رفتن به مطلب
Mr_BayMaX

دیــالــوگ هــای مــانــدگــار

پست های پیشنهاد شده

به نام خدا

 

نمي دونم چقدر بچه هاي فيلم باز توی هاگوارتز داریم،اما امیدوارم اونقدر زیاد باشن که همچین تاپیکی مشتری داشته باشه !!

به هر حال من ریسکشو کردم و این تاپیک زدم :Whistling-Small:

 

توي اين تاپيك ميتونين ديالوگ هاي به ياد ماندني و تاثير گذاری رو كه شنيديد بنويسيد. ( با توجه به نظر و اعتقاد خودتون )

در هر موضوعی، طنز و عاشقانه و ....!

حتما حتما اسم فیلم هم نام ببرید تا بلکه اشخاصی مثل بنده :711: که شدیدا فیلم باز هستن بهره مند بشن !

 

اصلا هم مهم نیست که دیالوگی که مینویسین از نظر دیگران قشنگ هست یا نه.. پس راحت باشین ! :710:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیالوگی از فیلم کمدی The Brothers Grimsby که دیشب نگاه کردم ... بهترین فیلم کمدی بود تا به امروز نگاه کرده بودم !

البته تماشای این فیلم به افراد زیر 18 سال اصلا توصیه نمیکنم :717:

 

سباستین خطاب به نوبی :

 

بخاطر تو رییس سازمان بهداشت جهانی مرده و هری پاتر ایدز گرفته

تو توی 3 ثانیه کاری کردی که ولدمورت توی 8 تا فیلم نتونست بکنه!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام

چه تاپیک خوووبی

 

کوپر: هی تارس، میزان صداقتت چقدره؟

تارس: ٩٠ درصد.

کوپر: ٩٠ درصد؟

تارس: صداقتِ کامل همیشه امن*ترین راه برقراری ارتباط با موجوداتِ احساساتی نیست.

 

"در میان ستارگان (Interstellar) / کریستوفر نولان"

 

واسه کسایی که این فیلمو ندیدن باید بگم این فیلم یکی از محشرترین فیلمهای تاریخ سینمای جهانه؛ و واقعا رتبه بیست و دوم از بین 250 فیلم برتر IMDb حقشه. درکش یه ذره سخته و نیاز دارین که بارها و بارها ببینیدش ولی باز هم به شدت توصیه میشه...

خوب البته کسایی که کارای کریستوفر نولان رو دیدن احتمالا میدونن که من چقدرررر از تعریف کردن درباره این فیلم عاجزم!! واقعا فقط باید دید این فیلمو... همین و بس!

 

(راستی؛ اگه از دیالوگ بالا گیج شدید باید بگم تارس یه روبات خدمتکاره و به کوپر و چند تا فضانورد دیگه که به ماموریت رفتن کمک میکنه.)

 

بازم ممنون واسه این تاپیک خوب :) امیدوارم همه استقبال کنن...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سریال خاطرات یک خون آشام :)

 

به کشتن پيغام آور ها اعتقاد دارم ميدوني چرا؟

چون با خودش يه پيغامی رو داره "دیمن سالواتور"

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من قطعاتحت تاثیر بی مغزی مسری تو قرار گرفتم...

الان من آلوده هستم...

سزای چنین موجودی تبعیده.

من دیگه نمیتونم برگردم خونم...

ممکنه به همنوعائه خودمم سرایت کنه.

تنها انتخاب آبرو مندانه ی من موندنه...

چون دنیا باید از وجود تمام موجودات پست و بی مغز پاک بشه !

که منم جزوشونم..... منم باید پاک بشم.....

- من فکر کردم تو تغییر کردی !

- آره ، تغییر کردم.... و حالا باید مجازات بشم.

 

 

 

 

 

 

فعلا اینو از فیلم بیگانگان داشته باشید تا ببینم چی یادم میاد :/

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

نمی دونم درسته یا نه ولی من می خوام از کتاب متن بذارم(به هرحال جزو ماندگارا به حساب میاد)

 

پدرم همیشه مدعی بود مردم اصلا سفر نمی کنند بلکه تمام عمرشان را به دنبال شواهدی می گردند تا اعتقاداتی را که از ابتدا داشته اند را توجیه کنند

***

آدم ها دنبال جواب نمی گردند دنبال حقایقی می گردند که خودشان را اثبات کنند

 

از کتاب جز از کل

یکی از بهترین کتابایی که میشه تو عمرت بخونی و باید هزاران بار دوره اش کنی تا به عمق تک تک کلمات و مفهمومشون پی ببری و بعد از اون درهای جدید عالم فلسفه به روت باز میشه...

 

باد شرقی در حال وزیدنه و یه روز هممونو با خودش میبره جان...

 

سریال شرلوک(فصل سه اپیزود سه)

ویرایش شده در توسط mahtabzp

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توی فیلم فیلم کاپیتان آمریکا جنگ داخلی و همینطور توی فیلم کاپیتان آمریکا اولین اونجر این دیالوگ اومده بود:

"حتی اگه تا صبح هم ادامش بدیم هستم!"

این دیالوگ کاملا توی شخصیت کاپیتان آمریکا چه توی کمیک (داستان مصور) چه توی فیلم جا افتاده بود دلیل کاپ برای استفاده از این دیالوگ هم برای این بود که نشون بده چه قدر مقاومت داره و اینکه بگه اگه بترسی و فرار کنی حریفت خوشحال میشه و تورو یه ترسو میبینه ولی اگه بمونی و بجنگی میتونی به حریفت نشون بدی که اعتماد به نفسش رو داری و کم کم اون از تو میترسه و کنار میکشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Ben-Hur

شما می*توانید جمجمه یک مرد را بشکنید، می*توانید او را دستگیر کنید، می*توانید او را درون سیاه*چال بیاندازید، اما چطور می*توانید اتفاقاتی که در حال وقوع است را کنترل کنید؟ چطور می*توانید با یک فکر بجنگید...

مثلاً: گفتی با یک ایده چطور می شه مبارزه کرد؟

 

من بهت می گم...

 

با یک ایده دیگه!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

خب من خیلی فیلم می بینم چه خارجی چه ایرانی!

چند تا از دیالو گ های مورد علاقم تو فیلم ها خارجی:

 

1_سم: تو نميفهمی چقدر سخته وقتی سعی كنی سعی كنی سعی كنی ولی هيچ وقت نرسی…

_من سم هستمI Am Sam

 

2_آلیس : چطور میکشنمون ؟!

پیتر: چیزی احساس نمی کنی

آلیس : چطور می تونی اینقدر مطمئن باشی؟!

پیتر: گلوله ای که با سرعت 4 هزار فوت بر ثانیه حرکت می کنه ، 4 برابر بیشتر از سرعت صوت ! حالا تاثیری که این سرعت به جا میزاره قابل پیشبینیه ، تو فقط درجا میمیری.

آلیس : فقط اون لحظه کنارم باش

– مردی از ماه نوامبر ( The November Man )

 

3-میتونم یه رازی رو بهت بگم؟

+بله بگو

-هفته ی پیش رفتم به فروشگاه و یه تفنگ خریدم قصد داشتم اگه تومور مغزی داشتم خودمو بکشم.

تنها چیزی که منصرفم کرد این بود که پدر و مادرم با این کارم نابود میشدن

و مجبور بودم اول اونارو بکشم و بعدش عمه و عمو

و بعدش قتل عام به راه می افتاد!…

_هانا و خواهرش Hanna and her sister

 

4-مکس: یه دفعه پلیس بازداشتم کرد بعد که دیدن به جز خودم برای کسی خطری ندارم ولم کردن!

_ماری و مکس (marry and max)

 

5_جوکر:کسانی که نقشه می کشن،

سعی می کنن دنياهای کوچيکشون رو کنترل کنن.

من نقشه نمی کشم.سعی می کنم به کسانی که نقشه می کشن،

نشون بدم که چقدر تلاششون برای کنترل چيزهايی که واقعا هستند،تأسف بر انگيزه…

_شوالیه ی تاریکی (the dark knight)

 

6_ژولیت بینوش (آنا برتون):آدمهای شکست خورده آدمهای خطرناکی هستن.

اونا میدونن که هر اتفاقی بیوفته بالاخره آخرش دوباره حالشون خوب میشه.

_آسیب (Damage)

 

7_هرکول پوآرو : هر وقت یک واقعیتی از یک

واقعیت دیگه ای پشتیبانی میکنه یعنی هیچ کدوم واقعیت نداره …!!!

_راز قطار آبی (The Mystery of the Blue Train)

 

 

فعلا این 7 تا رو داشته باشید بقیه رو هم یادم اومد می نویسم:710:

ویرایش شده در توسط adrina_skyler

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برنارد لویی : بهم یاد دادی چطوری بسازمشون، ولی بهم نگفتی خاموش کردنشون چقدر سخته!

رابرت فورد : نمیتونی بدون برخورد با شیطان نقش خدارو بازی کنی...

سریال westworld

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سرسی : قدرت به چه دردی میخوره وقتی نمیتونی باهاش از عزیزانت محافظت کنی؟

ابرین مارتل : میتونی انتقامشون رو بگیری.

سریال Game of Thrones

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

خب دفعه ی قبل دیالوگ فیلم ها خارجی رو گفتم این دفعه می خوام چند تا دیالوگ قشنگ از فیلم و سریال های ارانی خودمون بگم و امیدوارم خوشتون بیاد:

 

1-بـابــا اتـی : وقتی تو یه رابطه دچار احساسات شدید شدی بدون خودت نیستی... خر درونته!!!

_قهوه تلخ

 

2-دانش آموز: آقا اجازه یه آدم چجوری گاو میشه؟

عماد(شهاب حسینی): به مرور

-فروشنده

 

3-جیران: معصومه خانم میشه بریم پارک ؟

معصومه خانم: نه… نمیشه

خوبه خودت کوچولو بودی، بعد معصومه خانومتون نمیبردت پارک ؟!…

_کیسه برنج

 

4-خوشحالم، همون قد خوشحال که یه آدم الکی خوش، یه آدمی که خبر خوشی داره اما کسی رو نداره که بهش خبر بده

_شب های روشن

 

5-بلوتوث : یک نفر صد سکه دارد یکی نفر دیگه یک سکه , شما از کدام یک از اینها سکه میگیرید ؟

قبله ی عالم : خوب از اونی که یک سکه دارد … ! چون اونی که صد سکه داره لابد قدرتی برای خودش داره چهار تا آدم دور برش جمع شدن نمیشه رفت طرفش که... ولی اونی که یک سکه داره خوب کسی رو نداره ، تو سرشم میزنیم ، سکشو میگیریم ، دو تا اردنگی هم بهش می زنیم , یه کم منطقی باش...

-قهوه تلخ

 

6-چیکار دارن می کنن با این شهر.دلم می خواست با لودر می زدم زیرش و همه چیز رو خراب می کردم و از نو دوباره می ساختم

-اینها رو همه یه دور خراب کردند و دوباره ساختند تا این شده

_فروشنده

 

7-بابک حمیدیان :یه چیزی بگو ترسم بریزه…

باران کوثری :میمیرم برات…

_بغض

 

خب اینم از این 7 تا... دفعه ی بعد دیالوگ های قشنگ تری می نویسم :710:

ویرایش شده در توسط adrina_skyler

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بران استارک:پدر چجوری یه مرد در حالی که ترسید میتونه شجاع باشه!؟

ند استارک:این تنها موقعی که یه مرد میتونه شجاع باشه!

 

سریال Game of thrones

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

امید به بهترین وضعیت داشته باش، ولی خودت رو برای بدترین حالت آماده کن!

_زندانیان

 

مایک : تو یه روانی هستی و من عاشقتم ...

اَبی : من روانی نیستم

مایک : من الان بهت گفتم عاشقتم ولی تو فقط واژه روانیُ شنیدی،

این نشونه آدمای روانیه !

_حقیقت زشت

ویرایش شده در توسط adrina_skyler

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تنها یه چیز از سرطان بدتره و اونم این که بچه ای داشته باشی که سرطان داشته یاشه.

 

بخت پریشان ما

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

(پیرمرد): مردم عوض شدن. زمونه عوض شده. ميدوني, اين روزها وقتي با يه نفر دست ميدي بايد بعدش انگشت هات رو هم بشماري و ببيني که هر 5 تا رو پس گرفتي یا نه!!!

(Everybody's Fine)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من با این دیالوگ ها تو هری پاتر انقد گریه کردم :735::735:

دامبلدور : لی لی ، بعد از این همه مدت ؟

اسنیپ:همیشه

 

ولدمورت : پسری که زنده ماند ..... اومده تا بمیره !

 

نویل : مهم نیست که هری مرده ...ادما هر روز میمیرن ... دوستامون ... خانواده مون ...آره ...ما امشب هری رو از دست دادیم ...ولی اون هنوزم با ماست ...توی قلبمون ...همین طور فرد...ریموس...تانکس...همه شون . مرگشون بیهوده نبود .(به ولدمورت ) ولی تو چرا !چون در اشتباهی ...قلب هری برای ما میتپد .برای همه ی ما ... هنوز تموم نشده ...

:735::735::735::735:

 

هری: بهشون بگو اون شب چه اتفاقی افتاد.بگو چطور تو چشمای مردی که بهت اعتماد کرده بود نگاه کردی و کشتیش؟

 

هری: من واقعا برات متاسفم ....تو هیچوقت معنی عشق و دوستی رو درک نکردی (به ولدمورت )

 

دردآورترین آواداکدورای تاریخ وقتی بلا میگه آواداکدورا و سیریوس ... میمیره !

:735:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گاهی اوقات تو در زندگی انتخاب می کنی و گاهی زندگی تورو انتخاب می کنه...

if I stay

 

بازنده ها کسایی هستند که از باختن خیلی می ترسن، اونقدر که حتی امتحانم نمی کنن...

Little Miss Sunshine

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

این قشنگ ترین دیالوگیه ک خوندم و همچنین غم انگیز ترین صحنه ایه ک تاحالا دیدم

 

تو یه مراسمی همه فانوس ژاپنی روشن می کنن و اونو به هوا میفرستند تا گذشته و کساییو که از دست دادن فراموش کنند وقتی از دیمن میخوان که اینکارو بکنه قبول نمیکنه و از جمع خارج میشه میره سر قبر دوستش ( الاریک ) صحنه ای که با قبر الاریک میحرفه و روح الاریک کنار دیمن قرار گرفته اما دیمن اونو نمیبینه...

 

 

*دارن فانوس هوا می کنند

*باورت میشه؟!

فانوس ژاپنی!

نمادی برای فراموش کردن گذشته

خب یه خبر دیگه اینکه ما ژاپنی نیستیم

می دونی اونا چین؟!

*یه مشت بچه!

انگار روشن کردن شمع میتونه همه چیو درست کنه*

*یا حتی دعا خوندن یا تظاهر کردن به اینکه الینا قرار نیست یک خون اشام خونخوار مثل بقیه ی ما بشه

*بچه های احمق حال بهم زن*

*می دونم میخوای چی بگی

" حس بهتری بهشون میده دیمن " ( با لحن تمسخر امیز!)

*خب که چی؟ تا چند وقت؟ چند دقیقه؟چند روز؟

چه تفاوتی ایجاد میکنه؟

چون که اخرش وقتی کسی رو از دست میدی

*همه ی شمع ها ، همه ی دعاها

نمیتونن این حقیقتو عوض کنن که تنها چیزی که برات باقی مونده

*یه سوراخ و خلا بزرگ تو زندگیته که قبلا توسط یکی که بهش اهمیت میدادی پر می شده

و یه تیکه سنگ با یه تاریخ تولد حک شده روش که مطمئنم اشتباهه( روح الاریک لبخند میزنه)

پس مرسی رفیق

مرسی که منو اینجا تنها جا گذاشتی تا پرستاری این بچه ها رو بکنم

دختره نصیب من نشد یادته؟

اینجا گیر افتادم که همش با داداشم دعوا کنم و از بچه ها مراقبت کنم

*خیلی بهم مدیونی

 

 

الاریک:منم دلم برات تنگ شده رفیق!

 

خاطرات یک خون اشام

دیمن و الاریک

 

ب اونایی ک این سریالو ندیدن پیشنهاد میکنن یه بار ببیننش چون واقعا عاشقش میشن

و همچنین عاشق این مکالمه م e194ee1c3c292656c86e92d5f77c0122.jpg

اینم یه دیالوگ ک خیلی دوسش دارم

الینا:فک میکردم برات یه اتفاق خیلی وحشتناک افتاده

استفن:برام یه اتفاق خیلی وحشتناک افتاده... تو عاشق برادرم شدی

ویرایش شده در توسط awam265

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

من تو فیلم های هری پاتر دو تا از دیالوگ های هری رو خیلی دوست دارم

یکی هم تو قسمت اولش وقتی ورنون دروسلی ازش پرسید تو چی کار میکنی؟ و

گفت:(( من تو اتاقم می مونم , صدامم در نمی یاد انگار که اصلا وجود ندارم... ))

و اون یکییم وقتی در جواب سرزنش های بقیه گفت:

(( من دنبال دردسر نمی رم دردسره که دنبال من می یاد!!!))

ویرایش شده در توسط adrina_skyler

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آل پاچینو : تا حالا عاشق شدی ؟

دنیرو : بیست سالم که بود ، سی ثانیه عاشق شدم..

آل پاچینو : حالا چی ؟

دنیرو : سی ساله دارم به اون سی ثانیه فکر میکنم..

 

دیالوگ فیلم heat

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

من از این چند تا دیالوگ تو فیلم بارکد خوشم میاد

می نویسمشون امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

 

_ آدما بدون غذا بیست روز دووم میارن

بدون آب دو روز

بدون اکسیژن چند دقیقه

اما بدون امید لحظه ای دووم نمیارن

کسی که امید به زندگی رو به آدم میده بیشترین لطف رو در حقش کرده

 

_ بعضی وقتا روزگار یه انگی میچسبونه رو پیشونیت و تو نمی*تونی ثابت کنی این یه انگه …

 

_ تا حالا از بالا شهرو نگاه کرده بودی؟ چی می بینی؟ هیچی!

چرا؟ چون آلودگی همه جا رو پوشونده

هر وقت یه شهرو از بالا نگاه کردی

دیدی آلودگی اجازه نمی ده چیزی رو ببینی

بدون که فاتحه اون شهر خوندس. اون زیر همه چی شیر تو شیره

چی می تونه شهرو نجات بده؟

قانون! قانونی چیزه خوبیه ها، ولی خب تو این شرایط اضطراری، قانونم چیزی نمی بینه

یکی می خوره، یکی می بره، یکی بالا می کشه، یکی بالا می آره…

 

_ اونی که ۲۴ ساعت توی فیس بوکه معتاد نیست تنهاست …!

ویرایش شده در توسط adrina_skyler

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

611421_BSm1k9mK.jpg

جودی

: «من تمام عمرم رو روی این کار گذاشتم.»

بانی

: «میدونیم و خیلی هم هیجان زده ایم؛ اما یکم ترسیدیم.»

جودی

: «تنها چیزی که باید ازش بترسیم، خود ترسه.»

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

65731529243672665870.jpg

حتما هم فیلم شوالیه ی تاریکی ( the dark knigh ) رو دیدین

من تو این فیلم از جوکر خیلی خوشم می یاد

در واقع تنها شخصیت منفیه که ازش خوشم می یاد!!!

و دیالوگ هاش رو تو این فیلم خیلی دوست دارم که چند تاش رو می نویسم

البته باهاشون موافق نیستم خیلی ولی به نظرم باحاله!!!

 

_ تنها راه منطقی برای زنده موندن توی این دنیا، بدون قانون بودنه...!

_ من واقعا شبیه کسی ام که نقشه ای داره ؟ میدونی من چی ام ؟ من مثل سگی ام که دنبال ماشینا میدوه. نمیدونم اگه یکی از اونا رو گیر بیارم میخوام باهاش چیکار کنم!

_ اگه تو کاری تخصص داری هیچوقت اون رو مجانی انجام نده...

644680_L0am1ZDR.jpg

این دیالوگش با بتمن هم باحاله:

بتمن : "پس چرا میخوای منو بکشی ؟ "

جوکر : "هاهاها ... من نمیخوام تورو بکشم !

بدون تو چیکار باید کنم ؟

برم دوباره با دلالای مواد سر و کله بزنم ؟! نه .

تو منو کامل میکنی "

644680_OHFcHNBQ.jpg

و در آخر هم دیالوگ معروفش که حتما همه شنیدن:

من یه همسر داشتم زیبا بود درست مثل تو... ,

قمار بازی می کرد و یه عالمه بدهی بالا آورده بود

طلبکارا صورتشو خط خطی کرده بودن و ما پولی برای جراحیش نداشتیم

می خواستم بدونه زخماش برام اهمیتی نداره

برای همین یه تیغ گذاشتم تو دهنم و این کار رو کردم

بعدش می دونی چی شد نتونست من رو این جوری ببینه و ترکم کرد

" حالا همیشه می خندم..."

ویرایش شده در توسط adrina_skyler

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منم مثل آدرینا میخوام چند تا دیالوگ از جوکر بذارم ...!!

 

جوکر خطاب به بتمن :

تو واسه اونا فقط یه عوضی هستی …

مثل من …

فقط الآنه که بهت احتیاج دارن …

زمانی که نخوانت …

مثل آشغال میندازنت دور …

جوکر :میدونی چرا از چاقو استفاده می کنم؟

تفنگ ها خیلی سریعن، با تفنگ نمیتونی تمام اون حس طرفت رو درک کنی!

آخه آدم ها تو لحظه های آخر نشون میدن که واقعا کی هستن!

 

جوکر: دیوونگی مثل جاذبه ی زمینه! تنها چیزی که لازم داره،یه تکون ساده و کوچیکه…

 

بتمن سر جوکر رو به میز می کوبه.

جوکر:اوخخخخ هیچوقت از سر شروع نکن…حریف به کل گیژ می شه نمی تونه احساس…

بتمن با مشت روی دست جوکر می کوبه.

جوکر با بی تفاوتی میگه: می بینی!!!

 

جوکر: من اعتقاد دارم هر چی تو رو نکشه، بیگانه ترت میکنه.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×