم هی هری پاتر خوندنش رو بهش یادآوری میکردم:| بعد تابستون کلاس سوم ابتدایی م دلم خواست بخونمش و از پسرخاله م جلد یکشو گرفتم!

2- سرچ کردم"هاگوارتز"!

3- بچه جالبی ای:دی ولی به شدت بیخیالی و حال فکر کردن ب اینکه چی واست بهتره رم نداری!:|:))

4- بسیار برای من چیز مزخرفیست!:دی ینی واقعیتش، من تو گیم افتضاحم و طبعا چیزی رو که توش افتضاحم رو دوست ندارم!

5- تنهایی و مار

6- چیزایی ک متنفرم؟:|

جمله: ای کاش خدا.... :|

واژه: میسی!

تیکه کلام: واس ماس

خیلی بدم میاد از اینا:دی

7- ندارم، دارم؟

8- بهترین دوست؟ آرا! و تو هر شرایطی کمک کرده:)

9- واقعی ای که مجازی توش باشه! از اینکه شماها مجازی اید متنفرم! و قطعا واقعی تون رو ترجیخ میدم!:|

10- چپ:))

11- از آدمی ک ب ماه پرستی متهم میشه توقع داری کدومو انتخاب کنه؟:دی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام!:دی

اولین و فعلا تنها سوالم:ب نظرت چرا من دستت و دلم به سوال پرسیدن نمیره؟!ی عالمه سوال فلسفی برای پرسییدن از مهتاب داشتمم نپرسیدم الان از توام میتونم تعداد انبوهی سوال بپرسم و نمیتونم میترسم حتی وقتی رافا انتخاب شد هم نشه ک بپرسم!://////////////////

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اممممممم،

1-وقتی قاتی میکنی چیکار میکنی؟

2-بزرگترین شیطنت عمرت چی بوده؟

3-بزرگترین سوتی که تا حالا دادی؟

4-از کی تو هاگوارتز متنفری؟

5-چه کاری عصبیت میکنه؟

6-از چه حیوونی بدت میاد؟

7-تعداد صفحه های کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان رو به علاوه محفل ققنوس کن از سنت کم کن ضبدر طول یکی از تارهای موت کن:دی

8-نظرت راجع به کتاب های هری پاتر از جلد یک نقد کن تا جلد 7

9-فعلا امری نیست تا ببینم چی به ذهنم میرسه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×