رفتن به مطلب
  • اطلاعیه ها

    • Elisa

      تاریخ جادوگری   جمعه, 27 بهمن 1396

      مواردی که موقع دادن تکالیف باید بهش دقت کنید. 1.جواب تکالیف و تحقیق ها باید به صورت متن تایپ شده در زیر پست قرار گرفته بشه و ارسال پاسخ در قالب فایل پی دی اف یا هر فرمت دیگه قابل قبول نمیباشد. [توجه کنید که اگر لینک دانلود قرار بدید قابل قبول نیست و امتیاز کسر خواهد شد] 2.متن نوشته شده باید کاملا خلاقانه باشد...اکثر تکالیف درس در گوگل پیدا نمیشه توجه کنید که میزان نمره بستگی به خلاقیت شما داره نه درستی یا اشتباهی پاسختون. 3.متن درس ها ممکن است برگرفته از داستان ها و افسانه های فانتزی باشد...درصورتی که با آن آشنایی ندارید نگران نباشید چون اکثرا داستان متفاوتی دارند و صرفا اسامی اشخاص یکیه و تکالیف مربوط به اون درس ها هم نیازمند آشنایی با اصل داستان نداره.

پست های پیشنهاد شده

درود بر جادوآموزان عزیزم

یه ترم دیگه شروع شد و باز در کنار همیم :)

درس امروزمون مورد علاقه ی خیلی هاست برتی بات

خیر منظورم اون شکلات های هزار طمع برتی بات نیست که میخورید اصلا به عمق این شکلات ها فکر کردید ببینید چرا اسمش برتی باته.

احتمالا همتون ضرب المثل توهم شدی دستیار برتی بات رو شنیدید نه؟

وقتی حواس پرت میشید اینو بهتون میگن.

اما بریم سر تاریخچه ی این برتی بات و دستیارش و اینکه چیشد اصلا این ضرب المثل افتاد تو دهن همه .

Bertie_Bott_Portrait.jpg.509a64f769ba56242f400d03fbbf0555.jpg

همینطور که در عکس مشاهده میکنید ایشون برتی بات هستن خالق شکلات های برتی بات.

ایشون در هاگزمید زندگی میکردن به همراه دستار حواس پرتشون تئودور(عکسی از تئودور در دسترس نیست :|)

برتی بخاطر ساخت شکلاتی که با فکر کردن به هر مزه ای به اون مزه تغییر میکرد مشهور شد.

این شکلات هارو با طلسمی که خودش ساخته بود درست کرد.

اما طلسم به صورتی بود که اگه اشتباه تلفظ میشد تنها همون مزه ای که در همون لحظه به ذهن اجرا کننده طلسم میومد بر روی شکلات ها باقی میموند.

بشنویم از داستان برتی بات های دردسرساز شب کریسمس.

شب کریسمس بود و به مناسبش توی هاگزمید جشن برگزار شده بود از همه جای انگلستان مردم مختلف امده بودن چون شنیده بودن قراره کلی شیرینی و خوراکی مجانی جادویی و صد البته برتی بات میان مردم تقسیم بشه.

برتی که میخواست کیک صد طعم درست کنه کار تهیه برتی بات هارو به دستیارش که مدتی بود طلسم درست کردن برتی بات هارو خوب آموخته بود سپرد.

تئودور هم با خوشحالی تمام مواد اولیه شکلات هارو تهیه کرد و اونا رو به دقت اماده کرد در اخر اونا رو توی چند بشکه ی بزرگ ریخت و با چوبدستیش به سراغشون امد.

اما همون لحظه یادش امد که معجون های عسلیو یادش رفته به خدمتکار بده تا ببره محل جشن پس سریع دست به کار شد و بشکه های معجون عسلی رو داد به خدمتکار.

خدمتکار که بدجوری سرما خورده بود اب دماغش راه افتاده بود (ایش ) و با دستش اونو تمیز میکرد.

تئودورم که یه ادم بسی تمیز با دیدن این وضعیت کلی حالش بد شد و با خودش عهد بست از اون معجون های عسلی که با دست این ادم به جشن برده شده نخوره.

همونطور که به سمت برتی بات ها می رفت با یاداوری حالت مرد چهرش در هم رفت.

چوبدستشو بالا برد و طلسم رو خوند و بیخیال از اون محل رفت.

اما بشنویم از جشن.

برتی که به افتخار جشن برتی بات هارو اماده کرده بود رفت بالای سکو و همه رو دعوت به سکوت کرد.

بعد کلی سخنرانی راجب غذاهایی که اماده کرده بود از همه خواست یه مشت برتی بات بردارن و به طعم مورد علاقشون فکرکنند.

مردم همه با خوشحالی اینکارو کردن ولی زمانی که برتی بات هارو جویدن همشون شروع به استفراغ کردن و بالا اوردن.

وزیر سحر و جادو که بسی خشمگین شده بود رفت پیش بارتی و گفت:این برتی بات ها برای من باید مزه بستنی شکلاتی بده اما چرا مزه اب بینی و استفراغ میده.

بقیم همینو تایید کردن برتی یکی از برتی بات هارو ورداشت و مزه کرد و بعد سریع تفش کرد بیرون و با عصبانیت تئودور رو صدا زد.

تئودور با وحشت امد و برتی ازش توضیح خواست اونم گفت که بعد درست کردن شکلات طلسمو همنجور که خودش گفته بود اجرا کرده.

برتی ازش خواست نحوه ی بیان طلسمو بگه و تئودور براش تلفظ کرد.

برتی با خشم چندباری به تئودور پس گردنی زد و گفت:چندبار بهت گفتم موقع بیان طلسم دقت کن ببین چیکار کردی.

خلاصه اونشب بیشتر مهمونا راهی بیمارستان شدن و وزیرم در اخر در یک حرکت زیبا فروش برتی بات رو ممنوع کرد و برتیم حسابی از خجالت تئودور در امد.

اما بعد ها وزیر استیو ( وزیر مورد علاقه ی من در دنیای جادو یعنی هر چی تو دنیای جادو اتفاق مهم افتاده تو دوران همین وزیر بوده ) بخاطر علاقش به برتی بات فروش اونهارو دوباره ازاد کرد.

اینم از داستان برتی بات دردسر ساز.

و اما برای تکلیف:احتمالا تا حالا شده ضرب المثل تو هم شدی دستیار برتی بات رو کسی بهتون گفته باشه خاطره ی یکی از حواس پرتی هاتون که باعث شد همچین ضرب المثلی برای شما بکار بره رو تعریف کنید.

 

 

 

امتیاز ویژه برای تحقیق در رابطه با موضوعات مربوط به این مبحث:

"حداکثر نمره 25 امتیاز"

#آنا_تئودوری_دیگر

+ می تونید برای این عنوانی که گفتم خودتون داستان بسازید و بهترین داستان امتیاز ویژه ای از من میگیره که از امتیاز تعیین شده بیشتره.

+ تحقیق اختیاریست و در صورت اینکه شرکت کردید تنها راجب یکی از موارد می تونید تحقیق کنید.

  • Like 3
  • Thanks 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×