رفتن به مطلب
Ara Harst

ادبیات جادویی - جلسهٔ اول - همهٔ ترم‌ها

پست های پیشنهاد شده

★ادبیات جادویي★
★تکلیف★

توي کتابخونه هاگ نشسته بودم. بهترین جا براي نوشتن ادبیات کتابخونه بود. ولي راستش خیت شده بودم چون همه تکالیف نظرخواهي بود و نیاز به جمع آوري اطلاعات نداشت.

٭دیدگاه شما نسبت به ادبیات٭

٭خب، درس مورد علاقه‌ي من دفاع در برابر جادوي سیاهه و مثل خیلي از جادوآموزا نیستم که الکي براي استادا چاپلوسي کنم و امتیاز بگیرم و مي خوام اونچه واقعا حقمه نصیبم شه :)
صحیح که همه دروس در جادوگري بسیار مهم هستن‌، ولي در دنیاي ماگل ها که کاربرد آن چناني ندارن.
امّا ادبیات تنها درسیه که نه تنها در جادوگري بلکه در بین ماگل ها هم کاربرد داره. نمي دونم چطور منظورم رو برسونم ادبیات واقعا همگانیه!
چون همونطور که خودتون چند نوع مثال زدین، ما بدون دونستن ادبیات نمي تونیم منظور خودمون رو به افراد برسونیم :)
براي همینه که دیدگاه من اینه که ادبیات تقریبا مهم ترین درس و راه ارتباطي بین جوامع ماگلي و جادوگریه ^~^ ٭

٭از چه چیزي در ادبیات لذت مي برید؟ ٭

٭خب، من از کودکي خیلي به کتاب علاقه داشتم. و چون تا پنج سالگیم قادر به خوندن نبودم والدینم برام کتاب مي خوندن، گاهي بهم کمک مي کردن که اشعار کودکانه حفظ کنم و گاهي هم وقتي خودم از شعري خوشم میومد مي گفتم مامانم انقدر برام بخونه تا یاد بگیرم. اولین کتاب شعري که خوندم و حفظ کردم شعراي کتاباي ″ماجراهاي مي مي ني و ماماني″ بود که خیلي ها میشناسنش ^-^
از سه چهار سالگي مامانم بهم یاد مي داد که اشعار حافظ شیرازي رو حفظ کنم و منم با اشتیاق زیاد اونا رو حفظ مي کردم. سرانجام توي اواسط پنج سالگي یاد گرفتم متن هاي آسون رو از رو بخونم. در شش سالگي در پیش دبستانیم براي جشن، یکي از اشعار حافظ رو از حفظ تک خواني کردم و مورد تشویق زیادي قرار گرفتم. و در هفت سالگي که پا به مدرسه گذاشتم به راحتي قادر به خوندن و نوشتن بودم. ادبیات همیشه براي من شیریني خاصي داشت چون کودکیم با اون رقم خورد.
و در حال حاضر، کتاب هاي بسیاري مي خونم و حتي مي نویسم.
سبک مورد علاقه من در داستان ها، تخیلي هستش که کمي با واقعیت هم آمیخته شده باشه. و در اشعار، طرفدار اشعار حافظ، سعدي و فردوسي هستم. تقریبا تمام شاهنامه فردوسي رو خوندم و خیلي به اون علاقه دارم. اصلا شعرنو و شعر سپید رو نمي پسندم چون اصلا براي من جذابیت غزل ها رو نداره :)... ٭

غرق در نوشتن بودم که دستي به شونم خورد. اِما ویلیامز بود. مثل اینکه وقت شام بود. با هم به طرف سرسراي بزرگ به راه افتادیم...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام...
ادبیات زندگی آدم رو در بر میگیره دم در تمام سالا اگه یکم افکر کنیم میفهمیم خیلی از تغییرات مهم از ادبیات شروع میشه.
این یه تعریف کلی بود.😁🎈
🎈
حالا بریم جزئیات ...
🎈
چرا نیاز به ادبیات انکار نشدنیه؟!؟🤔🎈
ادبیات خیلی به ما کمک میکنه ، که ما جمله هامون رو قشنگ تر بگیم . ما توی ادبیات ارایه های زیادی داریم و با استفاده از این ارایه ها جملمون رو قشنگ تر بگیم .
ما با ادبیات همیشه سر و کار داریم. 
ادبیات میتونه احساح و اخلاق یه فرد رو بگه.
🎈
نقد ادبیات : 
ادبیات خیلی کمک میکنه با کلمه ها بازی کنیم و یه جمله قشنگ و تأثیر گذار بگیم .
🎈
به چه چیزایی در مورد شعر توجه میکنید : 
وقتی یه شعر خیلی خوبه ناخوداگاه آدم یادش میگیری.
یا شعر هایی که قافیه و وزن خوبی داشته خیلی حال میکنم بعضیاشون معنی خوبی دارن ولی بازم شعری که معنیش رو بدونم بیشتر خوشم میاد.
دمتون گرم یه نمره بدید دیه این کل توانم بود😕🎈

از بچه هام یه‌ذره کمک گرفتم😁🎈

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چرا نیاز به ادبیات انکار نشدنیه : 

ادبیات خیلی به ما کمک میکنه ، که ما جمله هامون رو با زیبایی بیشتری بیان کنیم ، قطعا وقتی که زیبا یه چیزی رو میگیم باعث میشه مخاطبمون هم جذب بشه .  ما توی ادبیات ارایه های خیلی زیادی داریم . ما با استفاده از این ارایه ها جملمون رو خیلی زیباتر بیان میکنیم .

ما با ادبیات همیشه سر و کار داریم و مورد نیاز ماست. 

به نظر من ادبیات میتونه احساسات ، اخلاقیت ، روحیات یک کشور و کلا یه فرد رو بیان کنه .

با همین ادبیات بوده که کتاب هایی مثل شاهنامه و کلیات بسیاری از شاعر های معروفه .

نقد ادبیات : 

من واقعا ادبیات رو قبول دارم ، خیلی به ما کمک میکنه ، خیلی کمک میکنه دستمون توی انتخاب جمله ها باز باشه و به راحتی با کلمه ها بازی کنیم . 

 

به چه چیزایی در مورد شعر توجه میکنید : 

شعر وقتی که حالتی رو که من توش هستم توصیف میکنه خیلی من رو جذب میکنه . وقتی یه شعر با خلق و خوی من مرتبطه تنها با چند بیت کوچولو هم باعث میشه من اون شاعر رو دنبال کنم و بخوام اون شعر رو حفظش کنم . وقتی یه شعر خیلی خوبه ناخوداگاه تو یادش میگیری.

یا شعر هایی که قافیه و وزن خوبی داشته باشه و کلمه های زیاد قلنبه سلنبه نباشه بعضیاشون معنی خوبی دارن ولی بهرحال شعری که معنیش رو بدونم برام خیلی راحت تره و بیشتر خوشم میاد . 

و شاعر واقعا از ته دلش این شعر رو گفته باشه و با موضوع های واقعیتی و یعنی اینکه یه واقعیت های تلخ و از این ها توی شعر باشه .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود *_*

ادبيات در هر دو زندگي يعني ماگلي و جادويي موثر واقع مي شه و مي شه گفت نياز روحي شديدي به ادبيات داريم روح ما نياز به چشمه هاي ادبي داره ^^ 
در واقع با مطالعه اشعار ادبي به روح خود ارامش تزريق مي كنيم 
خواننده با سراييدن شعر تمام  عواطف و احساساتش را به مخاطب خود منتقل مي كند و باعث مي شود مخاطب تحت تاثير روحيات شاعر قرار بگيرد . 
و خوب ادبيات ما رو به همديگر گره زده و موجب برقراري ارتباطات وسيع و گسترده ي ما شده است
اگر ادبيات نباشه بايد به زبان هنر روي بياريم كه اونم  حق مطلب رو ادا نمي كنه
٢: با احساس خواندن شعر مي تونه كمك بزرگ و شاياني در درك شعر  كنه و خوب چه بسا با صداي دلنشين  ان شعر رو بخوني كه چه بهتر ^^ 
و من شعري رو خيلي  دوست دارم كه عواطف ان شعر از جنس احساسات خودم باشه و روحياتم رو بيان كنه و بتونه حالم رو دگرگون 
كنه ^^
و خوب وزن و قافيه ي آن طبيعتا اثر زيادي در زيبايي شعر و تاثير گذاري روي مخاطب داره :دي

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تکلیف دوم ( راجب شعر ) :
چیزایی ک تو شعر عمدتا باعث لذت بردن ازش میشه در درجه اول آهنگ و اصطلاحا ریتمشه که تو شعرای نو اللخصوص نوع سپیر دیگه وزن و اهنگی وجود نداره و من فک میکنم علت اینکه کمتر به دل مردم میشینه همینه
مورد دومی که باعث لذت بردن از شعر میشه معنا و مفهومشه به این صورت که شخصی که داره میخونه یا گوش میده با معنی شعر ارتباط برقرار میکنه و در صورت هم عقیده بودن یا حتی بعضی وقتا چیزی یاد گرفتن ازش لذت میبره
بعضیام هستن از شعر فقط به دلیل کلمه هایی که توش استفاده شده و مهارت شاعر تو کنار هم چیدن کلمات و خلق معانیه جدید لدت میبرن شخصا خودم اینجوریم چون خلق اینجور آثار علاوه بر تبحر شاعر به درک بالای خوانندشم نیاز داره دیگه همین دیگه :)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱.ادب به معنی فرهنگ، دانش، هنر، حسن معاشرت، حسن محضر، حرمت، پاس، تأدیب و تنبیهه و ادب، دانشیه که قدما آن را شامل علوم لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط و قوانین قرائت میشه و به دانشی که متعلق به ادبه، ادبیات گفته میشه.
زبان و ادبیات جلوه گاه اندیشه ، آرمان ، فرهنگ و تجارب و روحیات یک جامعه هست که انسان ها در گذر زمان از زبان برای انتقال پیام ها ، عواطف و اندیشه های خودشون اسنفاده کردند و از ادبیات که زبان برتره به عنوان ابزاری توی انتقال بهتر ، بایسته تر و مؤثرتر اندیشه خودشون استفاده کردند.

 

۲.شاعرا، تعریف‌های مختلف و زیادی از شعر ارائهه داده‌اند. که توی تعریف‌های سنتی دربارهٔ شعر کهن فارسی، ویژگی اصلی شعر را موزون و آهنگین بودنِ آن شناخته شده. که من فکر میکنم یکی از جذاب ترین چیزایی که یک شعر میتونه داشته باشه اهنگین بودنشه البته در تعریف‌هایی دیگه با دانش، فهم، درک، ادراک و وقوف در نظر گرفته شدند که البته اگر فهم و درک درباره ی شعری داشته باشیم اون شعر برای ما حذاب تر خواهد بود و از خوندن اون لذت میبریم...

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام برای دریافت تکالیف کلیک کنید.

ببخشید وقت کم اوردم نتونستم اونطور که میخوام بنویسم :( 

اگر مشکلی بود از لینک زیر دانلود کنید:

http://s8.picofile.com/file/8319588618/Adabiate_Jadooyi_Jalaseye_Aval.pdf.html

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود فراوان به استاد عزیز.من راتین از گریفندور هستم.باید بگم ادبیات زندگی انسان رو در بر میگیره.ادبیات عشق انسان ,عرفان انسان,انقلاب های شخصیتی انسان,احساسات ناب انسان رو دربرمیگیره.در تمام سال ها اگر کمی اندیشه کنیم میفهمیم بسیاری از تغییرات مهم از ادبیات نشات میگیره.انسان عاشق میشه ادبیات تشبیهش میکنه.انسان به خدا نزدیک میشه ادبیات تعریفش میکنه.انسان زندگی میکنع و انقلاب میکنه و درس میخونه ادبیات تعریفش میکنه.ادبیاتی که تمام وجود اشرف مخلوقات رو تعریف میکنه به همین سادگی تعریف نمیشه.سخت ترین تعریف دنیا ممکنه باشه ولی من میتوونم بگم ادبیات تعریف تمام جهان هستیه.این تعریف طبق جملات بالا  گرفتم.در ضمن درمورد تعرف شما ادببات فقط حافظه بشر نیست.حافظه کل جهان خلقت بگیم خیلی بهتره.
اما درمورد سوال دوم شما.چیزی که باعث میشه از یک شعر لذت ببرم اینه که باعث تحولم بشه.یعنی یه تحول درونی تو وجودم بیاره .حالا از هر نظری . هرچی که باعث تحول درونیم بشه .
پایان راتین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

♡نقد کنید. دیدگاه خودتون درمورد ادبیات و تعریفش رو بگین. مخالفت یا موافقتتون رو بگید و بحث کنید. اما فقط نگین «این نظر منه». روش فکر کنین، دلیل بیارین و نظرتون رو بگین تا قابل بررسی باشه و سلیقه‌ای محسوب نشه.♡

*خب به نظر من ادبیات چه در زندگی ماگلی و چه زندگیه جادویی واقعا مفیده و نیاز روحی بیشتر به ادبیات داریم. با استفاده از شعر های ادبیات در واقع به روح خودمون ارامش رو تقدیم میکنیم چه شخصی که اون شعر رو سروده که واقعا از اعماق وجودش و افکار و احساساتش و چیزی که توی ذهن و قلبش میگذشته استفاده کرده و اون رو روی کاغذ اورده و همچنین شخص شنونده یا خواننده ی اون شعر با توجه به احساسات و افکار نویسنده ی شعر به درک اون شخص میرسه و حتی ممکنه حس کنه چقدر شبیه اون شخصه و یا از افکار ا‌ون خوشش بیاد و تحت تاثیر قرار بگیره.
*همچنین ادبیات باعث شده که ما بتونیم با هم دیگه به راحتی ارتباط برقرار کنیم و منظور خودمون رو به راحتی به طرف مقابل برسونیم و از اشاره و حرکات اضافه برای رساندن منظور که نتیجش صرف انرژی بیشتر و همچنین اتلاف وقت هستش جلوگیری کنیم.
*و ادبیات به ما کمک میکنه که داستان های قشنگ عبرت بگیریم و همینطور با کمک اون تاریخ نوشته شده و ما در جهالت نموندیم و خبر داریم که در گذشته چه اتفاقی افتاده و ازش درس میگیریم .

♡تکلیف ۲: باز هم نظر و دلیل! هر چه دارید و ندارید، بیارید! بگید که شما به چه چیزهایی در شعر توجه می‌کنید که باعث می‌شه ازش لذت ببرید؟♡

خب در واقع من سعی میکنم با شعر به افکاری که در ذهن شاعر بوده پی ببرم و از دونستن اون افکار و تصورشون واقعا لذت میبرم همچنین با احساس خوندن شعر واقعا حس خوبی به ادم میده و تنها وقتی شعر رو درک کنی میتونی اونو خیلی زیبا و با احساس بخونی البته اگر صدای قشنگی هم داشته باشی که چه بهتر و بیشتر از همه از شعر هایی که راجب طبیعت هستن لذت میبرم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×