رفتن به مطلب
Ara Harst

بسوزانید کلیو ون کلوگن اشتاین را!

پست های پیشنهاد شده

彼女を燃やします!!

 

افراد به ترتيب حذف شدن:

1- سارا

2- روونا ریونکلا

3- مستر گود

4- چارو چانگ

5- مارتا

6- گرنجر

7- جسیکا

8- رهگذر

9- امین اسلایترین

10- ساراهـ

11- محمد بلک

12- سیاشیر

13- محمد امین

14- رافا

 

در این قسمت یه دیالوگ از زمان قرعه کشی رو مینویسم =)

(میدونین که قرعه کشی آنلاینه :-" )

من: به نظرتون به قرعه کشی هیجان بدم و الان مثلا بررررم .....بعدا بین این دوتا انتخاب کنم......یا......نه صرفا از جون خودم دفاع کنم؟ ها؟

دیالوگ دوستان گرام:

-گه میخوری

-میکشمت

-تو روحت

- عه عه عه :|

انقد عشق و علاقه؟ ^____^

15- ماریا

 

و فرد انتخاب شده هم که به صورت کامل در عنوان مشخصه!

کلیو ون کلوگن اشتاین!

و اینکه این کیبورد دو هفته است! دفعه قبل هم تقصیر من بود که اونقدر طول کشید! پوزش میطلبم!

این بار رو شروع کنین از همین لحظه!!

 

:butterbeer:

 

+فقط کاری نکنین بی ناظر کبیر بشیم :-"

ویرایش شده در توسط Ara Harst

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام :)

سوال هارو شروع میکنیم :-”

۱. اسم ؟ سن ؟ قد ؟ وزن ؟

۲. یکی از مژه هات رو بکن و اندازشو بنویس :-”

۳. یکی از سیبیلات رو بکن و اندازشو بنویس :-”

۴. رنگ مورد علاقت ؟

۵. چیزی که بیشتر از همه دوسش داری ؟ ( انسان نه )

۶. صفتی که از همه بیشتر ازش بدت میاد ؟

۷. شخصی که بیشتر از همه ازش بدت میاد ؟

۸. جلوی هر کدوم یه اسم از بچه های هاگ بنویس .

محوترین : بیخیال ترین : ترسناک ترین : مهربون ترین : مظلوم ترین : هویج ترین :

 

۹. یه جوک که خیلی باهاش خندیدی ؟

۱۰ . آخرین باری ک خندیدی ؟

۱۱. آخرین باری ک گریه کردی ؟

۱۲. آخرین اس ام اسی ک برات اومد ؟

۱۳. آخرین کسی ک زدیش ؟

۱۴. از اون جایی که خیلی به ریاضی علاقه داری ، قطر انگشت شست پات رو منهای اندازه مژت کن ضربدر اندازه یکی از موهای سرت :-”

فلن همینا تا بعد :)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عاغا عاغا

این قرعه کشی کجا برگزار میشه ؟؟ لحظه های نفس گیری باید باشه :دی

کشته مرده ی شانس خودمم :|

1- بد لباس ترین کسی که میشناسی کیه ؟؟؟

2- بیشترین پولی که گم کردی یا از دست دادی چه قدر بوده ؟

3- صداتو در حالی که داری اتل متل توتوله رو میخونی ضبط کن و بفرست اینجا !!

4- بدترین دروغی که تا حالا گفتی ؟؟ کجا بودی اون موقع و چرا گفتیش؟؟؟؟؟

5- به هیکل و قیافه خودت از 20 چن میدی ؟؟

6- بزرگ ترین آرزوی دوران بچگیت ؟

7-بدترین اتفاق دوران طفولیت؟

8- احمقانه ترین اتفاقی که تا حالا برات افتاده ؟

9- آرزویی داشتی که بهش نرسیده باشی؟؟؟اگه آره چی بوده؟

10- هر کدوم از صفات زیر رو به یکی از افراد هاگ نسبت بده :

خوش اخلاق:

مهربون :

تیزهوش :

متعصب :

مغرور :

متفکر :

دوستداشتنی :

چغندر :

بامزه :

شجاع :

لایق :

11- بامزه ترین اتفاقی که تا حالا برات افتاده ؟

12- یکی از اتفاقات خنده دار دوران طفولیتت رو تعریف کن !

13- نظرت در مورد عدد 13 چیه ؟؟؟؟ توی 20 خط بدون کم و کاستی تعریفش کن

14- اگه میتونستی یکی رو به زندگی برگردونی اون کی بود؟

15- چه ویژگی شخصیتی داری که دوست داری عوضش کنی ؟

16- اگه میتونستی برگردی به گذشته و چیزی رو عوض کنی اون چی بود ؟

17- کی و کجا خیلی ترسیدی ؟ چرا ؟

18- بدترین سوتی ای که تا حالا تو هاگ دادی ؟

19- با یه کلمه افراد زیر رو توصیف کن :

الناز

دایان

الیسا

شیدا

مهسا

آرا

ماریا

ممد

ساراهـ

راف

لوسیفر

آروین

شکیل

من

خودت

هر کی رو که خودت میخوای....

 

20- اگه قرار بود خودت کشوری رو که توش دنیا میومدی رو انتخاب کنی، انتخابت کدوم کشور بود ؟؟؟؟

21-تو هاگ کی رو بیشتر از همه دوست داری ؟

22- با یه رنگ افراد بالا رو توضیف کن

23- و با یه حیوون یا حشره

24- با چه کتابی خیلی ارتباط برقرار کردی؟

25- اسم پونزده تا از کتاب های مورد علاقتو بنویس

26- 25 خط در مورد بهترین کتابی که تا حالا خوندی بنویس

27 - ایده آل ترین کسی که تا حالا دیدی؟؟؟؟؟ کی و کجا ؟ و چرا به نظرت ایده آل بود

28-سخت ترین کاری که تا حالا انجام دادی چی بود ؟

29- نظریت در مورد آخر الزمان ! حداقل 30 خط همین انجمن بدون کم و کاستی !

30- چه ماهی از سال رو بیشتر دوست داری؟ چرا ؟ یه اتفاق جالب که توی اون ماه برات افتاده رو ریز به ریز تعریف کن

 

همین دیگه *!!!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
با سلام :)

سوال هارو شروع میکنیم :-”

۱. اسم ؟ سن ؟ قد ؟ وزن ؟

۲. یکی از مژه هات رو بکن و اندازشو بنویس :-”

۳. یکی از سیبیلات رو بکن و اندازشو بنویس :-”

۴. رنگ مورد علاقت ؟

۵. چیزی که بیشتر از همه دوسش داری ؟ ( انسان نه )

۶. صفتی که از همه بیشتر ازش بدت میاد ؟

۷. شخصی که بیشتر از همه ازش بدت میاد ؟

۸. جلوی هر کدوم یه اسم از بچه های هاگ بنویس .

محوترین : بیخیال ترین : ترسناک ترین : مهربون ترین : مظلوم ترین : هویج ترین :

 

۹. یه جوک که خیلی باهاش خندیدی ؟

۱۰ . آخرین باری ک خندیدی ؟

۱۱. آخرین باری ک گریه کردی ؟

۱۲. آخرین اس ام اسی ک برات اومد ؟

۱۳. آخرین کسی ک زدیش ؟

۱۴. از اون جایی که خیلی به ریاضی علاقه داری ، قطر انگشت شست پات رو منهای اندازه مژت کن ضربدر اندازه یکی از موهای سرت :-”

فلن همینا تا بعد :)

 

1. مهتاب 18 160 50 البته دوتای آخری به روز نیستن :دی

2.12 میلی متر

3. اونی که کنده شد 5 میلی متر بود! اما بلندتر و کلفت ترشم هست :دی

4.آبی

5.فکر کنم افتر 8 باشه :دی

6. از صفات بدم نمی آد :| ون خب حتی اگه خوشم نیاد صفتی رو به خودم نسبت بدم موقعی که بخوام به ملت نسبت بدم به دردم می خوره ^__^

7.از هیچکی بدم نمی آد! ولی خب چند نفر هستن خوشم نمی آد باهاشون مکالمه داشته باشم! ولی دوستشون دارم! صرفا حوصلشون رو ندارم! :-"

8. محوترین: کالاموندین بیخیال ترین: رافا ترسناک ترین: شیدا(هر چند به شخصه ازش نمی ترسم :| ) مهربون ترین: دایانا مظلوم ترین: بازم دایانا :دی هویج ترین: احتمالا خودم

9. جوکی که باهاش خندیده باشم... :-؟ زیاد بودن همچین جکایی ولی یادم نیست ولی خب این رو همین طوری می ذارم :

، اميد را از نجاري آموختم كه

مغازه اش آتش گرفت و زغـــال فروشي باز كرد...!!!

.

.

.

البته مواد هم میفروخت

همسایه ها لوش داد

10.امروز! هیمن چند ساعت پیش

11.یادم نیست! ولی فکر کنم امسال گریه کرده باشم

12.پریروز

13.دارم سعی می کنم ملت رو نزنم!

14.خب دقیق اندازه گیری نکردم ^_^ اما می شه 20! قطر انگشت رو 2 سانت گرفتم اون مویی هم که کندم 25 سانت بود!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام بر کلیو!

 

سوالات:

1- طی سه روز آینده ترجیحا فردا میکرفن بخر و کلمه ی کلیو ون کلوگن اشتاین رو ویس بده! (اصلا قصدم اینکه میکرفن بخری نیست ^_^ و اینکه خب اگه قراره سوالی باشه، تلفظ کلیو ون کلوگن اشتاین با صدای تو توسط میکرفن چجوریه (عملی)؟ :دی)

2- سه تا خاطره ای که اعصابت خورد شده باشه بگو، یه مجازی، دو تا واقعی

3- خودت رو توی 3 خط توصیف کن، با فونت و سایز کاملا عادی، بدون کلمات awsome و aftar 8 و cool

4- دو تا پیشنهاد درمورد بهتر شدن کیبورد؟

5- نظر اصلیت درمورد لحظه ای که توی نمایشگاه منو دیدی، با احتساب اون لحظه و 180 لحظه قبلش و 300 لحظه بعدش =) میتونی برای هر دقیقه یه خط بگی!

(درواقع منظورم اینه ک تو هر دقیقه توی این3 دقیقه و 5 دقیقه چه اتفاقی افتاد، و احساست طی اتفاق افتادن چی بود)

6- به نظرت صندلی داغ جالب تره یا جرات حقیقت؟

7- من رو با درصد هرگروه گروهبندی کن در دونوع، اول: وجود من رو چهار قسمت کن و هر قسمت با در صد های متفاوت یک گروه دوم: ایده آل خالص هر گروه رو در نظر بگیر 100، و به من درصد بده

و به ترتیب برای اولین گروه، 4 ویژگی، برای دومین گروه ، 3 ویژگی ، برای سومین گروه 2 ویژگی و برای آخرین گروه 1 ویژگی به من نسبت بده!

8- اون متنی که قرار بود به من بدی، در عرض سه روز آینده تحویل بده!:snape:

9- هروقت میکرفن گرفتی، شعر مهتاب ای مونس عاشقان + بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم رو به صورت فایل به من بده،این در عرض چهار روز آینده (میکرفن رو برای گزینه یک باید بگیری ^_^ )

10 - بلندترین موت چقدره؟ بلندی موهات چقدره؟ موهات تا کجا میرسه؟

11- بلند شو! سرت رو به سمت راست بچرخون! دو قدم برو جلو(اگه مث من سمت راستت میزه و نمیتونی بری، سمت چپ برو) بعد در همون نقطه بشین، دقیقا پشت سرت چه شی ای هست، چه رنگیه، تو دو خط توصیفش کن، بازم فونت عادی

12- مزه ی شکلات افتر 8 ، یک خط! (یاد امتحان انشای دبستان افتادم =))))))))) ) بدون کلمات تکراری!

13- طبقه ی چندمین (اگر آپارتمانیه خونتون)

(میخوام ببینم بهت یه وقتی بگم خودتو پرت کن پایین، زنده میمونی یا نه^_^)

14- دو صفت خوب، و یک صفت بد به مدیرای کل، مدیران گروه ها، ارشد ها، استاد ها، و ناظر ها نسبت بده تک تک!

15- میرسیم به سوالای نوستالژی: آخرین باری که جلوی آینه رقصیدی کِی بود و با چه آهنگی؟ (قبلا گفتم، این سوال هر دفعه تکرار میشه به عنوان اولین سوال کیبورد ^_^)

و سوال آخر:

16- 10 سوال کیبوردی از من بپرس!

 

بعدا میام سوال خوب میپرسم، تو این مدت سه دفعه صدام کردن =| خدافظ!

ویرایش شده در توسط Ara Harst

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام بر ملت جادوگر

من به ارتباط تلپاتی و حس ششم خودم ایمان اوردم:دی

1. اگه دکتر بودی ویک نفر که مهم ترین فرد زندگی تو کشته باشه (فرضا) و تنها کسی باشی که می تونی نجاتش بدی چکار می کنی؟

2 . اگه هیتلر رو میدی چی بهش می گفتی؟

3. بهترین کتابی که خوندی؟

4 . چه نوع کتابی رو بیشتر دوست داری ؟

5 . تمام کتاب های علمی که خوندی رو نام ببر

6. اگه موجودات جادویی یا فضایی در اختیارت بود چکارشون می کردی (در جایگاه یک ماگل)

7. بهترین موسیقی که دوست داری؟

8 . یکی از اهنگ هایی که نواختی رو اپلود کن بفرست

9. دوست داری جای قهرمان داستانی باشی؟ اگه اره کی؟

10. اگه جای شاه لیر بودی چکار میکردی ؟یک پایان دیگه در چند خط براش بنویس

11. نظرت راجع به دلقک شاه لیر چیه؟

12. بهترین انیمه یا انیمیشنی که دیدی؟

13 . شغل مورد علاقت

14 . نظرت راجع به اصلاح ژنتیک انسان؟ مثلا هوش انسان رو زیاد کنیم یا درمان بیماری های وراثتی و سو استفاده از این علم:دی

15. بهترین و بدترین نوع مردن ؟

16. اگه ریس جمهور می شدی چکار میکردی؟

17. قدرت طلبی رو چطور می بینی ؟

18.علت علاقت به ریاضی رو در چند خط بنویس

19. نظر راجع من چیه؟ :دی بقیه رو روونا گفته بود

20. یک پایان جهان تخیلی بنویس.

21.نظرت راجع به نظم نوین جهانی

هنوز کلی سوال مونده می تونم بعدا هم بپرسم؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب :-"

من ذهنم ذره ذره سوال یادش میاد واسه همین ذره ذره میپرسم :دی

 

1) مهتاب کیست و چه میکند ؟!

2) فرض کن کوهی از آفتر 8 در فاصله ی 50 متری روبروت باشه که رو یه تخته قرار گرفتند و روی دریا قرار دارن ، در فاصله ی 25 متریت آرا رو بستن و میخوان آتیشش بزنن . اگه تو بخوای نجاتش بدی تخته رو رها میکنن تا تمام اون عشقا به دریا ریخته بشه . واکنشت رو بگو .

3) اگه فرصتی واست پیش بیاد که مستقل بشی خونه داشته باشی ماشین داسته باشی شغل داشته باشی و به همه ی آرزوهای مستقل بودنت برسی ولی در عوض با رها قطع رابطه کنی کدومو انتخاب میکنی ؟!

4) آنارشیست ها رو چقد قبول داری ؟! در باب قبول داشتن یا نداشتنشون 4 خط بنویس .

5) فرض کن رفتی دانشگاه و عاشق یه پسر شدی :-" :دی میخوای به روش کاملا سنتی و رمنس یه نامه واسش بنویسی . نامه ای که مینویسی رو همینجا بنویس :-"

6) در باب باحالی کشته شدن توسط ورد آواداکداورا 5 خط بنویس :-" نظر خودت مهم نیست باید در مورد باحالیش بنویسی :-"

7) صفحه ی 111 کتاب هری پاتر و محفل ققنوس رو کامل تایپ کن :-"

8) نظرتو در مورد سه تا از کتابای بسیار مورد علاقت در سه خط بیان کن . هر کتاب سه خط

9) 10 بار بنویس من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم ^_^

10) نظرت رو در مورد هاگوارتز (هاگ خودمون) در 10 خط بنویس

تا سوزاندنی بعد :-"

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جواب رووناست جا نمی شد با سوالای خودش بذارم!

1.به من می خوره به لباس مردم کار داشته باشم؟

2.پول گم نکردم! اگرم کردم نفهمیدم گم شده :-"

3.من تو تلگرام صدا نمی دم اینجا بدم؟ :| آقا امکاناتش نیست :دی ولی اگه می خواید مطمئن شید اتل متل خوندم می تونید بگید یکی از بچه هایی که شمارم رو داره بهم زنگ بزنه براش اتل متل بخونم :-"

4. بع معلم گفتم مشقم رو جا گذاشتم در حالی که ننوشتم :-" البته آدم راستگویی نیستم صرفا فرصت دروغ برام پیش نیومده! ومنظورم دروغ دروغیه که ارزشش رو داشته باشه! مثلا الان باز مشقم رو ننویسم می گم ننوشتم چه کاریه خب دروغ بگم! لابد دلیل داشتم ننوشتم!

5.15

6.اینکه یک داداش کوچولو داشته باشم

7.مرگ دائیم

8.موقعی که داشتم تعظیم ژاپنی برای یکی از دوستام می کردم و معلم دیفرانسیل رد شد :|

9.اینکه یک داداش کوچولو داشته باشم :|

10.خوش اخلاق: شکیلا

مهربون : بهار

تیزهوش : خودت

متعصب : آروین

مغرور : الناز

متفکر : شیدا

دوستداشتنی : ماریا

چغندر : کالاموندین :دی

بامزه : رافا هرچند بامزه منظور دقیقم نیست :دی

شجاع :دایانا

لایق :دایانا(تکراری حسابه؟ :-" )

11. نمی دونم! ولی الان تنها چیزی که یادم می آد اینه سر زبان داشتم زیر میز کتاب می خوندم(و قبل دعوا کردنم بگم که کتاب انگلیسی بود به زبانم کمک می کرد) بعد معلم گفت اون گوشی رو بذار کنار و به درس گوش بده! منم گفتم گوشی نیست کتابه! بعد معلم گفت در هر صورت گوش بده! بعد من گفتم حداقل می شه این فصل رو تموم کنم؟ معلم هم به خاطر صداقتم اجازه داد اون فصل رو تموم کنم! منم بعد تموم کردن فصل به درس گوش دادم! انقدر بچه خوبی ام ^_^

12.خب این رو خودم یادم نیست مامانم تعریف کرده! در دوران بچگی من پدرم در حال گرفتن مدرک دکتراش بوده! وقتایی که بابام در حال درس خوندن بود من پیش مامانم بودم که چون خب بچه پردردسری نبودم مامانم من رو ول می کرد که تو خونه واسه خودم بچرخم تا خودش به کاراش برسه! منم می رفتم دم اتاق بابام سرو صدا می کردم و خب بابام هم که نمی تونسته ببینه دخترش دلش می خواد بیاد تو اتاق و نمی تونه من رو می آورده پیش خودش و برخلاف مامانم بابام من رو می ذاشته رو میز تا حواسش بهم باشه! منم که بچه شروع می کردم به پرت کردن جزوات بابام! بابام هم بعد مدتی می دیدیه نمی تونه این طوری درس بخونه من رو می داده دست مامانم و روز از نو روزی از نو! و خداییش این ترین ها رو بردارید! من از کجا بدونم خنده دار ترین و بامزه ترین و ... کدومن؟

13.عدد 13 از اعداد طبیعی و 6 امین عدد اول است(اگه به ترتیب از 2 حساب کنیم) اولین عدد اولیه که اگه جای ارقامش رو برعکس کنیم باز هم عدد اوله! در دنباله ی فیبوناچی هست! عدد خوشحالیه! که یعنی اگه جمع مربعات ارقامش رو بنویسیم و این فرآیند رو هی تکرار کنیم یا به یک دوره می رسیم یا به عدد 1! از مجموع دو مربع متوالی می شه به دستش آورد که خب اون دو عدد متوالی 2 و 3 هستند و سومین عددیه که همچین خاصیتی داره! که اولین عدد بعد 12 هست که عدد خوبی برای تقسیم بندی حساب می شه! چون هم زوجه هم بر 3 بخش پذیره هم تعداد قابل توجهی مقسوم علیه داره و عده ای این دردسر ساز بودن سیزده که صرفا 1 دونه از 12 بیشتر داره رو دلیلی مبنی بر اینکه در برخی تفکرات عامیانه نحض حساب می شه! یک چیزی هم که در ادامه ی این نحض بودنش نیست ولی برای اینکه یادم نره می گم اولین عددیه در انگلیسی که به "تین" ختم می شه و خب شروع نوجوانی و "تینیجر" بودن هست که الان به نحضی ربطش می دم! دوران نوجوانی تقریبا همراه با دورانی است که کم کم مسئولیت به دوشمون انداخته می شه و خب بلوغمون هم کم کم شروع می شه و در ابتدای کار میزان ترشح هورمون ها هنوز به تعادل نرسیده و خیلی از نوجوان ها در این دوران تکلیفشون با خودشون مشخص نیست و تو مدارس هم که آدم معمولا با همسن های خودشه و اینم اصلا جالب نیست که در دورانی که آدم تکلیفش با خودش مشخص نیست و نیاز به روشن سازی داره اطرافیانشم تکلیفشون با خودشون مشخص نباشه و رفتارشون در آن لحظه تغییر کنه و دچار mood swing باشن و خب این می تونه خاطره بدی از این دوران ایجاد کنه و خب همین می تونه این عدد رو هر چه بیشتر در نظر ما نحض جلوه بده! حالا یک ذره بیشتر به این نحض بودن بپردازیم!قضایای 2012 رو که یادتونه! خب یکی از دلایلی که ملت انتظار قیامت رو داشتن این بود که 13 باکتون در تقویم مایاها بود و در این موقع انتظار اتفاقات بد رو داشتند ملت! و یک چیز جالب اینه که ترس از 13 حتی به طور رسمی یک بیماری و فوبیا عینه فوبیاهای دیگه است و در اوایل قرن 20 کلمه ای بهش اطلاق شده ^_^ و راستی روونا صرفا برای اینکه مطمئن شم اینا رو خوندی بعدا ازت یک پرسشی می گیرم! این رو هم این وسط گفتم که خب بیشتر مطمئن شم خوندی یا نه ^_^ البته دلایل دیگه ای هم داشته که خب خودت می تونی حدس بزنی!

و این مسئله که 13 عدد بعد از 12 است یکی از دلایل نحضیش هست رو که گفتم یادتونه؟ خب این مسئله می تونه یادآوری به شام آخر حضرت مسیح هم باشه که خب حواریون حضرت مسیح 12 نفر بودن و سر اون شام 13 نفر بودن به طور کل و خب بعدش می دونیم چه بلایی سر حضرت مسیح اومد! مسلما جلد 3 هری پاتر رو هم یادتونه که چطور سر اون کریمس که اکثرا از ترس سیریوس بلک رفته بودن خونشون فقط 13 نفر سر میز نشسته بودن و تریولاونی ترسیده بود و گفت اولین کسی که از سر میز پاشه بلای وحشتناکی سرش میاد که خب اینجا بیان شد تنها موقعی این اتفاق ممکنه رخ بده که یک جلاد آماده وایستاده باشه تا اینکه سر اولین کسی که بلند شد رو ببره و اون روز هم رون و هری با هم پاشدن و تریولانیاین طوری بود که کی اول پاشده؟ هر چند من واقعا موندم چرا زحمت پرسیدنش رو به خودش داد وقتی اون همه سر کلاسش بلاهایی وحشتناکی رو که قراره سر هری بیاد پیش بینی کرده بود بگذریم از بحث پرت شدم! بحث سر محضی بود و اینکه 13 یکی بیشتر از 12ه! اصولا بر اساس تقویم سال هایی رو که به جای 12 ماه کامل 13 ماه کامل داشتند نحض می شمردن چون خب نظم طبیعی و عدد 12 نازنین بهم می خورده و کشیش هایی که در این سال ها مسئول تقویم بودن رو بدشانس می دونستن به خاطر اینکه نظم طبیعت رو بهم زدن! چیز جالب اینه که یک سوم سال ها این بلا سرشون داره می یاد! و یکی از دلایل تاریخی دیگه اینه که خب می دونید در تقویم های قمری 12 تا ماه داشتیم و این همون چیزی بود که در تقویم کلیساها بهش اشاره شد ولی تعداد روز های سال راحت تریم به 13 تقسیم کنیم چون در این صورت صرفا یک روز اضافه می آد و خب بعد اینکه بین این دو تقویم دعوا شده سر عدد 13 هم دعوا شده و کسانی که دلشون می خواسته تقویم قدیمی رو نگه دارن از عدد 13 خوششون نمی اومده! این داستان من رو یاد قضیه دعوای معتقادان به خدایان قدیمی اسکاندیناوی و مبلغان مسیحی و اسطوره هایی که در این دوران ساخته شده بوده می اندازه که خب اینجا جاش نیست بعدا خواستید تعریف می کنم که به این مسئله قبلی که بیان کردم مربوطه اما به کل بحث مربوط نیست! و خب در کمال تاسف قبل اینکه بتونم در مورد خط سیزدهم این متن نظری بدم به خط چهاردهم رسیدم و این فرصت رو از دست دادم! و چون حالا از نحض بودن خسته شدم یک استراحتی از این موضوع می دم به چیزی جز نحض بودن 13 بر می گردم عدد 13 عین هر عدد اولی بر خودش و یک بخش پذیر هست بر 2و3و4و6و12 یک باقی مانده داره بر 5 دو باقی مانده داره بر 7 پنج باقی مانده داره و 8 چهار تا و 9 سه تا و 10 دو تا! بر یک که بخش پذیره کوچکترین عدد طبیعی هست و تنها عدد طبیعی هست که نه اوله و نه مرکب! خب حالا ه بحض نحض بودن تموم شده بگم که در ایتالیا عدد شانس حساب می شه و همیشه انقدر منفور نیست ^_^ در تاریخ آمریکا هم عدد محبوبی بوده چون خب آمریکا اصولا شامل 13 کلونی بریتانیایی بوده و به خاطر همین هم پرچم آمریکا 13 تا خط داره! در دین یهودیت هم 13 سالگی سنیه که درش پسر به مردانگی می رسه و مراسم بارمیتواش برگزار می شه! ببخشید انقدر از اینور به اونور می پرم ولی خب انتظار بیشتر از این رو از من نمی شه داشت ^_^ آهان آهان آهان! در راگبی هم هر تیم 13 تا بازیکن داره! خیلی جالبه که تو ورزش معمولا تعداد فرد بازیکن هر تیم داره در صورتی که ملت با اعداد زوج کلا راحت ترن هر چند خب وقتی یک بازیکن باید موقعیت ویژه داشته باشه... در ضمن این عدد در فرهنگ عام هم کلا خییل نقش داشته و خب طبیعیه! چون باور عامیانه اطرافش خاصش می کنه و می تونه خیلی راحت تر از اعداد دیه نقش نماد رو بپذیره یا شاید چون راحت می تونسته نقش نماد رو بپذیره نحض شده در عین حال نوجوان ها که خب بعضا در دوران شورشی خودشون هستند از چیزهای منفی خوششون می آد و به این عدد علاقه مند می شن و با طراحی گرافیکی خیلی خوب می شه ترغیبشون کرد به اینکه لباس و دستبند و ... رو بخرن! در فیلمای ترسناک هم جمعه 13 ام روز خیلی بدی محسوب می شه و روزیه که قاتل ها قتلاشون رو انجام می دن فکر کنم از بین قاتل های کریپی پاستا که حالا من خوب نمی شناسمشون چندتاییشون باشن که موقع 13 ام حمله می کنن اسلندر من از این کارا می کنه؟ و خب فیلم طبقه ی 13 ام هست که دقیقا به خاطر اینکه ملت سعی می کنن از این عدد دوری کنن خیلی موضوع جالبیه که مکانی که از شماره 13 پریده یک ساختمون یا طبقه 13 داشته باشه! و خب الان حتی بیشتر از 21 خط شد! می تونستم بیشتر بنویسم ولی خب حوضله زحمت اضافی ندارم! هافلی که نیستم :-" (و اگه آرا یا آروین این رو می خونه اینکه اینجا عین یک هافلی عمل نکردم دلیل نمی شه هافلی نباشم :دی )

14.کسی رو برنمی گردوندم! نظم طبیعت بهم می خوره! مگر اینکه بیشتر از یک نفر می تونستم برگردونم! اون وقت انقدر ذوق می کردم که بی خیال نظم طبیعی می شدم!

15. تنبلی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

16. خب خودم ه به شخصه چیزی رو عوض نمی کردم اما چیزی که دوست دارم عوض شه اینه که یک داداش کوچولو می داشتم :دی

17. یک بار بچه بودم رعد و برق می اومد لحظه ای که برقا رفت کامپیوتر یک صدایی داد پسر عمم هم جیغ کشید همه اینا در مجموع باعث شد بترسم! به خصوص که قبلش پسر عمه ام کلی سعی کرده بود من رو با داستانای ترسناک بترسونه!

18. کسی اینجا سوتی از من یادشه؟ اگه یادتونه بی زحمت بیان کنید ^_^

19.الناز اسکروج

دایان عروسک سنگ صبور

الیسا روح

شیدا هار:دی

مهسا جک بلک :|

آرا من رو از حالت ملکوتی خارج کن :-" (مدیونید فکر کنید یک کلمه نیست ^_^ )

ماریا ناز

ممد مودب

ساراهـ 1984

راف باحال

لوسیفر یاندره(یاندره نیست اما این تریپ یاندره ها من رو یاد لوسیفر می اندازه نمی دونم چرا :دی )

آروین گوگولی

شکیل کنکوری ^_^

من پرکار

خودت totally cool and awsome

هر کی رو که خودت میخوای.... کسی رو نمی خوام با یک کلمه توصیف کنم

20. به طور رندوم انتخاب شه برام کافیه ^_^

21. خودم! اگه خودم رو نمی تونم بگم رها!

22.الناز بنفش سرگین غلطان

دایان قرمز تیره دایناسور

الیسا خاکستری شته

شیدا سیری گرگ

مهسا قهوه ای پاندا

آرا سبز ملخ

ماریا صورتی ماهی از اینا که دم دراز خوشگل دارن :دی

ممد زرد سگ

ساراهـ مشکی شغال

راف سبز تیره خرس

لوسیفر صورتی چرک ارغوانی پلاتی پوس

آروین قرمز گربه

شکیل قرمز گربه(نژادش با آروین یکی نیس)

من نارنجی جغد

خودت فندقی پاندای قرمز(صرفا چون فعلا بهشون علاقه وافری دارم ^_^ )

24. تولد یک قهرمان

25. تولد یک قهرمان- ریشه ها- سفر های گالیور-ارباب حلقه ها-سرزمین اشباح-قضه های خوب برای بچه های خوب-معمای زندانی-توماس عجیب- در جبهه ی غرب خبری نیست-sellamillion- کمدی های کیهانی-1/2 prince- مقصر کیست- میراث-1984

26. خب اصولا من معنی بهترنی کتابی که خوندید رو نمی فهمم! این ه کاریه کتابا رو هی رده بندی کنیم! من کتاب بخونم شروع نمی کنم با کتاب های قبلی که خونده بودم مقایسه اش کنم! ممکنه نکات منفی و مثبتی داشته باشه که بهش بپردازم و یا حتی بگم اگه مثل این کتاب عمل می کرد بهتر بود و از این ایده ها می تونست استفاده کنه اما این کار رو بیهوده می بینم که کتابا رو رنک کنم چون در هر صورت یک سری کتاب ها یک شرایطی دارن که آدم تو اون شرایط کتابا رو قبول می کنه و در عین حال آدم نمی تونه چون خودش از یک کتابی خوشش اومد بگه این کتاب بهتره! من به شخصه یک بخشایی از سلیقه ام هست که بی دلیله! یعنی من از جو عیاری و اصوال اخلاقی و سامورایی خوشم می آد و به سمت فیلم و کتاب هایی با این موضوع می رم حالا کسی از این ژانر خوشش نیاد مبنی بر سلیقه ی بدش نیست و خب اینکه من وقت خودم رو صرف همچین چیزی کنم و همین الانم به نظرم بیش از حد لازم دارم بهش می پردازم به خصوص که مکالمه ای که انجمن اجازش رو می ده تا اینجا یک طرفه است اما خب همون طور که گفتم کتاب تولد یک قهرمان کتابی بود که خیلی باهاش احساس ارتباط کردم و خب اون رو میام اینجا می گم این کتاب نوشته دیوید گمل که یک نویسنده ی انگلیسی است که در سال 2005 متاسفانه فوت کرده و نوشته هاشم اکثرا جو اسطوره ای دارن و از لحاظ توصیف بسیار قوی ان! شخصیت اصلی یک نوازنده ی دوره گرده که تا حد کمی می تونه از جادو استفاده کنه و سومین پسر یک جنگجو بوده و از معدود شخصیت هاییه که خیلی باهاش احساس نزدیکی کردم دغدغه هاش نوع زندگیش کارش من خودم خیلی دوست داشتم نوازنده دوره گرد بشم یک موقعی و خب چیزهای کوچیک زیادی هم در موردش وجود داشت که من رو یاد خودم بندازه! حالا در کل داستان در مورد ماجراهای این نوازنده(به نام اوئن اودل) هست در رابطه با یک راهزنی که به طور اتفاقی می بینه(و اون موقعی که من این کتاب رو می خوندم من رو یاد رها می انداخت که البته الان شخصیت رها خیلی با این راهزنه فرق کرده خیلی) و این که چطوری سر حرفای اوئل این راهزن به طرز کاملا اتفاقی نجات دهنده ی مردم می شه! شخصیت های دیگه داستان رو هم من به طور شگفت انگیزی تونستم به دوستام ارتباط بدم و این اتفاق تا الان فقط با این کتاب و انیمه log horizon رخ داده که اون در رابطه با یک ملتیه که یک دفعه از دنیای بازی سر در میارن و خب تو اون من به آکاتسوکی که یک نینجائه تشبیه شدم و این رو تا حدی برای آرا گفتم! برگردیم سر کتاب...این کتاب به اندازه ی بقیه کارهای گمل اون جو سنگین اسطوره ای رو نداره و نسبتا خونگرمانه تره و به اون اندازه هم از اسطوره دنیای خودمون تاثیر نگرفته و البته همه ی داستان های گمل در دنیایی شبیه دنیای خودمون رخ نمی دن اما خب جنگ آوری و ... توشون بیشتر از این یکی بوده! ترجمه اش هم بگم در نوان اصلا خوب عمل نکرده که عنوان این کتاب morning star بوده و اینها تولد یک قهرمان ترجمه اش کردن! من واقعا خوندن این کتاب رو پیشنهاد می کنم مخصوصا به رها که موقعی که راهنمایی بودم خیلی دلم می خواست باهاش در مورد این کتاب حرف بزنم ولی خب نشد متاسفانه! صرف نظر از شخصیت ها خود داستان هم خوب پیش می ره شعار بیخودی کم داره پلیدی مداوم دورشون هست ولی تمرکز داستان روی اون نیست سیر روونی داره و شخصیت ها به طور کل دوست داشتنی هستند! جو داستان به طور خوبی روشن بینانه است و وقتی می گم روشنبینانه نه اینکه بدبختی ها رو فراموش کرده باشه اما ورنداشته همه رو هم آدم بیشعور نشون بده و این واقعیت که آدم ها خاکسترین رو قبول کرده به جای اینکه صرفا نشون بده! یکی از مشکلاتی که با خیلی از فیلما و کتابا اینه که چیزی رو که نشون ی دن انار به زور چپوندنو بورش ندارن مثلا این عشق خاوهان ای که جیدا مد شده و خب این روشن بینی تو این کتاب زوری نبوده! البته این رو هم بگم من سوم راهنمایی بودم این کتاب رو خوندم و خب خیلی خوب خوب یادم نیست و ممکنه این چیزایی که می گم صرفا در خاطراتم پیچ خورده باشن و تبدیل به همچین چیزی شده باشن! در عین حال نکته ای که حتما باید در مورد این کتاب بگم ظرافت های پیچوندنی بود که داشت! اتفاقاتی که با مگان افتاد خط زمانی اینکه جارک مایس(همون راهزنه) جدا کی بود و اتفاقاتی هم که برای شخصیت ها بعد مدتی پیش می آد و نظر عمومی بهشون همه و همه جالب بودن و خب به نظرم به طور کل خوندن کتاب های گمل کار خوبیه مخصوصا اینکه به طور مجموع کتاب های یک نوسنده رو خوندن شناخت رو بهتر می کنه و به خاطر همین یک ذره بیشتر از خود گمل می گم!همون طور که گفتم نویسندهٔ مشهور بریتانیایی کتابهای قهرمان محور بود.در دوران جوانی به روزنامه نگاری مشغول بود در سال ۱۹۸۴ اولین رمان رسمی خود با عنوان اسطوره را منتشر کرد. که اینم خیلی کتاب جالبیه! البته من به اندازه بقیه کتاباش از این کنتابش خوشم نیومد ولی خب این احتملا صرفا به سلیقه بر می گرده چون به طور کل نقد خوبی داشته! بعدش بین سالهای ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۶ بیش از سی رمان نوشت که بیشتر آنها حماسی و فانتزی بودند. کتابهای او با فروش بیش از یک میلیون نسخه همچنان در سراسر دنیا به فروش می*رسند. مادرش او را که در غرب لندن و در محله*ای فقیرنشین متولد شده بود تا سن شش سالگی به تنهایی بزرگ کرد و پس از آن تصمیم به ازدواج دوباره گرفت. کودکی دیوید به جنگ و دعوا با زورگیران مدرسه و یا فرار کردن از دست آنها می*گذشت و او درد زخم*ها و جراحات زیادی را در این درگیری*ها چشید. بیشتر این تحقیرها و اذیت و آزارها به علت حضور نداشتن پدر واقعی او بود، اما با پافشاری پدر ناتنی اش او یاد گرفت در مقابل سختی*ها ایستادگی کند. این طرز تفکر در بیشتر رمانهای گمل قابل مشاهده است.در نوجوانی، دیوید به علت تشکیل دادن یک اتحادیهٔ قماربازی، از مدرسه اخراج شد و پس از آن به کارهایی همچون کارگری و کار در کلوپ*های شبانه پرداخت. تا اینکه مادرش موقعیتی برای یک مصاحبهٔ کاری در روزنامه*ای محلی برای او دست و پا کرد و اون از بین صد نفر شرکت کننده در این مصاحبه، به عنوان روزنامه نگار انتخاب شد. بعداً خودش اعتراف کرد دلیل این انتخاب این بود که شخصی که از او مصاحبه می*گرفت غرور و گستاخی او را به حساب اعتماد به نفس او گذاشته بود.پس از موفقیت در کار جدید اش او فرصت*های شغلی مناسبی برای کار در روزنامه*های بین*المللی همچون دیلی میل، دیلی میرور و دیلی اکسپرس یافت و از این طریق توانایی خود را در زمینه نگارش پرورش داد. در همین دوران بود که برای اولین بار ازدواج کرد و صاحب دو فرزند نیز شد اما پس از چندین سال بار دیگر تصمیم به ازدواج گرفت و زندگی جدیدی با همسرش جدیدش استلا آغاز کرد که تا زمان مرگش ادامه داشت.در سال ۱۹۷۰ دیوید گمل که مشکوک به بیماری سرطان بود، برای اینکه خود را سرگرم کند و بیماری اش را از یاد ببرد شروع به نوشتن کتابی کرد که بعد از مرگش از او به یادگار بماند. اما بعد از مشخص شدن نتایج آزمایش*ها و مطمئن شدن از سلامت خود، او کار بر روی کتاب را کنار گذاشت. سر انجام در سال ۱۹۸۰ یکی از دوستان دیوید که دست نوشته*های او را مطالعه کرده بود او را به کارش امیدوار کرد و این مقدمه*ای بر آن بود که دیوید گمل اولین رمان حماسی خود به نام "اسطوره" را در سال ۱۹۸۴ منتشر کند.پس از آن و در سال ۱۹۸۵ کتاب "پادشاه آن سوی دروازه" که ادامه*ای بر کتاب اولش بود را به دست ناشر اش سپرد و با چاپ "Waylander"، سومین جلد از مجموعه*ای که "مجموعهٔ درنای" نام گرفت کار خود در دفتر روزنامه را رها کرد و نویسندهٔ تمام وقت شد. این تازه شروع موفقیت*های این نویسنده بود و پس از آن با بیش از سی جلد کتاب به یک چهره تبدیل شد. ولی خب چیزی که دوست دارم در مرودش کتاباش رخ می داد که متسفانه حالا هم که مرده و رخ نداده این بود یک تاریخ کلی برای سرزمین هاش می نوشت عین کاری که تالکین کرد! یک شخصیتی تو تولد یک قهرمان هست به نام پیرکولو که خب خیلی دوست دارم در مورد غول بودنش اطلاعات داشته باشم اینم یکی از اون شخصیت هاییه که شبیه دوستامه کسانی که وبلاگم رو خوندم احتملا این رفیقم رو می شناسن! ولی خب متاسفانه فوت کرد! البته اگرم فوت نکرده بود این انتظار رو نمی شد داشت چون مثل تالکین صرفا یک دنیا نساخته بود تا خیلی خوب روشون بپردازه! و آهان تو دنیایی هم که ساخته بود تناقض بیخودی وجود نداشت که این خیلی آدم رو خوشحال می کرد! دنیاهاش انسجامن داشتن و برای خفن نشون دادن خودش مسئله رو بیخودی پیچیده نمی کرد ^_^ و با این حال داستاناش از پیچیدگی خالی نبودن :دی

و این یکی هم طولانیه باید 3 قسمت شه :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

27. بابام! خوب ایده آله جای سوال نیست!

28. نمی دونم اگه انجامش دادم لابد اونقدرا هم سخت نبوده!

29. خب چیزیه که نه می گم وجود داره نه می گم وجود نداره! هر دو حالت محتمله یعنی منظورم اینه بعد اینکه آخرالزملان شد آیا یعنی دیگه هیچی وجود نداره یا صرفا انسان ها وجود ندارن؟ من همون طوری که ازل رو نمی تونم تصور کنم ابد رو هم نمی تونم پس اینا رو به حال خودشون می ذارم و به نظرم با وجود اینکه مباحث جالبی هستن اما نوع بحثایی که در اطرافشون می شه و همه بر اساس احساس قبلی نظر می دن رو هیچ دوست ندارم! اصولا هم به نظرم پرسیدن این سوال در کیبورد اون هم با اصرار بر 30 خط بودن هم به نظرم کار بیهوده ا چون واقعا بعیده من 30 خط نظر مفید داشته باشم! بعید هم می دونم 30 خط نظر رو کسی بخونه یا کسی بخونه و هیچ نفعی هم در اینکه نظرم رو در این زمینه به زور بیان کنم نمی بینم! یعنی الان آیا کسی این جواب به دردش می خوره یا صرفا اینکه پدر من در اومده کافیه برای اینکه این سوزوندن حساب بشه؟ و اصطلاح سوزوندن این کیبورد رو تا حدی بهش معنی بدی؟ که خب اصولا به نظرم این طوری مبحث داغ بودن کیبورد به واقعیت نمی پیونده من نمی سوزم و صرفا ممکنه بابت حرفام ناراحتی هایی ایجاد بشه هر چند خداییش مشکلی نیست چون الان یک ذره به خودم استراحت دادم و آماده ی اینم که ادامه بدم! خب آخر الزمان کلی بحث داره که چون من خودم رو واردش نکردم اما خب در فرهنگ های مختلف آخر الزمان های مختلف داریم و بعضیا رو با توجه به جو ادبی اطرافشون بیشتر دوست دارم مثلا برای اسکاندیناوی اینکه هر خدایی یکیو نابود و می کنه توسط یکی از بین می ره و نمادهای طبیعت با خودشون در می افتن رو خیلی دوست دارم! کلا از اساطیر اسکاندیناوی خوشم می آد! در رابطه با زرتشت اونقدر زیاد ایده ندارم اما خب از سوشیانت خوشم می آد ^_^ و برام هم خیلی جالبه چرا تو اکثر دین ها کسی که قبلا رو زمین بوده میاد مثلا فرشته ای چیزی رو نمی فرستن! در یونانی به طرز جالبی ایده ای در مورد آخر دنیاشون ندارم ژاپنی در مورد آخر الزمانشون ایده دارم ولی بگم قاطی پاطی می گم بیخیالش می شم! مصری ها و بین النهرینی ها رو هم نمی دونم و برای مایا ها رو هم نمی دونم و به طور کل هم نمی دونم! اما برام یک سیوالی که هست اینه که چرا تا الان هیچ موجودی که بتونیم به عنوان یک سیستم مفید تر در بین گروهبندی 5 گانه(ماهی و دوزیست و خزندهو پستاندار و ...) طبقه بندیش کنیم هنوز ندیدیم که جامون رو بعد نابودیمون بگیره! مستند زمین بعد از انسان ها هم خیلی جالبه! یک چیز دیگه هم که برام جالبه اینه که در اسلام انقدر اشاره کردن که تعیین کنندگان وقت دروغگویند(و اصلا هم کپی کتاب دینی بیانش نکردم) و با این حال انقدر در مورد اینکه امساله و .. است بحث می شه!) و خب کلا هم این بحث های آخر الزمان عین فال می مونن! طوری بیان شدن که انگار خصوصیات خاص رو می گن اما مردم هر زمونه ای باور می کنن که به طور خاص دوران خودشونه که اونقدر فلاکت زدن است و به انتظار پایان می مونن! و البته اگه این دنیا به پایان بپذیره زمان کی پایان می پذیره و کسی تئوری برای اون داره؟ و چرا صرفا پایان خودمون رو پایان زمان می گیم و این بحث اینکه آیا اگر درختی سقوط نه و کسی اون اطراف نباشه آیا صدایی تولید شده پیش بیاد که نظر شخصی من اینه که بله صدا تولید می شسه اینکه کسی نمی شنوه ربطی نداره و این بحث عکس پروفایل تلگرام شیدا رو پیش میاره که یک چیز خودشه نه اون چیزی که صدا زده می شه! و الانم می خوام یک ذره کپی کنم بفهمم کی می فهمه من کپی کردم و این جنبه علمی و کنجکاوری داره و هیچم تقلب نیست! البته مسلما تقلب نیست چون هیچ قانونی من رو منع نمی کنه قبلش قانون بسازید و من رو مجبور کنید که به اون قانون بله بگم بعد می تونید تنبیهم کنید اما صرف نظر از اون از لحاظ اخلاقی حق هیچ کاری ندارید. در یهودیت تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری، از سده*های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می*دانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دوره*های بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می*رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد. در مزدیسنا (دین زرتشتی) در گاهان (گاتها) که سروده*های خود زرتشت است و در آنها می*توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده*است، اما چنین می*نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می*آید و راه نجات را می*یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر می*خوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می*آید. علاوه بر این*ها در گاهان زردشت سخن از «داوری واپسین» برای درست کاران و بدکاران به میان می*آید. در دین زرتشتی وقایع آخرالزمان را فرشگرد می*گویند که به معنی بازسازی جهان است. در عقاید زرتشتی این پدیده به معنی پایان جهان نیست بلکه تسویه جهان از بدی و بازگشت به دوران پیش از آمیزش اهریمن است. در روز رستاخیز روان درگذشتگان از پل چینوت عبور کرده و در آن*سوی توسط مهر، رشن و سروش اعمالشان سنجیده می*شود. ولی یک چیزی! در اساطیر به خصوص مصری تمرکز زیادی به جهان زیرین شده اما من یادم نمی آد پایان جهان رو تمرکز خاصی داشته باشن چرا؟ چرا بعضی فرهنگا دوست دارن مردم یک دفعه همزمان نابود شن و بعضی بشریت رو کم کم در حال رفتن دیدن؟ آیا این به خود زمانی که دین ها پدید آمدن و عمر خود تمدن ها مربوطه؟ البته در این صورت مال اسکاندیناوی ها اندکی عجیبه! ولی خب یک ذره به آخر جهان فرهنگ غرب بپدازیم که با وجود تاثیری که از مایاها و پگان ها گرفته اما اصلش برای مسیحیسته و 4 شوار که خب تو این یک مورد مطالعه داشتم و برام بسیار جالب بوده و از نظر نمادین خیلی دوستش دارم و تو نقاشی های زیادی هم بوده ^_^ چند وقت پیشم دوباره تو سوپرنچرال دیدمشون خاطرات تازه شدن! مرگ جدی موجود باحال و جالبیه و اگه سوپرنچرال انیمه بود و من توش بودم می تونستید مطمئن باشید که اوموشیروی می گفتم! هر چند نه راستش! بسته به حس و حالم داشت! و خب الانم نشانه ها رو کپی می کنم ^_^ چون دلم می خواد ^_^ بخاري از عبدالله بن مسعود -رضي الله عنه- روايت مي*کند نزديک روز قيامت ايام هرج است، علم از بين مي*رود و جهل ظاهر مي*شود ابو موسى مي*گويد: هرج در لغت حبشي به معني قتل است .ابوموسى -رضي الله عنه- از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روايت مي*کند فرمودند:إن بين يدي الساعة الهرج قالوا: وما الهرج؟ قال: القتل. گفتند: يعني قتل از زمان ما نيز بيشتر مي*شود، مادر هر سال بيشتر از هفتاد هزار نفر مي*کشيم. گفت منظور از قتل فقط کشتن مشرکين نيست بلکه منظور قتل شما بين يکديگر است. گفتند در چنين روزي آيا ما داراي عقل هستيم. گفت در چنين زماني عقل بيشتر انسان*ها زائل مي*شود. و به جايشان مردمان کم عقل مي*نشينند. بيشتر آنها خودشان را با ارزش حساب مي*کنند اما هيچ ارزشي ندارند 2)ابوهريره روايت مي*کند پيامبر خدا فرمودند: قيامت بر پا نمي*شود تا اينکه زمان نزديک شود سال مثل ماه، ماه مثل هفته، هفته مثل روز، روز مانند ساعت و ساعت مانند آتش گرفتن يک برگ درخت خرما شود 3)از ابوهريره روايت شده است پيامبر خدا فرمود: «لاتقوم الساعة حتى يکثر فيکم المال فيفيض حتى يهمَّ رب المال من يقبله منه صدقة ويدعي إليه الرجل فيقول لا اِربَ لي فيه» .قيامت برپا نمي*شود مگر اينکه اموال شما زياد شود و (در بين مردم) آنقدر انتشار يابد تا اينکه صاحب مال براي پيداکردن کسي که صدقه را از او بگيرد به زحمت بيافتد و اگر مردي براي دريافت صدقه دعوت شود بگويد: نيازي ندار.4)از انس بن مالک و از پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- روايت شده است فرمودند: إن من أمارات الساعة... أن يظهر موت الفجأة» . «از نشانه*هاي قيامت... اين است که مرگ*هاي ناگهاني زياد شود. اين امر امروز زياد مشاهده مي*شود خيلي انسان*هاي صحيح و سالم را مي*بيني ناگهان مي*ميرند. امروز اين نوع مرگ*ها به (سکتة قلبي) مشهورند. بر عاقل لازم است آگاه شود و به سوي خدا باز گردد قبل از اينکه مرگ ناگهاني او را فراگيرد. امام بخاري مي*فرمايد: اوقات فراغت را غنيمت بشمار 5)يکي از نشانه*هاي قيامت اين است که انسان به کسي سلام مي*کند که او را بشناسد در حديث از عبدالله بن مسعود نقل شده است پيامبر اسلام فرمودند:إن من أشراط الساعة أن يسلّم الرجل على الرجل، لا يسلّم عليه إلا للمعرفةرواه احمد يکي از نشانه*هاي قيامت اين است که مرد بر مرد ديگر سلام مي*کند به خاطر اينکه او را مي*شناسد اين امر در زمان ما بسيار مشاهده مي*شود. بسياري از مردم جز به کساني که مي*شناسند سلام نمي*کنند و اين خلاف سنت است زيرا پيامبر ما را تشويق مي*کند به همه انسان*ها چه آنهايي که مي*شناسيم و چه آنانيکه نمي*شناسيم سلام کنيم و اين امر سبب انتشار محبت بين مسلمانان مي*شود محبتي که سبب ايمان و مقتضي دخول انسان به بهشت است همانطور که در حديثي از ابوهريره آمده است پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:لا تدخل الجنة حتى تؤمنوا ولا تؤمنوا حتى تحابّوا أولا أدلّکم على شيء إذا فعلتموه تحاببتم؟ أفشوا السلام بينکم رواه مسلم . داخل بهشت نمي*شويد مگر ايمان بياوريد، و ايمان نمي*آوريد مگر همديگر را دوست داشته باشيد. آيا شما را راهنمايي کنم به چيزي که اگر آن را انجام دهيد همديگر را دوست – مي*داريد. سلام کردن را در بين همديگر رواج دهيد و خب این مطالب تو اینترنت کم نیستند من هم چیزیشون رو نخوندم که بخوام نقد درست و حسابی بدم که ارزش خوندن داشته باشه البته می تونستم برم بخونم اما بعید می دونم تفاوتی ایجاد می کرد و خب سایتی هم نمی شناسم معرفی کنم اما تا گوگل هست چه غمی باشد می تونید سر بزنید ^_^ و خب به شخصه بدم نمی آد آخر الزمان رو از نزدیک ببینم اما نشد هم مشکلی نیست به مرگ های دیگر قناعت می کنم! چاره ی دیگری هم دارم مگه؟

30. دی! چون توش دنیا اومدم توش کادو می گیرم! جزئیات بیشتری فکر نکنم لازم باشه ^_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

و راستی روونا صرفا برای اینکه مطمئن شم اینا رو خوندی بعدا ازت یک پرسشی می گیرم! این رو هم این وسط گفتم که خب بیشتر مطمئن شم خوندی یا نه ^_^ البته دلایل دیگه ای هم داشته که خب خودت می تونی حدس بزنی!

خط به خطشونو میخونم -_____-

و آماده برای امتحان ^ــــــــ^

و اینکه من بدبخت تا چهار ماه دیگه 13 ساله میشم-_____- چرا سن منجمد نمیشه ؟ هر چی 12 جالبه 13 هم عدد رومخیه ! و قوانین بخش پذیریش هم سخته :دی

لایق :دایانا(تکراری حسابه؟ :-" )

حساب است !

 

16

الناز بنفش سرگین غلطان

 

سرگین غلطان :703::703::703::703:

 

16

ماریا صورتی ماهی از اینا که دم دراز خوشگل دارن :دی

 

تفسیر عالی ای بود :دی

16

خب اصولا من معنی بهترنی کتابی که خوندید رو نمی فهمم! این ه کاریه کتابا رو هی رده بندی کنیم! من کتاب بخونم شروع نمی کنم با کتاب های قبلی که خونده بودم مقایسه اش کنم! ممکنه نکات منفی و مثبتی داشته باشه که بهش بپردازم و یا حتی بگم اگه مثل این کتاب عمل می کرد بهتر بود و از این ایده ها می تونست استفاده کنه اما این کار رو بیهوده می بینم که کتابا رو رنک کنم چون در هر صورت یک سری کتاب ها یک شرایطی دارن که آدم تو اون شرایط کتابا رو قبول می کنه و در عین حال آدم نمی تونه چون خودش از یک کتابی خوشش اومد بگه این کتاب بهتره! من به شخصه یک بخشایی از سلیقه ام هست که بی دلیله! یعنی من از جو عیاری و اصوال اخلاقی و سامورایی خوشم می آد و به سمت فیلم و کتاب هایی با این موضوع می رم حالا کسی از این ژانر خوشش نیاد مبنی بر سلیقه ی بدش نیست و خب اینکه من وقت خودم رو صرف همچین چیزی کنم و همین الانم به نظرم بیش از حد لازم دارم بهش می پردازم به خصوص که مکالمه ای که انجمن اجازش رو می ده تا اینجا یک طرفه است

 

نظریت عالیه ! ولی باز یه سری کتابا هستن که به طور کلی دسته بندی میشن توی گروه بهترین ها ! یه نفر شاید هر کتابی رو که میخونه دی نوبه ی خودش ایده آل باشه ولی هر کتابی که میخونه نمیره جزو بهترین ها ^ــ^ بهترین نه از نظر محتوا ! یه جورایی کتابی که باهاش خیلی ارتباط برقرار کرده !

 

27

اصولا هم به نظرم پرسیدن این سوال در کیبورد اون هم با اصرار بر 30 خط بودن هم به نظرم کار بیهوده ا چون واقعا بعیده من 30 خط نظر مفید داشته باشم! بعید هم می دونم 30 خط نظر رو کسی بخونه یا کسی بخونه و هیچ نفعی هم در اینکه نظرم رو در این زمینه به زور بیان کنم نمی بینم! یعنی الان آیا کسی این جواب به دردش می خوره یا صرفا اینکه پدر من در اومده کافیه برای اینکه این سوزوندن حساب بشه؟ و اصطلاح سوزوندن این کیبورد رو تا حدی بهش معنی بدی؟ که خب اصولا به نظرم این طوری مبحث داغ بودن کیبورد به واقعیت نمی پیونده من نمی سوزم و صرفا ممکنه بابت حرفام ناراحتی هایی ایجاد بشه هر چند خداییش مشکلی نیست چون الان یک ذره به خودم استراحت دادم و آماده ی اینم که ادامه بدم!

:دی

کسی نخونه خودم میخونم ^ــــــ^

غیر از بحث سوزوندن که بحث خیلی جدی ای هم هست در مورد این سوال (:دی) من چهار ترم جادو آموزت بودم-_____- جادو آموز دو درس -___-

و بی منت عاشق درس دادنت شدم !! هر چند که خیلی زیاد بود :دی

واقعا جالب در مورد بحث های تاریخی نظر میدادی و ورد های جادویی که درسی که واقعا دوستش دارم اینجا توی اون چهار ترم رسما عاشقش شدم !! به خاطر اون درس های خفن :دی و حتی هنر هم که من بی منت ازش متنفرم اینجا و فقط اینجا بهش علاقه مند شدم ^ــــــــ^

و برام جالبه این جور فرضیات رو که هنوز کسی ازش به طور کامل خبر نداره از زبون تو بشنوم ^ـــــ^

از این شاخه به اون شاخه پریدن^ـــــ^ حداقل برای من اینا خیلی جذابه :دی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب اول از همه سلام

تورو خدا شانسو می بینید دفعه بعد نوبت منه (قضیه چیه)اگر اینقدر خوش شانسم پس چرا اسمم تو قبرعه کشی سانتافه در نیومد!!!!!

هعی بیخیل

یه جورایی بد شد

درست موقع تولدم

میزنید نابودم میکنید

خب برم سراغ سوالا

1- چه وسیله ها ای رو تا حالا پوکوندی (خودم یخچال رو)

2-رنگ مورد علاقت؟

3- سنت

4- شخصیت محبوبت تو کتابای هری پاتر

5- رنگ موهات

6- ماه تولدت

7- یه خاطره خنده دار تعریف کن

8- بد ترین نمرت تو مدرسه

9- طول و عرض یه مگس ر اندازه بگیر بگو

10- نظرت درباره افراد زیر

خودم:

رونا:

محمد امین:

امین :

دایانا:

الناز:

رهگذر:

مارتا:

مستر گود:

11- جمله ای که وقتی میگیش بهت روحیه می ده؟

12-نظرت درباره کیبورداغ؟

بازم سووال به ذهنم رسید میام می پرسم

ویرایش شده در توسط sara

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سلام بر کلیو!

 

سوالات:

1- طی سه روز آینده ترجیحا فردا میکرفن بخر و کلمه ی کلیو ون کلوگن اشتاین رو ویس بده! (اصلا قصدم اینکه میکرفن بخری نیست ^_^ و اینکه خب اگه قراره سوالی باشه، تلفظ کلیو ون کلوگن اشتاین با صدای تو توسط میکرفن چجوریه (عملی)؟ :دی)

2- سه تا خاطره ای که اعصابت خورد شده باشه بگو، یه مجازی، دو تا واقعی

3- خودت رو توی 3 خط توصیف کن، با فونت و سایز کاملا عادی، بدون کلمات awsome و aftar 8 و cool

4- دو تا پیشنهاد درمورد بهتر شدن کیبورد؟

5- نظر اصلیت درمورد لحظه ای که توی نمایشگاه منو دیدی، با احتساب اون لحظه و 180 لحظه قبلش و 300 لحظه بعدش =) میتونی برای هر دقیقه یه خط بگی!

(درواقع منظورم اینه ک تو هر دقیقه توی این3 دقیقه و 5 دقیقه چه اتفاقی افتاد، و احساست طی اتفاق افتادن چی بود)

6- به نظرت صندلی داغ جالب تره یا جرات حقیقت؟

7- من رو با درصد هرگروه گروهبندی کن در دونوع، اول: وجود من رو چهار قسمت کن و هر قسمت با در صد های متفاوت یک گروه دوم: ایده آل خالص هر گروه رو در نظر بگیر 100، و به من درصد بده

و به ترتیب برای اولین گروه، 4 ویژگی، برای دومین گروه ، 3 ویژگی ، برای سومین گروه 2 ویژگی و برای آخرین گروه 1 ویژگی به من نسبت بده!

8- اون متنی که قرار بود به من بدی، در عرض سه روز آینده تحویل بده!:snape:

9- هروقت میکرفن گرفتی، شعر مهتاب ای مونس عاشقان + بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم رو به صورت فایل به من بده،این در عرض چهار روز آینده (میکرفن رو برای گزینه یک باید بگیری ^_^ )

10 - بلندترین موت چقدره؟ بلندی موهات چقدره؟ موهات تا کجا میرسه؟

11- بلند شو! سرت رو به سمت راست بچرخون! دو قدم برو جلو(اگه مث من سمت راستت میزه و نمیتونی بری، سمت چپ برو) بعد در همون نقطه بشین، دقیقا پشت سرت چه شی ای هست، چه رنگیه، تو دو خط توصیفش کن، بازم فونت عادی

12- مزه ی شکلات افتر 8 ، یک خط! (یاد امتحان انشای دبستان افتادم =))))))))) ) بدون کلمات تکراری!

13- طبقه ی چندمین (اگر آپارتمانیه خونتون)

(میخوام ببینم بهت یه وقتی بگم خودتو پرت کن پایین، زنده میمونی یا نه^_^)

14- دو صفت خوب، و یک صفت بد به مدیرای کل، مدیران گروه ها، ارشد ها، استاد ها، و ناظر ها نسبت بده تک تک!

15- میرسیم به سوالای نوستالژی: آخرین باری که جلوی آینه رقصیدی کِی بود و با چه آهنگی؟ (قبلا گفتم، این سوال هر دفعه تکرار میشه به عنوان اولین سوال کیبورد ^_^)

و سوال آخر:

16- 10 سوال کیبوردی از من بپرس!

 

بعدا میام سوال خوب میپرسم، تو این مدت سه دفعه صدام کردن =| خدافظ!

 

1.انجام شد

2.مجازی اون موقعی رو یادتونه که کلاس هنرم ادامه نداشت ترم سومش اگه اشتباه نکنم؟ اون رو من تایپ کرده بودم بلاگفا خورد اعصبام رو خفن خورد کرد! واقعی هم مثال رها در رابطه با خورد شدن اعصابم موقعی که داعش آثار تاریخی رو خراب کرد واقعا خوب بود! جدی سرش خیلی حرص خوردم! سر قضیه شین آباد و اینکه مسئول آموزش و پروش مسئولیت هم قبول نکرد و به جاش به مسخره بازی پرداخت و گفت بچه ها سرما نخورید تقصیر ما می اندازن هم خفن اعصابم خورد شد! قابل توصیف نیست!

3.خب من دختری نسبتا ریزه میزه با قد متوسط رو به پائین و موهای بلند لخت و سیاه هستم که موهام به یوکی-اونا یا یوکی-موسومه که یکی از اساطیر ژاپنه و فارسیش می شه بانوی برفی می خوره! از معدود موجوداتیه که وقتی بهش تشبیه شدم راضی بودم از تشبیه ^_^ اصولا در مواقعی که در جمع گیر می افتم می رم یک گوشه و توجه جلب نمی کنم و نقش WALLFOLWER رو دارم اما خب گول نخورید من موجود بسیار پر حرفی هفتم و اثباتش هم میزان حرف زدنم با رهائه! به موجودات گنده ی سخنگو علاقه مندم از اصول اخلاقی و عیاریت و بوشیدو و شرف خوشم می آد اما اشتباه نکنید که خودم آدم باشرف یا پابند به بوشیدو نیستم و این صرفا یک علاقه نسبت به داستان هایی است که همچین عناصری رو در برمی گیرن! تیپ شخصیتی ام در مدرسه و کلا محیط های اجتماعی تا الان اکثرا به WIERD نسبت داده شده که خودم هم چندان از این قضیه ناراضی نیستم! در سال اخیر به انیمه دیدنم معروف شدم اما الان دیگه انیمه نمی بینم به طرز شگفت انگیزی و امید هم دارم دانشجوی ریاضی شریف بشم امسال :-"

4. یکی اینکه مردم در پیام خصوصی نظر رو بگن و یکی هم اینکه قوانین نانوشته ای وجود داشته باشن که هر سوالی پرسیده نشه و سوال ها هدف مند باشن و به صرف پدر در آوردن نباشن :دی

5. خب برای هرکدوم یک خط ندارم بگم اولش که این طوری بودم چرا به عنوان هماهنگ کننده مرتبط جواب گوشیش رو نمی ده! بعدشم که این طوری بودم برای نشانی دادن که اینجا چند تا دوچرخه هست :| ولی خب خلوت بود و خب دیدم کسی که سرش اینور اونور می چرخه به جا اینکه بره کتاب ها رو نگاه کنه توئی و احتمالا خودت آرایی و نزدیک شدم که بعدشم با آشنایی لبخندی بر صورت نقش بست(یا لااقل قرار بود ببنده) و بقیه اش رو هم می دونی! اول نمی خواستم روقدت کامنت بذارم اما چون هیچ ایده ای نداشتم چی بگم این طوری شدم که تو چرا قدت از من بلنده؟ و چپ چپ نگات کردم که گویا اولین نفر هم نبودم که این رو گفته که البته بعد فهمیدنش یک ذره تعجب کردم! فکر نمی کردم بقیه کامنتی رو این مسئله بذارن ^_^

6. صندلی

7.الف: 50 اسلی 30 ریون 12گریف 8 هافل

ب: 70 اسلی 50 ریون 30 گریف 20 هافل

8. باشه :|

9.done

10.حوصله ندارم اندازه بگیرم مخصوصا اینکه تلاش من توسط تو به رسمیت شنماخته نمی شه اما تقریبا تا کمرم می رسه هنوز رو کمرم نیومده ها تقریبا داره می رسه :دی

11.پشتم که کتابخونه است! که یک کتاب خونه قهوه ایه که جلو طبقه بالاش یک دره شیشه ای هست که از وسط باز می شه و دسته های مشکی داره! پایینش یک جایگاه بدون در هست که در حال حاضر چند عددی کتاب به همراه تعدادی فیلم توش قرار داره و قفسه پائینی هم که در چوبی داره جائیه که پدرسم اسناد و مدارک اداری اش رو در اون نگه داری می کنه! قسمتایی که شیشه به چوب وصل شده رو با مربع های پلاستیکی دایره شکل خاکستری پوشوندن و توی کتاب خونه هم پشت در شیشه ای علاوه بر یک عالمه کتابی عکسی از جوانی پدرم در پژوهشگاه قرار داره! در بالای این کتابخانه هم یک مجسمه آناتومی بدهن به همراه چرخ خیاطی بچگی من وجود داره :دی و بگم چرخ خیاطی کار می کنه :-"

12. بدون کلمات تکراری؟ من است و .. رو تکرار می کنم من خیلی REBEL هستم! مزه بهشتی افتر 8 خنک کننده و نعنا طوره که با شیرینی ملایمش حس فوق العاده ای به آدم می ره! بعد خوردن تا مدت ها می تونی خنکی و بوی نعناع رو تو دهنت حس کنی(البته به شرطی که آب نشده باشه بهترین موقع خوردن افترذ 8 موقعیه که از بخچال در آوردی) و تا مدت ها طعمش در دهام آدم می ماند ^_^

13. در حال حاضر طبقه اولم و نه حتی اگه مچ پام پیچ بخوره از بد شانسیه :دی

14.

دنیا صبور شجاع حساس

الناز باجربزه قاطع خسیس :دی

آرا باذوق شاد سمج :دی

محمد موقر آروم صفت بد هنوز به خودم زحمت پیدا کردنش رو ندادم :دی

شیدا تیز کنجکاو امم کلمه نیست نمی دونم چطور بیانش کنم ولی خب یک سری مسائلی رو در نظر نمی گیره کلا :دی

ماریا مهربون ناز باز به خودم زحمت صفت بد پیدا کردن نداردم

آروین باهوش استایل خودش رو داره ترسو :| (از همه لحاظ نه ولی خب خواست به خودش توضیح می دم)

رافا باحال مسئولیت پذیر باز صفت بد یادم نیست( از سیاست مداری نیست از گوشه گیری خودمه :دی)

رزا مهربون صمیمی دچار بحران نوجوانی :دی

ساراهـ کنجکاو زیرک باز به خودم زحمت صفت منفی رو ندادم خیلی از این مثبتا رو هم به طور رندوم می گم البته ^_^

من COOL AWSOME و در کمال تاسف FLAWLESS

بهار خلاق خوش ذوق باز صفت بد رو به خودم زحمت ندادم

مهسا مهربون دو تا صفت دیگه ندارم خب :|

امیر صفت ندارم آقا ندارم :| نودل و پی اس فور و میکاسا حسابه؟

روونا سختکوش ساعی عدم توجه به بقیه گرو های هاگ :دی خب صفات خوب اونا رو هم دریاب :دی

لوسیفر هنرمند UNIQUE الان می تونم یائو رو از نظر خودت صفت منفی در نظر بگیرم نسبت بدم؟

15. جلو آینه نمی رقصم ^_^ اگه برقصم عمری بخوام خودم رو تو آینه ببینم :دی

16. می خوای صبر کنی کیبورد خودت؟

1.به تمام این افرادی که تا صفت براشون گذاشتم یک شخصیت داستانی نسبت بده

2.به تمام افراد بالا شغل جادوگری نسبت بده(خارج از نقشی که تا الان داشتن)

3.برو تاپیک پی می شد اگر یک پست غیر اسپم بذار

4.یکی از بچه هات رو از خانوده طرد کن

5.ملاقات رو بنویس

6.فرض کن یک موجودی ساختن از ترکیب ژن تو و لیوای انتظارت ازش چیه؟

7.نظرت رو در مورد افراد بالا بگو

10.افراد بالا رو به ترتیب گروهبندی کن و برای اولین گروهشون 3 تا دلیل بیار

و می دونم اکثرا خرحمالیه ولی خب :دی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سلام بر ملت جادوگر

من به ارتباط تلپاتی و حس ششم خودم ایمان اوردم:دی

1. اگه دکتر بودی ویک نفر که مهم ترین فرد زندگی تو کشته باشه (فرضا) و تنها کسی باشی که می تونی نجاتش بدی چکار می کنی؟

2 . اگه هیتلر رو میدی چی بهش می گفتی؟

3. بهترین کتابی که خوندی؟

4 . چه نوع کتابی رو بیشتر دوست داری ؟

5 . تمام کتاب های علمی که خوندی رو نام ببر

6. اگه موجودات جادویی یا فضایی در اختیارت بود چکارشون می کردی (در جایگاه یک ماگل)

7. بهترین موسیقی که دوست داری؟

8 . یکی از اهنگ هایی که نواختی رو اپلود کن بفرست

9. دوست داری جای قهرمان داستانی باشی؟ اگه اره کی؟

10. اگه جای شاه لیر بودی چکار میکردی ؟یک پایان دیگه در چند خط براش بنویس

11. نظرت راجع به دلقک شاه لیر چیه؟

12. بهترین انیمه یا انیمیشنی که دیدی؟

13 . شغل مورد علاقت

14 . نظرت راجع به اصلاح ژنتیک انسان؟ مثلا هوش انسان رو زیاد کنیم یا درمان بیماری های وراثتی و سو استفاده از این علم:دی

15. بهترین و بدترین نوع مردن ؟

16. اگه ریس جمهور می شدی چکار میکردی؟

17. قدرت طلبی رو چطور می بینی ؟

18.علت علاقت به ریاضی رو در چند خط بنویس

19. نظر راجع من چیه؟ :دی بقیه رو روونا گفته بود

20. یک پایان جهان تخیلی بنویس.

21.نظرت راجع به نظم نوین جهانی

هنوز کلی سوال مونده می تونم بعدا هم بپرسم؟

 

سلام رازیل ^_^

1.نجاتش می دادم! اما بعد بهش نگاه عاقل اندر سفیه می انداختم که افسردگی بگیره از اینکه من داره بهش نگاه عاقل اندر سفیه می اندازم یوها ها ها ها ها!

2. خیلی چیزها باهاش بحث مفصل می کردم در مورد اینکه چطور یهودی بودن معیار خوبی برای افتادن تو اردوگاه کار نیست اینکه چطوری کشور رو جنبش وا داشت اینکه به روسیه حمله نکنه و ...

3. سخته این سوال آقا سخت :| متفکران روس

4.فانتزی

5. من الان لیست تمامشون چطوری باید یادم باشه؟ :| اما خب علوم ترسناکا رو خوندم سلول های بنیادی به زبون ساده رو خوندم دبستان بودم یک عالمه کتاب در مورد دایناسور ها خوندم نجوم به زبان ساده هست اکثرا کتاب علمی مخصوص بچه ها در دوران بچگی خوندم ولی خب :-"

6. آزمایش

7. یعنی آهنگی که خیلی دوست دارم؟ انجیل متی و یوحناب باخ

8. این کار رو نصفه برای آرا کردم! کافی است آیا؟

9. نه به طور خاص! توی دنیاشون باشم کافیه ^_^

10. شاه لیر شکسپیر رو می گی؟ نخوندم

11.نظری ندارم :دی

12.آقا من با این بهترین ها مشکل دارم :دی اما خب آکاتسوکی نو یونا برام تا حدی نقش تولد یک قهرمان رو تو انیمه ها داره :دی

13. استاد دانشگاه :دی

14. به نظرم باید بیشتر روش آزمایش کنیم تا اطلاعات بیشتر در رابطه با خوب بودن یا بد بودنش داشته باشیم :دی

15. برای خودم یا برای دیگری؟ برای خودم بهترین بدون درد بدترین هر چقدر قبل مردن بیشتر زجر بکشم بدتره دیگه! با زجر مشکلی حاد ندارم به شرطی که بعدش زنده بمونم :دی

16. خیلی کار ها! مالیات ها رو بیشتر می کردم و بعد با پولی که جمع می شد به اصلاح بنیادین می پرداختم! روابط ریپلماتیک رو بهتر می کردم امکانات همه ی مدارس رو بیشتر می کردم دبستان ها رو مختلط می کردم دولت رفاه ایجاد می کردم سازمان های تفریحی که نیازی به پرداخت پول نداشته باشه بنیاد می کردم ورزش رو تشویق می کردم سطح شهر ها رو برای افرادی که مشکلات جسمانی دارن سازگار می کردم دولت فرهنگ درست می کردم بیمه ی بیکاری بهتری برای عموم اختصاص می دادم و ...

17. کاملا بستگی داره قدرت رو طرف برای چه بطلبه

18. خب رشته ای که از بچگی دوستش داشتم! خلاقیت می طلبه هنرمندانه است ظرافتهای خاص خودش رو داره و دنیاییه که کامل دست خودته و تا حدی در موردش قطعیت وجود داره!

19. نظرم مساعده :-" به نظرم بشر کنجکاو باهوش و پرتلاشی هستی که تکلیفش با خودش مشخصه و پخش و پلا و بی هدف نیست! روابط اجتماعیت خیلی خوبه و مودب هم هستی و آدم از مصاحبت باهات لذت می بره ^_^

20. باران پیانو اومد و همه پیانو افتاد رو کلشون مردن :|

21. نظر خاصی ندارم

خوشحال می شم جواب بدم ^_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
خب :-"

من ذهنم ذره ذره سوال یادش میاد واسه همین ذره ذره میپرسم :دی

 

1) مهتاب کیست و چه میکند ؟!

2) فرض کن کوهی از آفتر 8 در فاصله ی 50 متری روبروت باشه که رو یه تخته قرار گرفتند و روی دریا قرار دارن ، در فاصله ی 25 متریت آرا رو بستن و میخوان آتیشش بزنن . اگه تو بخوای نجاتش بدی تخته رو رها میکنن تا تمام اون عشقا به دریا ریخته بشه . واکنشت رو بگو .

3) اگه فرصتی واست پیش بیاد که مستقل بشی خونه داشته باشی ماشین داسته باشی شغل داشته باشی و به همه ی آرزوهای مستقل بودنت برسی ولی در عوض با رها قطع رابطه کنی کدومو انتخاب میکنی ؟!

4) آنارشیست ها رو چقد قبول داری ؟! در باب قبول داشتن یا نداشتنشون 4 خط بنویس .

5) فرض کن رفتی دانشگاه و عاشق یه پسر شدی :-" :دی میخوای به روش کاملا سنتی و رمنس یه نامه واسش بنویسی . نامه ای که مینویسی رو همینجا بنویس :-"

6) در باب باحالی کشته شدن توسط ورد آواداکداورا 5 خط بنویس :-" نظر خودت مهم نیست باید در مورد باحالیش بنویسی :-"

7) صفحه ی 111 کتاب هری پاتر و محفل ققنوس رو کامل تایپ کن :-"

8) نظرتو در مورد سه تا از کتابای بسیار مورد علاقت در سه خط بیان کن . هر کتاب سه خط

9) 10 بار بنویس من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم ^_^

10) نظرت رو در مورد هاگوارتز (هاگ خودمون) در 10 خط بنویس

تا سوزاندنی بعد :-"

 

1. مهتاب موجودی کول و آسم است که به دیوار زل می زند :| (حتی با وجود کول و آسم بودنش :| )

2. شروع می کنم به خوردن افتر 8 بعد هم با پام به آب لگد می زنم با خوردن افتر 8 انرژی هم گرفتم و سعی می کنم آب به آرا برسه آتیشش خاموش شه! اگه نقشه ام با موفقیت انجام نشد....خب بازگشت همگان به سوی اوست!

3.می رم خونه رها تلپ می شم!

4. من با آنارشیست ها به طور خاص موافق یا مخالف نیستم! روش هایی که اکثرا اجرا می کنن رو دوست ندارم اما چیز بدی در ایده لوژیشون نمی بینم و ممکنه به نظرم خیلی ایده آل به نظر بیاد اما همچین چیزی به نظرم مسخره است جلو افراد رو بگیری و ممکنه من همچین ریسکی نکنم اما دلیلی به اینکه جلوشون رو بگیرن ندارم مگر در مواقع خاص که در اون مواقع هم به طور موقت احتمالا ازشون بخوام به خاطر همکاری بار من به شدت قبل به ارزش هاشون نرسن!ولی خب اگه بخوام جزوشون بشم باید کلی توجیه بهم ارائه بدن که نقشه هاشون برای آینده چیه چون جدی با آشوب آدم نمی تونه زندگی کنه و درسته که آدم می تونه قبول کنه که حکومت که اولین راه برای نظمه ممکنه بهترین راه نباشه اما بدون جایگزین مناسب شلوغ کردن(که خب خیلی وقتا با توجه به اینکه جوانان اکثرا به خاطر ماهیت این ایده لوژی بهش نزدیک می شن و بیشتر از حد لازم گروه رو به آشوب می کشانند) بیهوده است و باید جایگزین مناسب داشت! ولی در کل این مسئله ای نیست که من زیاد بهش فکر کرده باشم و یا مطالعه ای داشته باشم و خب طبیعیه که نظری نداشته باشم و بیشتز از این حد واقعا نظری ندارم :دی

5. رومنس نمی نویسم :| رها مسخره ام نکنه خودم خجالت می کشم! می رم جلو دعوتش می کنم بیاد کافه بعد هم بهش می گم ازش بدم نمی آد! به همین راحتی!

6. خب من برای توضیح باحالی آواداکدورا می خوام در قالب یک داستان مثال بزنم! یک روز نشسته بودم در اتاقم پشت میزم داشتم کتاب می خوندم که یک دفعه ولدی وارد شد! منم برگشتم به حالت عصبانی که در بزن!!! بعدشم ولدی اندکی خجالت کشید گفت ببخشید دیگه تکرار نمی شه! منم که دیدم بنده خدا گناه داره اومدم جو سنگین اتاق رو از بین ببرم: دماغتو کی برده؟ که بعد ولدی بهم نگاه کرد که نه جدی؟ شوخی دماغ؟ بعد نوبت من شد که سرم رو به زیر بندازم: خب گزینه دیگه ای برای مسخره کردنت نداشتم! علامت شوم که چیز باحالیه! حالا بذار فکر کنم یک شوخی بهتر برای دماغت گیر بیارم و در فکر فرو رفتم! ولدی هم :-w گفت اینا مهم نیست من اومدم که اینجا تو رو بکشم -خیلی خب! ولی قبلش صبر کن ایده های کول و آسم من در مورد کارهایی که می تونی انجام بدی رو بشنوی که ولدی بی اعصاب آواداکداورا رو خوند! و در لحاظات آخر من نور سیزی رو دیدم که کاملا به رنگ سبز دیوار اتاقم می اومد! همیشه به یاد داشته باشید که وردی که استفاده می کنید به رنگ دیوار بیاد فنگ شویی بهم نخوره این خیلی مهمه! و داستانم خوب نشد! :( دیشب تو ذهنم جزئیاتش بیشتر بود بیشتر سرش ذوق داشتم این خوب نیست! ببخشید! ولی خدایی نیابد فارسی رو پاس داریم و به جا آواداکداورا بگیم اجی مجی لاترجی؟ تازه یک ولدی که می گه اجی مجی لاترجی آدم می کشه خیلی مضحک تر و گوگولی تره آدم قبل مرگش شاد هم می شه خندان می ره اون دنیا! :دی و این نکته خوبیه ^_^ بفرمائید این همه نکته مثبت در مورد آواداکداورا گفتم که خودتون هم خبر نداشتید! البته اگه یکی رنگ دیوار اتاقش به آواداکداورا نخوره باید چیکار کنه؟ :-؟ یکی پاسخگو باشه اینجا :دی

7. کتاب رو ندارم

8.ارباب حلقه ها: خب این کتاب رو همگان می شناسید و نکات مثبتش رو هم می دونید! و می دونید هم من برای چی این مجموعه و کلا کارهای تالکین رو دوست دارم! تاریخ! تاریخ فانتزی! و کلا فضای اسطوره ای داستان هم که فوق العاده است! روابط یک ذره سیاه سفیده که خب اون رو اونقدر دوست ندارم و جو داستان هم یک ذره سنگین و خشک و رسمی بود البته به نظر من این چیز بدی نیست و حب من خیلی وقت پیشم این کتب رو خوندم اما کلا من تا حدی به مسخره بازی و ... علاقه مندم که این رو از اون همه خنده ای که سر 1/2 prince کردم می شد فهمید که البته فر نکنم شماها بدونید ولی خب الان بدونید! بحث سرنوشتی هم سر قضیه تورین بود دوست داشتم! ولی برای همون بحث شوخی به نظرم قوم هابیت و به حد خوبی دورف ها این جو رو تاحدی وجود آورده بودن و واقعا من با افراد این دو نژاد سر این کتاب ها حال کردم! و دقت هم کردید من کلی تو عمرم بیشتر از 3 خط در مورد کتابای مورد علاقم نوشتم و می تونید برید و اونا رو بخونید؟

کمدی های کیهانی از ایتالو کالوینو! آشنایی دارید خب با این کتاب! خیلی کتاب خوب و محشریه! هزار بار گفتم باز هم می گم موقعی که کالوینو این کتاب رو می نوشته با خودش فکر می کرده که در آینده دختری مهتاب نام هست که سلیقه اش کاملا با این چیزی که الان می نویسم جوره! :) اصلا اگار افکار من رو دیده بعد براش یک کتاب نوشته! یک مجموعه داستان کوتاهه که یک ذره رئالیست جادوییه! اسم شخصیت اصلی هم qfwfq هست! خودتون هم بخونید از هر چیزی بهتره! من تعریف کنم ازش گند می خوره! :دی و خب مثلا من الان رفتم این رو کپی کردم از تو وبلاگ خودم! از لحاظ تکنیکال نگاه کنید این رو من خودم نوشتم :دیولی جدی کتاب خوبیه! داستان داستانه و همشونم عجیب و غریب که کنجکاوی آدم رو بر می انگیزن و مفاهیم رو می پیچونن! و خب جا داره برای تئوری پردازی و پیچیده تر کردن و چرت و پرت گویی! اصلا می تونید تو همین هاگ بگید ملت یک داستان رو بخونن و از لحاظ تئوری بهش بپدازیم و چون بیسش 100% علم نیست هر کسی می تونه نظرش رو بگه ^_^

1/2 prince رو هم بگم! اینکتاز نر ادبی خیلی فارق العاده نیست! لحن صمیمی و خیلی ساده ای داره! فارسی دنبالش نگردید نیست و از روی یک من هوآ (ورژن چینی منگا) نوشته شده و داستان به طرز عجیبی مضحکه و عجیب غریبه و آدم از عجیب و غریب بودنش خندش می گیره! یعنی مثلا یک نکته ی زیرکانه که آدم بگه آهان نداره! داستان در آینده اتفاق می افته و در مورد دختریه که سر دعوایی که با داداشش داشته تو یک بازی کامپیوتری از این VIRTUAL REALITY ها وقتی بهش می گن یک درخاوست میونی داشته باشی درخواستش رو مذکر بودن شخصیتش انتخاب می کنه و سر این کلی بلا سرش می آد! مثلا انقدر پسر خوشتیپی بوده که همه دخترا دنبالشبودن! بعدا یک حیوون خونی می گیره که اسم حیوون خونگیش MEAT BUN هست و خیلی گوگولیه و خب یک جور غذائه که به عنوان حیوان خونگی دو تا چشم گنده داره تازه کانیبال هم هست! و کلا ماجراهاش عجیب غریبه! البته خلاقیت داره داستان ولی اصلا LIGHT-READING حساب می شه این کتاب!

9.من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

من زورو و سانجی رو با هم دوست دارم

10. هاگ بدی نیست ولی آدم رو ه فعالیت وا نمی داره! از خود ایده ی اصلیش که از همون اول خیلی خیلی خیلی خوشم اومد ام به نظرم هنو هم جای کار داره به خصوص که کلا قالب کار رو عوض شد! تعداد افرادی که کار می کنن به نسبت خوبه اما خب جدا دوست دارم موقعیتی پیش بیاد که ایده ها رو جامع و کامل بگیم و به نوبت بررسی کنیم و باز بحث های نصفه نیمه نباشه! خود بچه ها هم خیلی خوبن و من واقعا خوشحالم که با همه آشنا شد و با اونایی هم که اونقدر به خودم زحمت آشنایی ندادم که 3 تا صفت بهشون نسبت بدم در آینده تمام تلاشم رو می کنم تا جبران کنم ولی خداییش یکی از اعترافاتم اینه که حس خانواده رو من نسبت به هاگ ندارم :دی البته ناراحت نشید من اون ارق فرزانگانی که ازم انتظار می ره رو هم ندارم! ولی خب گفتم این رو اینجا بگم! و خب چیزی هم که به نظرم هست اینه که اینجا جدی به عنوان چیزی بیشتر از هاگ می تونه عمل کنه و دیدید که رول پلیمون به کجاها کشید! ولی خب یک چیزی درمورد رول پلی خ کلاس ها بگم اینه که حالا که اینجا انجمن شده یک ذره کلاسی ها رو از اون حالت یک هفته مهلت تکلیف کم کنیم و هر کس تکلیف خودش رو بده نباشه! بد نیست بذاریم ملت نظر حرفه ای خودشون در مورد درس های ها رو بگن و باید بذاریم بین بچه ها بحث بشه و هی نباید تاپیک ترم ها رو ببندیم و بذاریم هر شخص تازه واردی که میاد تو هر کلاسی و جلسه ای که به نظرش جالبه شرکت کنه و کلا چیزی که به نظرم تو این هاگ کم هست بحثه! اینجا انجمن گفت و گو است نه انجمن نظر شخصی که هر کی بیاد و بگه نظر شخصی من اینه و تموم بشه! ما باید سعی کنیم نظراتمون رو بهتر کنیم! یک کنشی باید بین ایده ها انجام بگیره و خب این کار با فعالیت یکی دو نفر امکانش نیست! هر سری که تو یک تاپیک می خواید پست بذارید پستای قبلی رو بخونید و صرفا به بخش های شخصی تجه نکنید رو هر جمله فکر کنید این جمله از کجا اومده به کجاها می تونه برسه؟ اینجا ممکنه صرفا به قصسرگرمی باشه اما سعی کنید سرگرمی هاتون مفید باشن و البته پیدا کردن دوستای خوب افراد جدید و اشخاص جالب کم چیزی نیست اما دلیلی نداره همین جا توقف کنیم و خودتون بیاید و فکر کنید در هاگ چهیزهایی می خواید وتشکیلش بدید! بخش های رول پلی مختلف خودتون درست کنید! در رابطه با موجودات دنیای خودمون بخونید تا موجودات جادویی رو بهتر درک کنید و ...! و حالا که دوباره یادآور از هاگ هری پاتر وجود داشته کاغذ و قلم و قیچی رو بردارید و کاردستی هری پاتری درست کنید! به ملتی که دوست دارن نامهی هری پاتری بنویسید که اون خاطره خوب هری پاتر نه تنها کمرنگ نشه بلکه پررنگ تر هم بشه و بله می دونم صرفا به قصد پر کردن 10 خط شروع کردن به موعظه :دی الان شانس آوردید شعر رامپل استالسکین رو بلد نیستم و گرنه اون رو هم چند بار این وسط جا می دادم ^_^ و هی داره تموم می شه! خب خداییش چیزی بر ای گفتن ندارم اما صرفا به عناون تفریح به اینجا نگاه نکنید و براش وقت بذارید نمی شه صرفا از بقیه همین انتظار رو داشت! و اصولا می دونم باید از خودم شروع کنم اما من خودم به شخصه تابع جمعم! به خود تکانی دهید تا به خودم تکانی دهم :دی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
خب اول از همه سلام

تورو خدا شانسو می بینید دفعه بعد نوبت منه (قضیه چیه)اگر اینقدر خوش شانسم پس چرا اسمم تو قبرعه کشی سانتافه در نیومد!!!!!

هعی بیخیل

یه جورایی بد شد

درست موقع تولدم

میزنید نابودم میکنید

خب برم سراغ سوالا

1- چه وسیله ها ای رو تا حالا پوکوندی (خودم یخچال رو)

2-رنگ مورد علاقت؟

3- سنت

4- شخصیت محبوبت تو کتابای هری پاتر

5- رنگ موهات

6- ماه تولدت

7- یه خاطره خنده دار تعریف کن

8- بد ترین نمرت تو مدرسه

9- طول و عرض یه مگس ر اندازه بگیر بگو

10- نظرت درباره افراد زیر

خودم:

رونا:

محمد امین:

امین :

دایانا:

الناز:

رهگذر:

مارتا:

مستر گود:

11- جمله ای که وقتی میگیش بهت روحیه می ده؟

12-نظرت درباره کیبورداغ؟

بازم سووال به ذهنم رسید میام می پرسم

 

سلام! ^_^

1.موس رو

2.آبی

3. 18 (این 2 سوال تکراری بودن :دی )

4. لونا

5.مشکی

6.دی

7. خاطره خنده دار اکثرا این بوده که حرف می زدیم می خندیدیم اما خب یکبار من رو ماست مالیدن به مانتوم هر هر بهم خندیدم این حسابه؟

8. -3% تو درس دینی(منفیه دقت کنید)

9.من مگس الان اطرافم نیست ولی خب یک مگس فرض کردم طولش شد دو سانت عرض 1 سانت و ارتفاع1.5

10.خودم: بچه خوبی هستی فقط سعی کن به پستای بقیه هم نیم نگاهی داشته باشی :دی

رونا: بشر پرکار و مسئولیت پذیریست ^_^ صفت کمیابیه :دی

محمد امین: نظری ندارم

امین : می تونه با ملت همکاری بیشتری داشته باشه!

دایانا: فکر کنم بااتخره در موردم نظر داشته باشه و بدونه هم نظر من در موردش چیه :-؟

الناز: در مورد مدیر نازنینمون که یکبار هم تو عمرم بهم حقوق نداده انتظار دارید چی بگم؟

رهگذر: نظری ندارم :دی

مارتا: بچه خوبیه

مستر گود:بچه خوب قانعیه!

و در کل آقا من در جایگاهی نیستم در مورد ملت نظر بدم! یک چیزی بدید همین طوری رندوم نسبت بدم از دستش خلاص شم :دی

11.یو ها ها ها ها ! آسو هم هست :دی

12. meh

و من هم جواب می دم ^_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توصیه هات برای کنکور چیه؟مهم ترین سوال کامل جواب بده

ضریب هوشیت چنده؟

ژنوتیپ وفنوتیپ رنگ چشماتو بنویس:دی

درمورد اهنگ هم قبول نیست باید برای منم بفرستیش و اینکه ترجیحا ویلون بنوازی و ارسال کنی

zp کنار اسمت چیست؟(الان با وجدانم بابت سوالات فضولی وبیخود در گیرم :دی)

اثار ایزاک اسیموف رو نقد کن

خودت رو در کارخانه ی شکلات سازی تصور کن (در موقعیت یکی از شرکت کننده هاش) عکس العملت رو کامل بنویس و اینکه در چه مرحله ای حذف می شی با وجود افتر ایت در کارخونه؟

نظرت راجع به ساختن یک انیمیشن از هاگوارتز خودمون چیه؟

اگر قرار باشه ساخته بشه نقش خودت رو بنویس کامل بنویس مثل اون پایان جهان یک جمله ای نباشه.

انتقادی نظر سازنده ای برای من داری بگو:دی

هنوز نسوخته ای؟

همه ی تاپیکتات رو خوندم کپی کردن چه حسی دارد؟ :دی ولی در کل جوابای عالی ای بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب!

من ترشیف فرما شدم!

الان با گوشیم نقل قول کردن سخته! آدرس میدم -______-

در جواب روونا، سوال 3، اتل متل توتوله

میتونی برای من بخونی :-"""""

 

+یه جواب کلی، خواهر کوچولو چه تفاوت فاحشی با برادر کوچولو داره ک تبعیض قائل میشی؟ =)

 

متن 13 و آخرالزمان هم دیشب خوندم یادم نیست -_- نظری ندارم =)

 

حالت ملکوتی.........این تقصیر خودت بود ک به عنوان یه دنبال کننده ملاقلت خودتو لو دادی ^_______^ و خدا لو دهندگان را دوست دارد!

 

ملخ =)))))))))))))

 

من میرم تولد یک قهرمان رو در اولین فرصت میخونم =| :| :| :|

 

حالا میرسیم به پاسخ هایی ک به من دادی!

 

برای 1 و 2 و 3 نظر خاصی ندارم! صرفا توصیف خوبی بود :-" راضیم ازت ^_^

4- نظر منظورت کاندید شدنه؟ انسجام از بین میره! و خب هدفمند شدن دارم روش فکر میکنم چجوری قوانین بذارم ک محدودیت جدی به وجود نیاد :-""""

5- این سوال رو ناقص جواب دادی! 300 ثانیه بعد رو نگفتی :| صرفا 60 ثلنیه بعد رو گفتی!

+درمورد قد من نه تنها کامنت گذاشتن، تاپیک هم زدن =| و خب به شخصه هیچ ایده ای نداشتم ازت، و خب تنها کسی ک داشت به سمتم میومد گوشی هم دستش بود تو بودی =)))))))))))

8- آفرین ^_________^

9- =)))))))))))))))))))))))))))) yes completely done =)))))

10- اندازه بگیر :-w سواله! باید جواب بدی! :|

11- کلا توصیفاتت خوبه :-" آفرین =)

12- بخاطر اینکه خیلی rebel هستی، الان سه خط درمورد اینکه چرا همیشه با حروف بزرگ مینویسی و caps lock ات روشنه بنویس!بدون کلمات تکراری!

13- خوبه ^___^

14- سمج =)))))))))))))

صفت های امیر، کدوم صفت بده؟ =)))

و در مورد صفت بد لوسیفر، بلی =______=

15- نگفتم خودتو توصیف کن در حال رقصیدن جلو آینه :| آهنگ بگو و زمان! =)

و 16- کیبورد به من نخواهد افتاد خب :|

این هارو پست میکنم، جوابمو برای 16 ویرایش میکنم! میترسم بنویسم و سند نشه =|

 

و به سوالاتی ک طی این متن به صورت پراکنده پرسیده شد پاسخ بده!

 

ویرایش:

 

1.به تمام این افرادی که تا صفت براشون گذاشتم یک شخصیت داستانی نسبت بده

سوال یک رو خیلی فکر کردم، الان هیچی به ذهنم نمیرسه :| :| :| بعدا جواب میدم! (الان بعدا ـه هنوزم چیزی به ذهنم نرسیده پس کشورای هتالیا رو میذارم صرفا ، که خیلیا شبیه نمیشه -_-)

2.به تمام افراد بالا شغل جادوگری نسبت بده(خارج از نقشی که تا الان داشتن)

(شغلا رو یکی بهم کمک کرده :دی)

2 و 7 و 10 باهم

 

دایانا

کارکتر: مجارستان

شغل : شفادهنده ستت مانگو =)

نظرم: آدم پیگیریه ولی زود عصبانی میشه "گاهی اوقات" وقتی عصبانی میشه آدم عذاب وجدان میگیره چرا عصبانی کردتش =) به طرز زیادی مهربونه ولی هنوزخودش درک نکرده مقدار این میزان رو :دی خیلی به فکر دیگرانه ولی! ^_^

گروه: گریفندور هافلپاف ریونکلا اسلایترین

ویژگی: سریع واکنش نشون میده :دی شجاعه (جسور نیست، شجاعه!) وفاداره!

 

الناز

کارکتر: سوییس؟ البته بهش نمیخوره ولی خب میدونی چرا تشبیهش میکنم :دی

شغل: کارمند وزارتخونه برای نظارت بر گرینگوتز =)

نظر: مسیولیت پذیر! وقتی چیزیو بخواد بهش میرسه! و ولش نمیکنه! حساسه تا حدودی، و تقریبا دیر ناراحت میشه ولی شدید ناراحت میشه!

گروه: اسلایترین گریفندور ریونکلا هافلپاف

ویژگی: به چیزی ک بخواد حتما میرسه، این قابلیت رو داره ک موقع عصبانیت طرف مقابل رو تخریب کنه :دی، جدیه (چ ویژگی اسلایترینی ای واقعا =)))))))) )

 

آرا

کارکتر: خودمو کامل میگم :دی آمریکایی که روسیه است! یا روسیه ای که آمریکاست! با رگه هایی از فرانسه بقول دوستان :دی

شغل: رییس دیوان عالی جادوگری (وینزگاموت)

نظر: درمورد خودم نظر بدم؟ :| :| :|

گروه: اسلایترین ریونکلا گریفندور هافلپاف

ویژگی: دیگران را از حالت ملکوتی خارج کننده! اینارو تو باید بگی نه من :دی

 

ماریا

کارکتر: اکراین با اینکه خیلی ندیدمش :دی

شغل: ردا فروشی مادام ماریا =))))))))))))))))))))))))

نظر: خب من به مادر نقش خودم توی کوچه ی ناکترن اشاره نمیکنم! =)))) ماریا خیلی مهربونه ^_^ خیلی ^_^ اصن کلا خیلی ^_^

گروه: گریفندور، ریونکلا ، هافلپاف ، اسلایترین

ویژگی: واکنش سریع(بین گریفیا مشترکه) ، شجاع در برابر مشکلات ، فعال!

 

محمد

کارکتر: ترکیه؟ تایوان؟ نمیشناسم خب =|

شغل: کارآگاه

نظر: همکار گرامی ! :دی جدی و شوخ طبع (متضاد نیستن) تحلیل گر!

گروه: هافلپاف گریفندور ریونکلا اسلایترین

ویژگی: پرتلاش! مهربون! نه اونقدرا محافظه کار :-؟

 

شیدا

کارکتر: فرانسه =||

شغل:نگهدارنده موجودات جادویی هاگوارتز و عامل مرگ بچه ها از شدت گازگرفتگی

نظر: میتونم نظری نداشته باشم؟ :| اگه نه، خب آدم رک و باحالیه ، خیلیم با استعداده!

گروه: ریونکلا اسلایترین گریفندور هافلپاف

ویژگی: باهوش ، مغرور نوع ریونیش :دی ، بی تفاوت؟

 

رافا

کارکتر:چین ^_^

شغل: سردبیر دیلی پرافت

نظر: عالی! شوخ طبع طنز پذیر و رک! و تفی =)

گروه: اسلایترین گریفندور هافلپاف ریونکلا (اصولا راف خیلی باهوشه :| ولی خب خیلی مهربونم هست ، خیلیم شجاعه ، خیلیم اسلایترینیه :| نمیشه به ترتیب گذاشت :دی)

ویژگی: عشق به گروه ، حرف رو برپایه جمع رک گفتن :| خودتون بفهمین صفتو :| ، ریلکس

 

آروین

کارکتر: یونان =)))))))))

شغل: رییس انجمن حمایت از موجودات جادویی

نظر: متعصب از نوع خوبش :دی ، عاشق کتاب ، کله شق حرف گوش کن =)))

گروه: گریفندور هافلپاف اسلایترین ریونکلا

ویژگی: واکنش سریع باز =))))))) ، جسارت در اکثر چیز ها ، حسن نیت =)))

 

رزا

کارکتر: بلاروس =)

شغل:اداره کردن هانی داکس یا رستوران و وسایل شوخی :دی

نظر: بسیار تلاش کننده برای امتحان کردن همه چیز! فوق نشاط بخش!

گروه: هافلپاف اسلایترین گریفندور ریونکلا

ویژگی: پرتلاشه (البته این ویژگیش با اسلی قاطی شده و نتیجه تلاش مهم نیست براش :دی) ، فوق مهربونه ، همین دوتا رو داره =)

 

ساراهـ

کارکتر: اتریش تا حدودی ، ولی نه اونقدرا!

شغل: کارمند مرموز بخش اسرار :دی

نظر: نظر اصولا یه چیز نسبیه =)))) یه ریونکلایی بسیار ریونکلایی :دی علاقه مند به فلسفه و "هـ" !

گروه: ریونکلا اسلایترین هافلپاف گریفندور

ویژگی: نظر خیلیا جز معدود افرادی براش مهم نیس خیلی! :دی ، رک ! علاقه مند به یادگیری به شدت

 

مهتاب

کارکتر: پروس :دی

شغل: استاد ورد های جادویی :| اصولا و صرفا همین ^_^

نظر: کسی که میشه و میرزه از حالت ملکوتی خارجش کرد؟ :-؟

گروه: ریونکلا اسلایترین هافلپاف گریفندور (آسمون به زمین اومده ک هافل رو قبل گریف گذاشتم :دی)

ویژگی: خلاق ، باهوش ، منطقی :دی

 

لوسیفر

کارکتر: انگلیس و چیبیتالیا =)))))))))))

شغل:نگهبان باکلاس مدرسه =)))))))

نظر: یه دوست عالی! فقط مرا کشته است با owari no seraph ندیدنم :|

گروه: اسلایترین ریونکلا هافلپاف گریفندور

ویژگی: بی رحم =))))) قاطی نشدن تو ماجرای خطرناک، باهوش!

 

مهسا

کارکتر: لیختن اشتاین ^-^

شغل: جانشنی مادام پامفری ^_^

نظر: شابلون وحشی ای که وحشی شدنشو ندیدم تو طول یه سال! :دی پاندا دوست ^_^ کمک کننده و ذوق کننده و مهربون!

گروه: هافلپاف اسلایترین گریفندور ریونکلا

ویژگی: خب مهربون (خیلی مهربون به کار بردم برای ملت، کلمه دیگه نداریم؟ -_- )، ذوق کننده ، صبر :-؟

 

بهار

کارکتر: نروژ؟ ندیدم نروژو خب :|

شغل: مسئول بخش فرهنگی وزارتخونه

نظر: وان دی! :دی شخصیتی که با شناخت درک میکنی با شخصیتی که نشون داده میشه خیلی فرق داره :دی

گروه: اسلایترین گریفندور ریونکلا هافلپاف

ویژگی: رک =| در این مورد ویژگی اسلیه ، بسیییار وفادار به گروه و متعصب ^_^ ، self preservation

 

(چرا تموم نمیشن؟ -_-)

 

امیر

کارکتر: نمیدونم :|کارکتر امیر وار نداریم خودش یه کشوره :دی

شغل: استاد دفاع در برابر جادوی سیاه

نظر: میشه از نودل ، پی اس فور و میکاسا استفاده کنم؟ نظر دارما ، خسته شدم ولی :|

گروه: اسلایترین و اسلایترین و اسلایترین :دی گریفندور هافلپاف ریونکلا

ویژگی: ذکاوت ، قدرت ، ویژگی های رهبری (ترجمه گوگل ترسلیت از کلماتی ک میخواستم *_*)

 

روونا

کارکتر: کره جنوبی! =)))

شغل:جانشین مادام پینس =)

نظر: خیلی فعال! خیلی ! با اطلاعات و با ذوق! کتابخون حرفه ای :دی

گروه: ریونکلا هافلپاف اسلایترین گریفندور

ویژگی: باهوش ، فعال ، مشتاق

 

3.برو تاپیک پی می شد اگر یک پست غیر اسپم بذار

تاپیک چی؟ کجا؟ :|

 

4.یکی از بچه هات رو از خانوده طرد کن

:| :| :| :| نامرد! شیدا رو طرد میکنم چون خداس، همیشگیه و از عدم ظاهر شده! بنابراین تا ابد هم فرزندم باقی میمونه ^_^

 

5.ملاقات رو بنویس

=| باشه! مینویسم در اولین فرصت :-" سواستفاده گر =|

 

6.فرض کن یک موجودی ساختن از ترکیب ژن تو و لیوای انتظارت ازش چیه؟

این موجود تبدیل میشه به لوسیفر دیگه :دی

ولی خب اگه تبدیل به لوسیفر نشه، قیافش به لیوای میره، فقط قدش متوسط تره =|

اخلاقش آرای درون و لیوای بیرونیه، و کلا خود درگیری داره با این دوتا شخصیت

خیلی واقع بینانه به مسایل نگاه میکنه مثل لیوای، ولی در عمل چندان واقع بین عمل نمیکنه!

تو یه برهه از زندگیش افسردگی میگیره و حس تنهایی و حس تنفر بهش دست میده، بعدش تقریبا به حالت عادی برمیگرده

ازش انتظار دارم صرفا مثل یه قسمت از ژنش، محشر باشه و از طرف قسمت دیگه، بتونه زندگی عادی داشته باشه و با دیگران ارتباط برقرار کنه!

دیگه چی بگم خب :-w

 

7.نظرت رو در مورد افراد بالا بگو

 

چرا سوالاتت 8 و 9 نداره؟ =|

 

10.افراد بالا رو به ترتیب گروهبندی کن و برای اولین گروهشون 3 تا دلیل بیار

 

و می دونم اکثرا خرحمالیه ولی خب :دی

خب -__________-

یه سوالم دارم الان، برای همین افراد :دی یه ویژگی متضاد با شخصیتشون بنویس!

(جواب به این ویرایش رو تو جوابی که به همین پست دادی ویرایش کن :دی)

ویرایش شده در توسط Ara Harst

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
توصیه هات برای کنکور چیه؟مهم ترین سوال کامل جواب بده

ضریب هوشیت چنده؟

ژنوتیپ وفنوتیپ رنگ چشماتو بنویس:دی

درمورد اهنگ هم قبول نیست باید برای منم بفرستیش و اینکه ترجیحا ویلون بنوازی و ارسال کنی

zp کنار اسمت چیست؟(الان با وجدانم بابت سوالات فضولی وبیخود در گیرم :دی)

اثار ایزاک اسیموف رو نقد کن

خودت رو در کارخانه ی شکلات سازی تصور کن (در موقعیت یکی از شرکت کننده هاش) عکس العملت رو کامل بنویس و اینکه در چه مرحله ای حذف می شی با وجود افتر ایت در کارخونه؟

نظرت راجع به ساختن یک انیمیشن از هاگوارتز خودمون چیه؟

اگر قرار باشه ساخته بشه نقش خودت رو بنویس کامل بنویس مثل اون پایان جهان یک جمله ای نباشه.

انتقادی نظر سازنده ای برای من داری بگو:دی

هنوز نسوخته ای؟

همه ی تاپیکتات رو خوندم کپی کردن چه حسی دارد؟ :دی ولی در کل جوابای عالی ای بود

 

خب من اصولا بهترین فرد برای توصیه کنکور نیستم اما اعتماد به نفس و خونسردیتون رو از دست ندید آروم باشید و پیوسته دست بخونید و هی دوره کنید! اینطوری نباشه یک روز کلی بخونید یک روز اصلا نخونید! و وقتای استراحتتون رو هم فراموش نکنید که یک وقت کم نیارید اما مواشب باشید کلش استراحت نشه

هیچ ایده ای ندارم ضریب هوشیم چقدره :دی

نمی دونم :| از کجا آدم باید بفهمه؟

امم با آرا هماهنگی کن :|

مخفف فامیلیمه

نخوندم که بخوام نقد کنم :دی

من اصولا خودم رو در سطح مایک تی وی تصور می کردم موقع خوندن! احتمال در همون مرحله مایک حذف شم :دی عکسالعمل رو هم خرذوق می شم دیگه! حتی اگه کارخونه آقای وانکا نباشه ذوق داره حالا کارخونه آقای وانکا باشه و افتر 8 هم داشته باشه؟

اگه کسی بلد باشه خوب بسازه چرا نه؟

خب آخه چه جور انیمشینی می خواد باشه؟ و نظر بقیه افراد چیه؟ شخصیت ها با هم کنش دارن خودم تنهایی که نمی تونم بگم ولی خب باید همون ایده ای باشه که ملت از کلیو دارن!

ندارم :دی شرمنده

نه هنوز جا دارم :دی

ممنون و خسته نباشی ^_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
خب!

من ترشیف فرما شدم!

الان با گوشیم نقل قول کردن سخته! آدرس میدم -______-

در جواب روونا، سوال 3، اتل متل توتوله

میتونی برای من بخونی :-"""""

 

+یه جواب کلی، خواهر کوچولو چه تفاوت فاحشی با برادر کوچولو داره ک تبعیض قائل میشی؟ =)

 

متن 13 و آخرالزمان هم دیشب خوندم یادم نیست -_- نظری ندارم =)

 

حالت ملکوتی.........این تقصیر خودت بود ک به عنوان یه دنبال کننده ملاقلت خودتو لو دادی ^_______^ و خدا لو دهندگان را دوست دارد!

 

ملخ =)))))))))))))

 

من میرم تولد یک قهرمان رو در اولین فرصت میخونم =| :| :| :|

 

حالا میرسیم به پاسخ هایی ک به من دادی!

 

برای 1 و 2 و 3 نظر خاصی ندارم! صرفا توصیف خوبی بود :-" راضیم ازت ^_^

4- نظر منظورت کاندید شدنه؟ انسجام از بین میره! و خب هدفمند شدن دارم روش فکر میکنم چجوری قوانین بذارم ک محدودیت جدی به وجود نیاد :-""""

5- این سوال رو ناقص جواب دادی! 300 ثانیه بعد رو نگفتی :| صرفا 60 ثلنیه بعد رو گفتی!

+درمورد قد من نه تنها کامنت گذاشتن، تاپیک هم زدن =| و خب به شخصه هیچ ایده ای نداشتم ازت، و خب تنها کسی ک داشت به سمتم میومد گوشی هم دستش بود تو بودی =)))))))))))

8- آفرین ^_________^

9- =)))))))))))))))))))))))))))) yes completely done =)))))

10- اندازه بگیر :-w سواله! باید جواب بدی! :|

11- کلا توصیفاتت خوبه :-" آفرین =)

12- بخاطر اینکه خیلی rebel هستی، الان سه خط درمورد اینکه چرا همیشه با حروف بزرگ مینویسی و caps lock ات روشنه بنویس!بدون کلمات تکراری!

13- خوبه ^___^

14- سمج =)))))))))))))

صفت های امیر، کدوم صفت بده؟ =)))

و در مورد صفت بد لوسیفر، بلی =______=

15- نگفتم خودتو توصیف کن در حال رقصیدن جلو آینه :| آهنگ بگو و زمان! =)

و 16- کیبورد به من نخواهد افتاد خب :|

این هارو پست میکنم، جوابمو برای 16 ویرایش میکنم! میترسم بنویسم و سند نشه =|

 

و به سوالاتی ک طی این متن به صورت پراکنده پرسیده شد پاسخ بده!

 

من باید جواب روونا رو هم بدن! فقط چون کمن احساس اسپم زدن خواهم کرد اگه بدم -_________-

و خب من هیچ وقت خواهر کوچولو نمی خواستم چون اون وقت باهاش مقایسه می شدم و من هیچ دلم نمی خواد بهم بگن از یک بچه کوچیک تر از خودم خانم بودن یاد بگیرم :| تازه نمی تونم بزنمش چون خانمانه نیست! اما برادر کوچولو رو می زنم تا مرد بار بیاد هر ی هم بگن ازش یاد بگیر می تونم بگم این پسره فرق داره قضیه اش با من! البته این رو بگم خواهر بزرگتر دوست دارم اگه می داشتم ^_^ ولی خب نداشتم :|

خب چیزای ریزه میزه ای برای جواب بوده اینجا پیگیر بودی تو پی وی بپرس اما سوال 12!

3 خط نداره دلیل واضحه! چون قبلا رو کپس لاک بوده حالا برای رمز یا هر چی :دی صرفا کاری به کارش ندارم

احتمالا میکاسا صفت بده؟ :-؟

خب جلو آینه نرقصیدم زمان یا آهنگ داشته باشه :|

سوالات رو زود جواب بده :دی

برای اون گروهبندی قسمتی که یادم رفته بود

اسلی: زیرک سمج قاطع و خودرای

ریون: تیز کنجکاو مطلع

گریف: شوخ و خاکی

هافل: مهربون

 

پیوست:

خب اون سوال 8و 9 رو گفتم که اشتباهی جا گذاشتم و خب تو پی وی گفتم بهت چیه!

ولی خب اگه کسی می خواد یدونه:

8.بره تو رول پلی رو دوباره راه بندازه

9.یک داسان عاشقانه در مورد هر دو نفری که دلش می خواد بنویسه!

برای اون سوالش هم:

دنیا کینه ای

الناز سخاوتمند

آرا بی تفاوت

محمد جلف

شیدا فروتن

ماریا بدجنس

آروین بی استعداد

رافا خشکه مقدس

رزا کسل

ساراهـ بی علاقه

من ساعی

بهار بی ذوق

مهسا افسرده

امیر ارن رو می تونم به کار ببرم؟ :دی

روونا گوشه گیر

لوسیفر: mediocer

ویرایش شده در توسط mahtabzp

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با عرض درود فراوان خدمت بزرگوار!

 

اینجاب پرسش هایی داشتم که آن ها را خدمت شما عزض میکنم!امید وارم از پاسخ دادن به این بنده ی حقیر !؟ اجتناب نکرده و مرا عزیز بدارید!

 

پرسش اولم که خدمتتان عرض میکنم از این قرار است که لطفا نام خود را که در صورت کیبرد هم زکر شده یک بار بنویسید و سپس برای هر حرف ان یک کلمه بگویید مثلا نوشیا ! ن : نور و:وحشی ش : شیوا ی : یار ا : ارزوی همه!

حال با کلماتی که گفتید یه جمله بنویسید که در آن از آرا ی عزیز تقدیر کرده باشید.

حال آن جمله را در داستانی 3 خطی به کار ببرید.

جال آن داستان 3 خطی را به عنوان یک بند درنظر گرفته و آن را در داستان 4 بندی به کار ببرید .

حال برای داستان نوشته شده یتان یک عنوان مناسب انتخاب کرده و آن را 3 بار برعکس بنویسید و هجاهای آن را مشخص کنید و بلند یلند بخوانید!

حال یک جمله ی 2 کلمه ای در وصف افرادی که نامشان در زیر آمده ایست بنویسید .

مثال نوشیا : مهربان است.

نوشیا:

الناز:

آرا:

روونا:

سارا:

دایانا:

لوبین:

لوبیا:

لوپ شیدا :

مهتاب :

زرشک:

هری پاتر:

سلنا ماریه گومز :

پیاز:

تریلی:

جک و ساقه لوبیا:

this is me :

 

 

حال آخرین حشره ای را که ملاقات کرده اید را توصیف کنید .

حال از آخرین میکروبی که توسط آب از روی انگشت اشاره یتان شسته شده خداحافظی کنید:

حال یک چشمتان را ببندید و این جمله را بنویسید: من یک چشمم بستست!و بستنی دوست نداشتم!

حال با بینی یتان این جمله را بنویسید : من دوست دارم!

حال یک جمله برای من بنویسید:

دلمان میخاست بیشتر در خدمتتان می بودیم!اما دلمان کشید کمی لطف کنیم بهتان ...

بابای سووییییت هارت!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
با عرض درود فراوان خدمت بزرگوار!

 

اینجاب پرسش هایی داشتم که آن ها را خدمت شما عزض میکنم!امید وارم از پاسخ دادن به این بنده ی حقیر !؟ اجتناب نکرده و مرا عزیز بدارید!

 

پرسش اولم که خدمتتان عرض میکنم از این قرار است که لطفا نام خود را که در صورت کیبرد هم زکر شده یک بار بنویسید و سپس برای هر حرف ان یک کلمه بگویید مثلا نوشیا ! ن : نور و:وحشی ش : شیوا ی : یار ا : ارزوی همه!

حال با کلماتی که گفتید یه جمله بنویسید که در آن از آرا ی عزیز تقدیر کرده باشید.

حال آن جمله را در داستانی 3 خطی به کار ببرید.

جال آن داستان 3 خطی را به عنوان یک بند درنظر گرفته و آن را در داستان 4 بندی به کار ببرید .

حال برای داستان نوشته شده یتان یک عنوان مناسب انتخاب کرده و آن را 3 بار برعکس بنویسید و هجاهای آن را مشخص کنید و بلند یلند بخوانید!

حال یک جمله ی 2 کلمه ای در وصف افرادی که نامشان در زیر آمده ایست بنویسید .

مثال نوشیا : مهربان است.

نوشیا:

الناز:

آرا:

روونا:

سارا:

دایانا:

لوبین:

لوبیا:

لوپ شیدا :

مهتاب :

زرشک:

هری پاتر:

سلنا ماریه گومز :

پیاز:

تریلی:

جک و ساقه لوبیا:

this is me :

 

 

حال آخرین حشره ای را که ملاقات کرده اید را توصیف کنید .

حال از آخرین میکروبی که توسط آب از روی انگشت اشاره یتان شسته شده خداحافظی کنید:

حال یک چشمتان را ببندید و این جمله را بنویسید: من یک چشمم بستست!و بستنی دوست نداشتم!

حال با بینی یتان این جمله را بنویسید : من دوست دارم!

حال یک جمله برای من بنویسید:

دلمان میخاست بیشتر در خدمتتان می بودیم!اما دلمان کشید کمی لطف کنیم بهتان ...

بابای سووییییت هارت!

 

درود!

مسلما اینجانب پاسخ دادن به سوالات فرد گرامی مانند شما را مایه افتخار خویش دانسته و بسیار بابت آن خشنود خواهد شد!

1. ک: کول ل:لاغر ی:یرغان و:وحشی و:وارد ن:ناراضی ک:کانی ل:لندن و:وروره گ:گنده ن:نازنازی ا:الکتریکی ش:شیطون ت:تنبل ا:ارنستوچگوارا دلاسرنا ی:یاسی ن:نو

2.ای آرای لاغر تنبل کول ناراضی از کانی های گنده لندن هنوز یرغان نگرفته، باشد که هیچگاه وارد حملات مهسای وحشی نازنازی الکتریکی که به دست سخنان نو ارنستو چه گوارا دلاسرنا یاسی رنگ شیطانی شده نشی! هیچ ایده ای ندارم بابت اینکه آیا کلمه ای جا مونده یا نه ^_^

3.ای آرای لاغر تنبل کول ناراضی از کانی های گنده لندن هنوز یرغان نگرفته، باشد که هیچگاه وارد حملات مهسای وحشی نازنازی الکتریکی که به دست سخنان نو ارنستو چه گوارا دلاسرنا یاسی رنگ شیطانی شده نشی! که شب تاریک و پر از هراس است و اگر نپایی در طی این حملات شیطان نیز به روح تو حلول خواهد کرد و نظریات بانوی سرخ را قبول می کنی و به ایسوس خواهی رفت تا انسان قربانی کنی و بحث روه های تلگرام ناقص می مونه چون بعید می دونم اونجا وای فای داشته باشن! و حواست باشد اسم طولانی برای خود انتخاب نکن که هوای ایسوس بسیار گرم است و اگر روی صندلی داغ(بعید می دونم کیبورد داشته باشن) بنشاننت پدرت در خواهد آمد و خب این عاقلانه نیست! و اگر شما مانده اید که این چه جور داستانی است این حکایت کلیو خردمند و نصیحت هایش به آرا است که حکایتی بس مفید است و باشد که آیندگان از این حکایت پند گیرند و این حکایت چراغی روشن در آسینده ی تاریک آنها باشد و آن ها را به هر سو که می خواهند روند هدایت کند!

4. در روزگاران پیشین در سالی ناشناسی مهتاب خرمند چنین گفت به آرا:

ای آرای لاغر تنبل کول ناراضی از کانی های گنده لندن هنوز یرغان نگرفته، باشد که هیچگاه وارد حملات مهسای وحشی نازنازی الکتریکی که به دست سخنان نو ارنستو چه گوارا دلاسرنا یاسی رنگ شیطانی شده نشی! که شب تاریک و پر از هراس است و اگر نپایی در طی این حملات شیطان نیز به روح تو حلول خواهد کرد و نظریات بانوی سرخ را قبول می کنی و به ایسوس خواهی رفت تا انسان قربانی کنی و بحث روه های تلگرام ناقص می مونه چون بعید می دونم اونجا وای فای داشته باشن! و حواست باشد اسم طولانی برای خود انتخاب نکن که هوای ایسوس بسیار گرم است و اگر روی صندلی داغ(بعید می دونم کیبورد داشته باشن) بنشاننت پدرت در خواهد آمد و خب این عاقلانه نیست! و اگر شما مانده اید که این چه جور داستانی است این حکایت کلیو خردمند و نصیحت هایش به آرا است که حکایتی بس مفید است و باشد که آیندگان از این حکایت پند گیرند و این حکایت چراغی روشن در آسینده ی تاریک آنها باشد و آن ها را به هر سو که می خواهند روند هدایت کند!

آرا این را بشنید و اما هیچ توجهی نکرد!

بعد توسط نیچه خورده شد جون گوش نکرد :|

5. آرای طولانی التوصیف! فرض کنید خوندم :دی و نوشتم و ...

6.

نوشیا: مهربان است

الناز: اسکروج است

آرا: دراز پیگیر! (از اینجا به بعد به قرینه لفظی حذف می شه فعل)

روونا: سخت کوش و توانا!

سارا: زیرک و کنجکاو!

دایانا: رمانتیک است

لوبین:گرگینه ی استاد

لوبیا: تکلیف عیده

لوپ شیدا : در اینجا سوال فلسفی پیش می آد که اگه لپ شیدا رو گاز بگیریم پایه و اساس حقیقت به خطر می افته یا نه؟ :-؟

مهتاب :cool,awsome

زرشک: آزادی زرشک!

هری پاتر: رون و هرماینی

سلنا ماریه گومز : این همون سلنا گومز خاوننده هه و بازیگرست؟

پیاز: تربچه ی تو باغچه

تریلی: یار الناز

جک و ساقه لوبیا: فولکور کلاسیک

this is me : the cool and awsome

7. یک پشه بود عین همه ی پشه های دیگر! صرفا کنجکاوتر به نظر می رسید! انگار دلش می خواست بدونه اگه نسل آدمیزاد رو نابود کنه چه اتفاقی می افته؟ و خب چه التفاقی می افته؟

8. بدرود! هیچ ادبیاتی توانایی بیان افسوسی که من نسبت به شسته شدن تو احساس کردم رو ندارد!

9.من جشمم بسته اسیت و بستنی دوست ندارم

10نوشتم!

11.ارزش مادی و معنوی این جمله متعلق به نوشیاست!

:-تعظیم ژاپنی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
درود!

مسلما اینجانب پاسخ دادن به سوالات فرد گرامی مانند شما را مایه افتخار خویش دانسته و بسیار بابت آن خشنود خواهد شد!

صمیمانه قدردانیم!

2.ای آرای لاغر تنبل کول ناراضی از کانی های گنده لندن هنوز یرغان نگرفته، باشد که هیچگاه وارد حملات مهسای وحشی نازنازی الکتریکی که به دست سخنان نو ارنستو چه گوارا دلاسرنا یاسی رنگ شیطانی شده نشی! هیچ ایده ای ندارم بابت اینکه آیا کلمه ای جا مونده یا نه ^_^

منم ندارم :))))

5. آرای طولانی التوصیف! فرض کنید خوندم :دی و نوشتم و ...

فرض نمیکنیم...

برعکس بنوییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییس

لوپ شیدا : در اینجا سوال فلسفی پیش می آد که اگه لپ شیدا رو گاز بگیریم پایه و اساس حقیقت به خطر می افته یا نه؟ :-؟

فکر نمیکنم! :دی

سلنا ماریه گومز : این همون سلنا گومز خاوننده هه و بازیگرست؟

بله همون است! selena marie gomez اسم کاملش میباشد.

جک و ساقه لوبیا: فولکور کلاسیک

چه ربطی داره؟

 

7. یک پشه بود عین همه ی پشه های دیگر! صرفا کنجکاوتر به نظر می رسید! انگار دلش می خواست بدونه اگه نسل آدمیزاد رو نابود کنه چه اتفاقی می افته؟ و خب چه التفاقی می افته؟

8. بدرود! هیچ ادبیاتی توانایی بیان افسوسی که من نسبت به شسته شدن تو احساس کردم رو ندارد!

9.من جشمم بسته اسیت و بستنی دوست ندارم

خوشم میاد ادبیاتت محشره و مشحره!

10نوشتم!

مطمعنی همی این اخریا رو درس نوشتین؟

 

بدروووووووووووووووووووود !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از ان جایی که پاسخ های گران اززشتان ( اصن نمیدونم معنی میده این گران ارزش یا نه ! مندراوردیس) برای من شبهاتی بس از روی ناخردی اینچانب ایجاد نموده!

خواستار (خاستار؟) عرض پوزش جهت طلب پاسخ و پیگیری سوالات و در واقع شبهات جدیدمانیم!

امیدوارم خاطر مبارکتان مکدر نشده و مرا باز چون پیش عزیز بدارین!:hermione:

 

از خجالت رویمان سرخ شده با این حال میپرسم تا نگویند جفا کارم! ای دل ! این عذاب کی پایان میابد ! O-O

 

 

ای استاد زنده ها و ای سرو شکیبایی مردگان !به من بگو ! ( حس میکنم مثل اینا حرف میزنم که دارن یه چی احضار میکنن! خخخ)

به من پاسخ بده !

حداقل نشانی از خود نشانم بده!

 

 

(الان فرض کردیم پاسخ داده اید )

 

1. چند ساله که داستان مینویسی؟

2. " " " " نمینویسی ؟ ( پرسش تنبلانه !)

3. لطفا وصف حال اخرین لنگه جورابی که از پایت در آوردی را در 24 خط بنویس ( هر خط حد اقل 5 کلمه بایید داشته باشد > یجورایی تقلب !)

4. فرض کن الان شبه اگه واقعا صبجه و فرض کن صبحه اگر واقعا شبه ! همین دیگ :702: سوال قبلی سخت بود گفتم یکم استراحت کنین :)

5.حالا پاشو یه قر بده در همین حال تا 10 بشمر بعد بشین جواب سوالای پایینو بده:

1. اول از راست قرت شرو شد یا چپ؟

2. اخر " " " " " " " """""""""" " "" " ؟

3. اخر با """"" " " " تموم شد یا چپ ؟

4 . تو زهنت اهنگیم بود؟چی؟

5. قرت ریتم داشت یا نه؟

 

6.حالا انگشتای پاتو تکون بده

1. کدوم انگشتات تکون خورد؟ ( نمیتونی بگی انگشتای پام باید اسمی بگی ! مثلا همه یا انگشت کوچیکم!

2. کدوم انگشتت اول تکون خورد؟

4. کدوم انگشتت دوم تکون خورد؟

5 کدوم " اخر " "؟

6. کدوم پات انگشتاش تکون خورد ؟

7. دیشب چه خوابی دیدی؟

7/2 اگه خواب ندیدی با بیست کلمه خودتو سرکوب کن!

7. 3/4 :با دیدن این عدد حدودا ! یاد چی میوفتی؟

دوست داری باهاش کجا بری!! ( راهنمایی )

راحبش 30 کلمه بنویس

8. دوسم داری؟

8.3/4 اگه نداری تو 47 خط در مورد اتهاد ملخ های جادوگر با سوسک های زنبیل به دست بنویس

8.1/2 اگه داری تو 5 خط در مورد برخورد دندانت به لپ شیدا بنویس

8.1/3 اگه نمی دونی داری یا نداری توی 150 خط در مورد موشک های حباب ساز خمیری اتمیسیسیته شده ی کره ی شرقی اسکاندیلیستیمی بنویس

9. خودت و دوس داری؟

9.1 اگه داری بگو چرا؟

 

10 . به نظرت کدوم گروه زیر خوشگل تره !

a. خودت!

b . الناز ، آرا ، روونا ،

c . هاگوارتزیا غیر از موارد a و b وd

d. نوشیا !

10/1 اگر خودت را انتخاب کردی توی 80 خط در مورد سال اول زندگیت بنویس

10.2 اگر b را انتخاب کردی در 14 خط در مورد زیبایی درونی و بیروونی من بنویس! ( البته میدونم بیشتر میشه به خودت سخت نگیر )

10.3 اگر c را انتخاب کردی در 21 خط در مورد فرهنک بالای اسلیترین بنویس

10.4 اگر d را انتخاب کردی که دیگه هیچی :))))) برو حالشو ببر!

 

 

اکر در سوال 10 dرا انتخاب نکرده اید به سوالات بعد پاسخ دهید:

11 . اسم اولین هایی که زیر گفتم بنویس!

معلم

دوست

عروسک

ماشین

دندون؟!

دوست هاگی

وبلاگ

 

12 در مورد جنگ های ستارگان 10 خط بنویس و در اون از پدر من (leo valdz ) تقدیر کن

 

13.اگه سوال 10 dرو هم انتخاب کردی جواب باید بدی!

اسم 5 هاگوارتزی که به نظرت هیولان را بنویس

3 تا از راز هایی که با هاگوارتیا داری را بنویس

4. نام خاننده ی مورد علافه النازو به زشت ترین حالت ممکن ادا کن و بنویس !

 

بدروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
از ان جایی که پاسخ های گران اززشتان ( اصن نمیدونم معنی میده این گران ارزش یا نه ! مندراوردیس) برای من شبهاتی بس از روی ناخردی اینچانب ایجاد نموده!

خواستار (خاستار؟) عرض پوزش جهت طلب پاسخ و پیگیری سوالات و در واقع شبهات جدیدمانیم!

امیدوارم خاطر مبارکتان مکدر نشده و مرا باز چون پیش عزیز بدارین!:hermione:

 

از خجالت رویمان سرخ شده با این حال میپرسم تا نگویند جفا کارم! ای دل ! این عذاب کی پایان میابد ! O-O

 

 

ای استاد زنده ها و ای سرو شکیبایی مردگان !به من بگو ! ( حس میکنم مثل اینا حرف میزنم که دارن یه چی احضار میکنن! خخخ)

به من پاسخ بده !

حداقل نشانی از خود نشانم بده!

 

 

(الان فرض کردیم پاسخ داده اید )

 

1. چند ساله که داستان مینویسی؟

2. " " " " نمینویسی ؟ ( پرسش تنبلانه !)

3. لطفا وصف حال اخرین لنگه جورابی که از پایت در آوردی را در 24 خط بنویس ( هر خط حد اقل 5 کلمه بایید داشته باشد > یجورایی تقلب !)

4. فرض کن الان شبه اگه واقعا صبجه و فرض کن صبحه اگر واقعا شبه ! همین دیگ :702: سوال قبلی سخت بود گفتم یکم استراحت کنین :)

5.حالا پاشو یه قر بده در همین حال تا 10 بشمر بعد بشین جواب سوالای پایینو بده:

1. اول از راست قرت شرو شد یا چپ؟

2. اخر " " " " " " " """""""""" " "" " ؟

3. اخر با """"" " " " تموم شد یا چپ ؟

4 . تو زهنت اهنگیم بود؟چی؟

5. قرت ریتم داشت یا نه؟

 

6.حالا انگشتای پاتو تکون بده

1. کدوم انگشتات تکون خورد؟ ( نمیتونی بگی انگشتای پام باید اسمی بگی ! مثلا همه یا انگشت کوچیکم!

2. کدوم انگشتت اول تکون خورد؟

4. کدوم انگشتت دوم تکون خورد؟

5 کدوم " اخر " "؟

6. کدوم پات انگشتاش تکون خورد ؟

7. دیشب چه خوابی دیدی؟

7/2 اگه خواب ندیدی با بیست کلمه خودتو سرکوب کن!

7. 3/4 :با دیدن این عدد حدودا ! یاد چی میوفتی؟

دوست داری باهاش کجا بری!! ( راهنمایی )

راحبش 30 کلمه بنویس

8. دوسم داری؟

8.3/4 اگه نداری تو 47 خط در مورد اتهاد ملخ های جادوگر با سوسک های زنبیل به دست بنویس

8.1/2 اگه داری تو 5 خط در مورد برخورد دندانت به لپ شیدا بنویس

8.1/3 اگه نمی دونی داری یا نداری توی 150 خط در مورد موشک های حباب ساز خمیری اتمیسیسیته شده ی کره ی شرقی اسکاندیلیستیمی بنویس

9. خودت و دوس داری؟

9.1 اگه داری بگو چرا؟

 

10 . به نظرت کدوم گروه زیر خوشگل تره !

a. خودت!

b . الناز ، آرا ، روونا ،

c . هاگوارتزیا غیر از موارد a و b وd

d. نوشیا !

10/1 اگر خودت را انتخاب کردی توی 80 خط در مورد سال اول زندگیت بنویس

10.2 اگر b را انتخاب کردی در 14 خط در مورد زیبایی درونی و بیروونی من بنویس! ( البته میدونم بیشتر میشه به خودت سخت نگیر )

10.3 اگر c را انتخاب کردی در 21 خط در مورد فرهنک بالای اسلیترین بنویس

10.4 اگر d را انتخاب کردی که دیگه هیچی :))))) برو حالشو ببر!

 

 

اکر در سوال 10 dرا انتخاب نکرده اید به سوالات بعد پاسخ دهید:

11 . اسم اولین هایی که زیر گفتم بنویس!

معلم

دوست

عروسک

ماشین

دندون؟!

دوست هاگی

وبلاگ

 

12 در مورد جنگ های ستارگان 10 خط بنویس و در اون از پدر من (leo valdz ) تقدیر کن

 

13.اگه سوال 10 dرو هم انتخاب کردی جواب باید بدی!

اسم 5 هاگوارتزی که به نظرت هیولان را بنویس

3 تا از راز هایی که با هاگوارتیا داری را بنویس

4. نام خاننده ی مورد علافه النازو به زشت ترین حالت ممکن ادا کن و بنویس !

 

بدروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

 

1. من هیچوقت داستان ننوشتم :دی

2.18 سالی می شه دیگه چون کلا داستان ننوشتم :دی

3. جورابی کرم بود که نقطه نقطه هایی

قهوه ای داشت و در بخش جلو نازک شده

و درمعرض سوراخ شدن قرار داره

و جورابی بسیار راحت است که

حدودا یک سالی می شود دارمش!

4.ممنون ^_^

5. از چپ

چپ

چپ

نه

نه

6.همه انگشت شست سه تا انگشت وسط بعدش با هم تکون خوردن راست

7.خوب ندیدم! واقعا شرم بر تو باد ای انسانی که خواب نمی بینی و نمی توانی با تعریف کردن خوابت ملت را سرگرم بنمایی

اصولا من یاد والتس می افتادم ولی با والتس آدم جایی نمی تونه بره و به اجبار یاد قطار هاوارتز می افتم!

قطاری قرمز و بزرگ و جادار راحت که پایه و اساس دوست های هاگوارتز در آن شکل می گیرد و عمری با کسی هم کوپیه ای باشید و زندگیتان با طرف ارتباط تنگاتنگی نداشته باشه و اگر هم با کسی خارج از قطار دوست شدید مطمئن باشید به اندازه دوست های قطاریتان خفن نخواهد بود!(بیشتر از 30 تا شد ولی خب :| )

8.مگه من جرئت می کنم دوست نداشته باشم؟ ^_^

پس از مدتی دیگر دفتر دبیران هاگوارتز رفتار شیدا را نمی توانست تحمل کند! گار گرفتن هایش از کنترل خارج شده بود! تعداد دانشز آموزانی که در درمانگاه بودن یا بدتر از آن به سنت مانگو منتقل شده ن سرسام آور بود و تعداد نامههی عرده کشی که اعتراض به مدیر ارسال می شد از آن سرسام آور ! لحظه ای نبود که صدای عربنده از دفت الناز شنیده نشه! همه این قضا به علاوه ی رد گاز به روی خود معلم ها باعث شده بود که بالاخره به فکر کاری بیوفتند! و خب مثل همیشه من مظلوم واقع شدن گفتن تو برو ایده بده که چیار کنیم و نمی دونم این سری چطور شد در موقع لازم نتونستم خودم رو از انجام مسئولیت کناری گیری کنم و بخش عملی قضیه رو به شخص دیگری محول کنم! من خودم باید جلوی شیدا رو می گرفتم! مندوکسای -___- پس خب رفتم لباس سرتاپا سیاه نینجاها رو خریدم یک عدد جوته هم خریدم و در معبد طلسمش کردم و چند تا ورد هم دورش بستم بعدشم یک همبرگر گذاشتم وسط سرسرا و مشغول تمرکز شدم! بعد مدتی شیدا اومد جوته رو به سمتش پرت کردم و جوته پس از گیر کردن به گردن شیدا شیدا رو به دیوار قفل کرد! النازی مطلقا دستور داده بود که بلای جدی سر شیدا نیارم چون در هر صورت معلم 3 تا از درس ها بود و الناز عمری حوصله استخدام معلم و پرداخت حقوق نداشت(نه که چقدر به همه مون حقوق می ده) و خب اعصابشم با توجهب اون همه نامه عربده کش خیلی داغون تر از اون بود که من جرئت بحث باهاش روم داشته باشم پس خب گفتم شاید با گاز گرفتن شیدا شیدا بفهمه که اونقدر کار خوبی نیست و کارش رو متوقف کنه و اون موقع بود که گازش گرفتم! -_____- و این کاریه که هیچ دلم نمی خواد دوباره تکرار کنم!

9. دارم چون cool & awsome هستم!

10. همون d رو انتخاب می کنم ^_^

11.خب هیچی :دی

12.لئو مال پرسی جکسون نیست؟ البته اون بخش های لئو دار رو نخوندم ولی خب زیاد ازش شنیدم و این چه ربطی به جنگ های ستارگان داره؟ و منطورت از جنگ های ستارگان star wars بود دیگه؟ که خب من فقط اپیزود 4 و 5و 6 رو دیدم و نظرم اینه که اونقدر خفن نیست :| بد نیستا اتفاقا استفادهشون از تکنولوژی اون موقع خیلی جالبه اما بحث های فلسفی وسطش به نظرم خیلی بی پایه و اساه یک ذره انگار زیادی بزرگ کرده و به خیلی از مسائل نپرداخته و زیادی هم سیاه و سفیده و در عین حال سعی کرده خامستری نشون بده و اون چیزی رو به مخاطب رائه داده که مخاطب می خواد و تا حدی ظرافتش کمه! روابط بین شخصیی هم به نظرم تند پیش می رن و عمق پشتشونرو خوب نشون نداده البته هیجان داستان خوبه و اینکه این همه ملت رو هم به هم نزدیک کرده چیز خوبیه اما از این فرهنگ اطرافش که اگه دیدی عمرتبر فنائه و اگهخوشت نیومه خنگی و بلاه بلاه بلاه اصلا خوشم نمی آد و به نظرم بزرگ کردن زیادیه! این رو هم نمی فهمم چرا امقدر اپیزد بیرون میاد اپیزود های مربوط به بچگی و جوانی آناکین رو ببینم چون معمولا فلش بک ها رو خیلی کار می کنن و کل داستان پتانسیل زیادی داره! این رو هم بگم که آهنگش محشره ^_^ خیلی خیلی با آهنگش حال می کنم ^_^ و اینکه زبان کلینگان هم وجود داره و ملت بهش حرف می زنن خیلی چیز هیجان انگیزیه البته این رو بگم که از نظر آوایی زبانش رو دوست ندارم :| آهان از میزان خرشانس بودن شخصیت هام یک ذره خوشم نمی آد :| کلا از داسیتانایی که خرشانسی زیاد داشته باشن خوشم نمی آد :| ولی خب کلی صحنه معروف داره که تبدیل به MEME شدن و دیالوگ های باحالش خوب بودن! مثل GOOD GOOD LET THE HATREDC FLOW THROUGH YOU یا I FING OUR LACK OF AITH DISURBING که دومیه رو بیشتر دوست دارم :دی ولی خب در هر صورت اینکه یکی از اولین فیلم های فانتزی و سای فای به این ابعاد بوده رو نمی شه نادیده گرفت و هنوزم فیلم های فانتزی ساختشون چندان جالب نیست و خب این تونسته کلی مخاطب جلت کنه و هنوزم به مخاظباش افزوده می شن و بخشی از فرهنگGEEK بودنه و این کم چیزی نیست هر چند من ترجیح می دادم انحصار بازار GEEK دست استار وارز نبود و بین چیزهای دیگه هم تقسیم می شد مخصوصا اینکه به نظرم همین استار وارز می تونست خیلی بهتر بهش پراخته بشه البته ممکنه این ایراد گرفتن های الکی من باشه چون تعداد قابل توجه تری هستند که شیفته ی این فیلمن و خیلی خفنش می دونن! در مورد کتاباش و ... هم هیچ گونه اطلاعاتی و نظری ندارم :دی لئو هم اگه پدر نوشیائه شخصیت باحالیه لابد و کلا شخصیت محبوبی هست چون اسمش رو این ور اونور زیاد شنیدم و معمولا قلبی چیزی هم جلو اسمش می آد! از این تیثپ بچه باحالا هم به نظر می رسه! گویا بچه هفاستیویوسه پس خب مهندسی و دست به آچارشس باید خیلی خوب باشه که صد آفرین بهش ^_^ خیلی توانایی باحالیه! گویا باهوش و صادق هم هست که صفات قابل تحسینیه ^_^ و لابد به خانواده و دوستان هم اهمیت بسیاری می ده که خب از شخصیت های داستان انتظار می ره ولی خب این چیزی از خوب بودنشون کم نمی کنه! و خب اینکه هم همیشه شوخ نیست و توانایی جدی بودن هم داره مسئله ای حیاتیه و خب خوبه که شوخی سر راهش رو موقعی که لازمه نمی گیره البته گویا بعضی وقتا اثرات کارش رو در نظر نمی گیره که خب این هم می تونهه درست بشه :-؟

13. من رها شیدا الناز آرا (به خودش جرئت داد من رو از حالت همایونی خارج کنه -____- )

من رازی ندارم :|

14. گوگوش رو به چند روش می شه ادا کرد؟ :-؟ سعنی مثلا بین حرف دوم و سوم حرف ه اضافه کرد؟

بدرود ^_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×